ژانویه ی سردی بود! مرد میانسال پرتغالی با آن تصمیمات جنجال برانگیزش شهر را واقعا به هم ریخته بود! اخراج دروازه بان در دقایق ابتدایی ورسیدن بازو بند کاپتانی به تو وتمام درام هایی که در طول بازی ویک هفته بعد افتاد نمی تواند اتفاقی باشد! شروعمان در لالیگا افتضاح بود، انقدر بد شده بودیم که هیچکس رکورد ها وقهرمانی با 100امتیازمان را به یاد نمیاورد! درگیری های درون تیمی را هم که نگو، ده نفره شده بودیم اوضاع خیلی بد بود، بستن بازوبند کاپتانی وشرایط روحی بد تیم، همه اش روی تو سنگینی می کرد، در آن بازی دویدی جنگیدی گل زدی و وقتی باز همه چیز مساوی شد، جان بر کفانه ضربه آزادت را روانه ی دروازه ی براوو کردی، تا اینگونه مرد پرتغالی را از یک شکست دیگر نجات دهی ودر آغوشش بکشی. آن شب تقریبا همه ی ما با آن فریاد مطمئن شدیم فوتبال جهان فقط یک پادشاه دارد!شاید بقیه یادشان نیاید، ولی من که یادم هست در آن روز های سخت چگونه بزرگ تیم شده بودی ومثل یک بزرگتر واقعی بزرگی وفداکاری می کردی تمام آن شب فقط یک چیز در ذهنت بود، رسیدن به توپ طلایی که فردا قرار بود به تو برسد! رکورد شکنی هایت در لالیگا به خودی خود کافی بود ولی داشتی فکر می کردی اگر ضربه های پناتی تو و بقیه جلوی نویر در نیمه نهایی اروپا آنچنان به هوا پرتاب نمی شد الان رسیدنت به جایزه قطعی بود چرا که با پرتغال هم در یورو حسابی دلبری کرده بودی ویک پنالتی مسخره ی دیگر تورا از رسیدن به فینال محروم کرده بود...
با همین افکار در مراسم شرکت کردی لحظاتی پرتنشی که می دانستی لیاقتش را داری اما باورت نمی شد!من هم باورم نمی شد! آب سردی که روی قلب مثل گلوله ی آتش، ریخت را من هم تجربه کردم.... واقعا نا امیدی محض بود.
بازی بعدی در جام حذفی، خوزه رفتنی شده بود وهمه هم می دانستند، اما این جام باید بدست می آمد برای همه ی ما، بازی رفت که بد بود ولی بازی برگشت در برنابئو بعد از آن شب کذایی هر گلی که میزدی وهر شلیکی که به قلب دروازه ی سلتاویگو روانه می کردی نشانه ی مردی بزرگ بودی! انسانی با اراده
دوباره برخاستی وحتی به کسانی که نمی خواستند باورت کنند وتورا ببینند فهماندی، فوتبال دنیا فقط یک پادشاه دارد! درست وقتی همه فکر می کنند کار تمام است، بر می خیزد ودنیارا مبهوت می کند.
بعد ها در کتاب تاریخ چنین می نویسند، که دو ابر ورزشکار در یک زمانه می زیستند، یکی از آنان چهار سال پیاپی جایزه ی بهترین را برد وهمه فکر می کردند که ورزشکار دیگر برای همیشه عقب خواهد ماند، اما او دوباره برخواست و تمام عقب افتادگی هارا جبران کرد!شاید افسانه به نظر رسد ولی این داستان را من به چشمانم دیدم.
برای همین تو اسطوره ای بی نظیر در تمام تاریخی،شایدآن زمان هیچ کس تورا باور نداشت،اما می دانستم که ققنوس من همیشه از خاکستر بر می خیزد... .
16آذر 96