معمولا تصور بر این است که رقابت‌های ورزشی بین‌المللی، همچون المپیک و جام جهانی فیفا، باعث پیشبرد فهم بین‌الملل می‌شوند. مدت‌هاست که طرفداران دیپلماسی ورزشی معتقدند رقابتهای ورزشی می‌تواند منجر به پیشبرد «یکپارچگی و همکاری بین‌المللی» شود. فوتبال یک بازی حقیقتا جهانی است. به بیان ساده‌تر، «اگر شما (با کسی) فوتبال بازی کنید، آنگاه احتمال کمی وجود دارد که بخواهید (وی را) به قتل برسانید.» کوفی عنان، زمانی که دبیر کلی سازمان ملل را بر عهده داشت، گفت در تصورش نمی‌گنجد که هیچ چیزی بتواند به اندازه‌ی فوتبال مردم را گرد هم آورد. «برای مدت 90 دقیقه، همه‌ی مردم تبدیل به یک ملت می‌شوند.» سپ بلاتر، رئیس سابق فیفا نیز عنوان کرد که «به قدرت باورنکردنی فوتبال در متحدساختن انسانها، برقراری صلح و دوستی، و آموختن ارزشهای اولیه‌ی اجتماعی و تربیتی» عمیقاً باور دارد و فوتبال «همچون مدرسه‌ی زندگی است.» اما آیا می‌توان با اطمینان گفت که جام جهانی یا لیگهای ورزشی منجر به همکاریهای بین‌المللی می‌شوند؟ آیا یک «خانواده‌ی بزرگ فوتبال» در جهان وجود دارد؟ از یک منظر بدون شک رقابتهای جام جهانی در تسریع روابط میان بازیکنان، میان تماشاگران و کشورهای میزبان یا بین نمایندگان فدراسیون‌های مختلف که در جلسات فیفا شرکت می‌کنند، نقش مهمی دارد. این بازیها خود، شکلی از یک همکاری بین‌المللی هستند. گواه همیشگی قدرت ورزش، همین است که خیلی از ما می‌بینیم چطور فوتبال در سطوح محلی می‌تواند به همکاری سیاسی منجر شود. اما مشخص نیست که این همکاریهای بومی-محلی برای تسریع همکاریهای وسیع‌تر بین‌المللی کفایت می‌کند یا خیر. این قدرت حاکمیت است که تثبیت می‌شود. درواقع جام جهانی صرفا سنگر هویتهای ملی را در رقابت با تیمهای سایر کشورها، عمیق‌تر می‌سازد. رقابت، یک رقابت بین‌المللی است اما تجمع و فریادِ هویت (ملی) است که درون هریک از این کشورها سر داده می‌شود. با این حال سه نمونه در نوشتارهای فوتبالی اخیر وجود دارد که قدرت چشمگیر این بازی را در تسریع ارتباطات و همکاری‌های محلی ترسیم کرده‌اند. نخست، تاریخ بازی در انگلستان و کشورهای دیگر نشان می‌دهد که فوتبال در شهرهای صنعتی ظهور یافت تا حس همبستگی را برای کارگران و شهرهای کوچکی که از آن آمده بودند به ارمغان آورد. درست در جوامعی که فاقد یک هویت هم‌بسته بودند، فوتبال توانست تعدادی از قدیمی‌ترین و پرحرارت‌ترین طرفداران خود را بیابد. دوم، وارن سنت‌جان در کتاب «اتحاد رانده‌شدگان» توضیح می‌دهد که چطور لوما موفله، یک دانشجوی اردنی کالج اسمیت، تدریجا عاشق مربی‌گری یک تیم کوچک فوتبال شد؛ این تیم، پسران خانواده‌های پناهنده را گرد هم جمع نموده و به آنها کمک کرد تا خود را با مشکلات زندگی در کلارکستون جرجیا وفق دهند. خط اصلی داستان، یعنی عشق لومای ورزشکار به بهبود زندگی بازیکنان جوانش از طریق آموزش و حمایت اجتماعی، به ما نشان می‌دهد که ورزش چطور می‌تواند صدای فریاد گروه‌ها باشد و اجتماعات پراکنده را حول یک بازی با هم متحد کند. سوم، خانم گوئندولین آکسنهام در فیلم «پلادا» و بعدها در زندگی‌نامه‌اش «یافتنِ بازی»، داستان ناگفته‌ی بازیهای فوتبالِ انتخابیِ سراسر جهان را روایت می‌کند: «یک پدیده‌ی جهانی که حول نژاد، مذهب و طبقه می‌چرخد.» این بازی‌های غیررسمی، در کشور‌های مختلفی چون ترینیداد، برزیل، اروگوئه، بولیوی، پرو، فرانسه، ایتالیا، آلمان، انگلستان، اسرائیل، مصر، کنیا، افریقای جنوبی، غنا، توگو، ژاپن و ایران انجام می‌شود. اکسنهام و دوستانش به این مکان‌ها سفر کرده، وارد بازی‌ها شده و دریافته‌اند که این بازی‌ها برای شرکت‌کنندگانشان چه معنایی دارد. در این مسیر، وی درباره‌ی خود، جهان پیرامونش و درباره‌ی بازی می‌آموزد. در اینجا نیز مانند «اتحاد رانده‌شدگان»، با داستان تشکیل جوامع حول فوتبال مواجهیم. اکسنهام و دوستانش درمی‌یابند که این بازی‌های انتخابی چگونه می‌تواند از میان زاغه‌نشین‌های نایروبی، زندانیان بولیوی، زنان ایران و سالمندان برزیل، اجتماعاتی محلی بیرون بکشد. این اجتماعات حول یک بازی جهانی، اما اغلب در سطح بومی-محلی، ظهور پیدا می‌کنند. بنابراین این ادعا که فوتبال صلح جهانی را به ارمغان می‌آورد، ادعایی اغراق‌آمیز است. همکاری‌های محلی نمی‌تواند اتوماتیک‌وار تبدیل به همکاری جهانی شود. جام جهانی به تنهایی نمی‌تواند صلح جهانی به همراه آورد. در سال 1936 ورزشکاران بریتانیای کبیر و آلمان در المپیک برلین به مصاف یکدیگر رفتند. سه سال بعد، کشورهایشان با هم وارد جنگ شدند. قطعا فیفا به عنوان یک فدراسیون ورزشی غیردولتی می‌تواند تاثیرات اندکی در سیاست جهان داشته باشد. اما به سختی می‌توان تصور کرد سازمانی با 400 پرسنل، که درواقع فدراسیونی از انجمن کشورهای مختلف است، بتواند دولت‌ها را وادار به توقف جنگ کند. بدیهی است تماس میان آدم‌ها به قدر کافی سخت هست، چه رسد به همکاری میان دولت‌ها. ادامه دارد...