کسانی که نگارنده رو می شناسند بخوبی می دانند که بنده کوچک ترین علاقه ای به جرّوبحث ندارم ... ولی مقاطعی پیش می آید که حداقل برای یک بار هم که شده باید "فریاد" زد که این "سکوت" از رضایت نیست ... . یکی از دوستانِ طرفدار تیم بزرگ و اصیل و پرافتخارِ اینتر میلان مطلبی را برای آقای اسپالتی کار کرده بودند که به خودیِ خود پتانسیلِ این را داشت که مطلبی کاملاً مثبت، مُوَجَه و جذاب باشد؛ منتهای مراتب ایشان در بخشی مشکلاتِ کاملاً خودساخته و خودآگاهانۀ میانِ آقای اسپالتی با اسطورۀ رُم را کاملاً یک طرفه قضاوت کردند و حتی در جریان ترتیب بازی های فصلِ گذشتۀ رُم به واسطۀ اطلاعاتِ کمِ ایشان دربارۀ رُم اشتباهاتی هم مرتکب شدند (که با توجه به این که آقای هاتفی به عنوانِ یک اینتریستا بالطبع بازی های اینتر را دنبال می کنند نه بازی های رُم اشتباهِ ایشان طبیعی هم بود) ... جمیعِ این جوانب حقیر را بر آن داشت که برخلافِ میلِ باطنیِ خودم "جوابیه ای روشنگرانه" به بخشِ پایانیِ مطلب ایشان بدهم ... . باز هم تکرار می کنم که به عنوان کسی که بخشی از عزیزترین و بهترین دوستان و برادرانم در این سایت طرفدار تیمِ بزرگ و دوست داشتنیِ اینتر هستند، به واقع قصد نداشتم پاسخ بدهم ولی وقتی دیدم یک سری مسائل به طور سریالی در ارتباط با تیمَ م رُم، اسطورۀ بزرگِ ش و مربیِ سابقِ ش همچنان به اشتباه مطرح می شود، به غلط قضاوت می شود و مدام ادامه پیدا می کند به عنوان کسی که برای سال ها تک تکِ بازی های رُم را دنبال کرده، برای اولین بار و آخرین بار در این مطلب پاسخی را می نویسم که هم ریشۀ "مشکلات شخصیِ" لوچانو اسپالتی با فرانچسکو توتی مشخص شود و هم دربارۀ دلایلِ دلخوریِ های ما رُمی ها از آقای اسپالتی مبنی بر این که مشکلِ ما فقط برخوردِ نامهربانانۀ ایشان با فرانچسکو توتی نبوده، روشنگریِ لازم صورت گیرد ... پس از خواندن این مطلب قضاوت را به شما دوستان واگذار می کنم: . این پُستِ آقای هاتفی بود: . https://www.tarafdari.com/%D8%AE%D8%A8%D8%B1/860125/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF%D8%9F . اول از همه این که برادر عزیز! دوستِ عزیز! استاد عزیز! بازی آتالانتا - رُم مربوط به دو فصلِ پیش بود، نه فصلِ اخیر!!! حالا حتی اگر منظور شما همان بازی هم باشه، شما چطور این که پس از تساویِ رُم با آتالانتا (که به نوعی یکی از زمینه سازهای سوم شدنِ رُم، پلی-آفِ لیگ قهرمانانِ فصلِ بعدتر و حذف در برابر پورتو شد) واکنشِ بحران-زای آقای اسپالتی که بقول خودتون و خودشون نه تنها از توتی بلکه کُلِ تیم انتقاد کرده رو می بینید؛ ولی بازیِ رُم و تورینو رو نمی بینید؟! بازی ای که رم 1-2 عقب بود و جناب اسپالتی توتی رو در 5 دقیقۀ پایانی به زمین آوردند که بگن بدون توتی هم خواهیم باخت ولی همین به ظاهر پیرمرد حماسه سازی می کنه!!! در اولین لمسِ توپِ ش گلِ مساوی رو می زنه و سپس دو-سه دقیقۀ بعد از روی نقطۀ پنالتی گلِ برتری رو ... بازی ای که هنگامِ تموم شدنِ ش، وقتی دوربین یک نمای بسته از اسپالتی می گیره، ایشان بجای خوشحالی از این که تیمِ ش شکست رو به پیروزی تبدیل کرده؛ یک چهرۀ کاملاً ناراحت، بهت زده و برافروخته رو به خودشون گرفتند؛ چرا؟! گفتن ندارد ... ولی اینجا باید از قول قرآنِ کریم "پُررنگ" نوشت: « ... و مکرو و مکرالله واللهُ خیرالماکرین ...» یادمه بعد از همون بازی بسیاری همین دوستانِ نازنین اینتری که در آن زمان با روبرتو مانچینی اتفاقاً تیمِ خوبی هم داشتند و برای کسبِ سهمیۀ لیگ قهرمانان با هم رقابتِ تنگاتنگی داشتیم (و بسیاری الآن به طورِ طبیعی طرفدار مربیِ کنونی شون آقای اسپالتی هستند) به ما رُمی ها می گفتند که نه اسپالتی بلکه توتی بود که ما رو شکست داد و سهمیۀ C.L رو برای شما رمی ها save کرد و اتفاقاً چقدر هم با بزرگواری به ما انرژی مثبت می دادند؛ ولی حالا ... . یک سؤال دیگر: وقتی کاپیتان در ثانیه های پایانی پنالتی هایش را در برابر همین تورینو و یا در فصلِ بعد تر و در زیرِ رگبارِ شدیدِ باران باز هم در ثانیه های پایانی در برابر سمپدوریا تبدیل به گُل می کند، چه دلیلِ منطقی و عقلانی وجود دارد که طبقِ فرمایشِ پُرمغزِ جنابِ اسپالتی پنالتی را به کس دیگر واگذار کند؟! (مصاحبۀ مطبوعاتی اسپالتی در واپسین بازِی اسطورۀ رم) ... یعنی حتی در آخرین بازیِ توتی هم باید «مربی اش» رهبریِ او را زیر سؤال ببرد؟! آیا این حرف درست بود؟! آیا حرفه ای بود؟! آیا واقعاً اخلاقی بود؟! پنالتی برای رُم در بازیِ آخر توتی صرفاً یک فرع و یک احتمال بود؛ آیا رها کردنِ "اصل" و چسبیدن به فرع آن هم در شرایطی که توأمان هم حساس است و هم احساسی واقعاً مصداقِ بارزِ بی خِرَدی نیست؟!؟!؟! . در ضمن دربارۀ نیمکت-نشینیِ فرانچسکو توتی این رو هم فراموش نکنید که اسطورۀ رُم، در تیمِ تحتِ نظرِ رودی گارسیا هم نیمکت نشین بود و حتی بازی هایی می شد که اصلاً و ابداً یک دقیقه هم بازی نمی کرد ... حالا سؤال این جاست که آیا کوچک ترین مشکلی پیش آمد؟! آیا توتی به چیزی اعتراض کرد؟! پاسخ: خیر هیچ مشکلی پیش نیامده بود ... . شما در پایانِ مطلبِ تان فرمودید "در پایان نمی توان گفت اسپالتی نسبت به توتی اشتباه کرد!!!" ... آیا واقعاً این رفتار اشتباه نبود؟! دوست من! فراموش نکنید که باشگاه بزرگ اینتر در شرایط کنونی و در حالِ حاضر، یک اسطورۀ باسابقه و بزرگ همچون توتی یا ده روسی را ندارد که آقای اسپالتی با او مدام و به شکلی غیرمنطقی سرِ جنگ و جدل داشته باشد و در شرایطی که ادعای نهایتِ ریاست، سیاست و کیاست را دارد، نتواند رختکن را کنترل کند؛ در نتیجه ایشان در گرفتن این نتایج شایسته و بایسته در اینتر میلانِ بزرگ به طورِ قطع تمرکز بیشتری دارد ... . همچنین باید گفت که خوب بود که وقتی از مشکلات اخیر فرانچسکو توتی و آقای اسپالتی یا بهتر بگم مشکلات آقای اسپالتی "با توتی" می نوشتید، در ذهنِ تان ریشۀ داستان رو هم در نظر می گرفتید: یک فلش-بک می زنیم: پس از این که رُم فصلی أسفناک (2009-2008) رو در میانه های جدول به پایان رساند؛ ابتدای فصلِ 2010-2009 ، بود که اسپالتی پس از دو شکستِ بَد و دو بازی بسیار ضعیف در ابتدای فصل (مِن جمله شکستِ خانگیِ 1-3 رُم با درخشش دیه گو! برابرِ یوونتوسِ چیرو فرارا!) از رُم استعفا داد و جدا شد، به شکلی کاملاً احساسی و غیرمنطقی در محافل خصوصی گفت که بازیکنای بزرگ تیم پُشتم درنیومدن و من هم استعفا دادم ... آیا واقعاً کسب آن دو نتیجۀ ضعیف یا نتایج بسیار ضعیف تری که رُم در فصلِ قبل تر (2009-2008) گرفته بود هم صرفاً بخاطر عدم حمایت بازیکنان بزرگ بود؟! اگر این طور بود، چرا اسپالتی زودتر استعفا نداده بود؟! آیا این ها صرفاً توجیه نبودند؟! هر چند نیازی هم نیست که یادآوری کنم دقیقاً در پایان همان فصل یکی از بهترین اینترهای تاریخ با مربیِ خاصِ ش «ژوزه مورینیو» نه تنها در همین لیگ قهرمان شد ، بلکه یک سه-گانۀ تاریخی رو بدست آورد ... تنها تیمی هم که در لیگ و در جام حذفی اون اینتر بزرگ و دوست داشتنی رو به طوری جدّی چالش کشید همین رُم بود ... بله! رُمِ رانیری!!! رُمی که تا قبل از اون دو سال با آقای اسپالتی در بحرانِ کامل بود ... یعنی می شه باور کرد که این بحران دو ساله فقط بخاطر عدم حمایت بازیکنان بزرگ بود؟!؟!؟! آیا واقعاً این حرف صادقانه ست؟! . برگردیم به زمان حال ... قبلاً در پُستی و کامنتی برای یکی از دوستانِ نِراتزوریِ مشترکِ مون نوشته بودم ... الآن هم بدون هیچ تغییری اینجا بازنشر می کنم: صرفاً دلیلِ ناکامیِ فصلِ گذشتۀ رُم در کسبِ قهرمانی و از آن مهم تر دلیل مشکلات یا بقول شما کم لطفی، قدرنشناسی (!!!) و عداوتِ ما رمی ها نسبت به آقای اسپالتی، برخورد ایشان با توتی نبوده و نیست ... ما از آقای اسپالتی گلایه داریم و بدمون میاد چون ایشون به هیچ وجه صداقت نداشتند ... همیشه سعی کردند که با فرافکنی هایشان ضعف ها و اشتباهات خودشان را بپوشانند ... . به عنوان مثال اجازه بدهید دربارۀ اون فاجعه ای که پارسال در پلی-آفِ لیگ قهرمانان جلوی پورتو رخ داد، صحبت کنم ... از قصد این مثال رو می زنم چون که اون مسابقه متأسفانه یا خوشبختانه کوچک ترین ارتباطی به توتی نداره ... اسپالتی در اون مسابقه در انتخاب ترکیب اولیه اشتباهاتِ بسیار بزرگی کرد ... در شرایطی که فازیو در بازی های پیش فصل عالی عمل کرده بود _و البته در پایان همون فصل هم یکی از بهترین مدافعین لیگ لقب گرفت، به نظر می آمد که آقای اسپالتی، فازیو رو جایگزینِ فرمائلن که در بازی رفت اخراج شده بود خواهد کرد، ولی در اقدامی عجیب فازیو 90 دقیقه روی نیمکت نشست و آقای اسپالتی ده روسی رو به قلب خط دفاعی برد و با این تصمیمِ ش اول خطِ میانیِ تیم رو فلج کرد و بعد از اون در برابر تیمی مثل پورتو که در ضربات شروع مجدد یکی از بهترین تیم های اروپا ست، فاکتور حیاتی و مهمی همچون دوئل های هوایی رو نادیده گرفت ... دقیقاً هم سرِ همین شد که همان اولِ بازی و در دقیقۀ هشتم، روی یک ضربۀ شروع مجدد توپ به شکلی عجیب از همه عبور کرده بود و رُم به مضحک ترین شکلِ ممکن با یک ضربۀ سرِ ساده گل خورد _در صورتیکه قاطعانه می گم اگر فازیو بود ضربۀ سر اول رو زده بود ... برای اون مسابقه، اسپالتی در انتخاب دروازبان هم دچار اشتباه شد ... آلیسون در تمام بازی های پیش فصلِ تابستان 2016 با تیم بود و اتفاقاً عملکرد بسیار خوبی هم داشت .. در بازی رفت با همین پورتو هم که تازه 10 نفره هم شده بودیم، فقط یک گل از روی نقطۀ پنالتی خورد و باز هم عملکردی شایسته داشت ... در بازیِ برگشت اسپالتی در شرایطی از شزنی استفاده کرد که شزنی تازه قرارداد قرضی ش رو با تیم تمدید کرده بود، نه در پیش فصل حاضر شده بود و نه این که بخاطر عدم حضور در تمرینات فرمِ خوبی داشت ... در اون مسابقه شزنی (که صادقانه باید گفت در ادامۀ فصل واقعاً خوب شد) حداقل روی گل های اول و دوم مقصر بود ... آیا واقعاٌ بازی دادن به بازیکنی که تازه در تمرینات تیم شرکت کرده، در چنین مسابقه ای که برنده شدن درش می تونه میلیون ها دلار برای تیم به همراه داشته باشه، یک ریسکِ بد نبود؟!؟!؟! در طول مسابقه زمانی که 0-1 عقب افتاده بودیم، شدیداً تمرکز تیمی به هم خورد ... آقای اسپالتی هم در همون جریان بای حل شد و نتونست خونسردی و تمرکز رو به تیم منتقل کنه و تیم رو از اون وضعیت بیرون بیاره و متعاقباً فاجعه با اخراجِ ده روسی در نیمۀ اول و امرسون پالمیری (که به عنوان یار تعویضی به میدان آمده بود) در نیمه دوم، تکمیل شد ... در کل تعویض های آقای اسپالتی هم واقعاً عجیب بودند ... وقتی ده روسی اخراج شد، ایشان در اقدامی عجیب امرسون پالمیری رو جایگزینِ پاره دس کرد، ژوان ژسوسی که مطمئناً شما بهتر از بنده ازش شناخت دارید رو از پُستِ دفاعِ چپ (!!!) به دفاعِ وسط برد و در کُل سوای از خطِ دفاع، خطِ میانی رو هم از دست داد ... تعویض دوم که بعد از اخراج امرسون بود، تعویضِ ادین ژکو با ایتوربه (!!!) بود _بازیکنی که با اختلاف بدترین خرید تاریخ باشگاه رم به حساب میاد ... در نتیجه علاوه بر دفاع و خط میانی، خط حمله را هم از دست دادیم!!! تعویض سوم هم آوردن ژرسونِ جوان و بی تجربه بود بجای دیه گو پروتی!!! (بدون شرح) جالبه بدونید استاد به استفان الشعراوی اصلاً بازی ندادند!!! فازیو هم که جدای از این که می تونست در ترکیب اصلی قرار بگیره، می بایست حداقل بعد از اخراج ده روسی به زمین می اومد کل بازی روی نیمکت بود (بالاتر هم عرض کردم) ... توتی هم "خوشبختانه" اصلاً بازی نکرد ... . بعد از پایان مسابقه به جای این که آقای اسپالتی مسئولیت اشتباهاتِ پُرشمارِ تاکتیکی خودش رو قبول کنه می دونید چی کار کرد؟! بازوبند کاپیتانی رو برای چند بازی از ده روسی گرفت!!! انگار که مقصرِ اصلیِ حذفِ مون دنی بوده!!! یعنی ترکیب اولیۀ اسپالتی ایراد نداشت؟! عدم استفاده از فازیو اشتباه نبود؟! اون تعویض های یکی از یکی بدتر و اشتباه تر ایرادی نداشتند؟! آیا بین دو نیمه واکنش درست به 10 نفره شدن تیم انجام شد؟! یعنی این هم تقصیر توتی بود؟! اصلاً به توتی ربط داشت؟! یا تقصیرِ ده روسی بود؟! یعنی ورای ارنج و ترکیبِ اولیه که پُر از اشتباه بود _اون هم در مهم ترین و پولسازترین بازیِ فصلِ مون، فقط ده روسی باید بخاطر اخراجی ش زیر سؤال می رفت و قربانی می شد؟!؟!؟! خب ما طرفدارای رم این چیزا رو می دیدیم ... در این رفتارها هیچ صداقتی وجود نداشت ... . در ضمن فراموش نکنید که در زمستان گذشته رُم در عرض 10 روز 3 تا جام رو با استاد اسپالتی از دست داد!!! . در طول 10 روز چهار مسابقۀ حساس داشتیم: 1- اینتر میلان در لیگ، که با درخششِ ناینگولان 1-3 بردیم، هر چند این شاید دقیقاً همون بازی بود که باید قربانی می کردیم و به مهره های اصلی مون استراحت می دادیم ... حالا ... بردیم دمِ مربی هم گرم!!! 2- بازیِ رفت نیمه نهاییِ کوپا ایتالیا برابر لاتزیو، که با ارائۀ یک بازیِ بسیار ضعیف و پرانتقاد 0-2 باختیم ... بازی ای که در آن لاتزیوی سیمونه اینزاگی بهترین آنالیزِ ممکن رو از ما داشت، ما هم پلن-بیِ لازم رو نداشتیم و ضمناً مهره های اصلی مون هم رگه های آشکاری از خستگی رو نشون دادند ... بعدتر برای بازی برگشت هم نشد کام-بک بزنیم ... این در شرایطی بود که یکی از بهترین قرعه های چند سالِ اخیر و شاید تاریخِ مون رو در کوپا ایتالیا داشتیم که به فینال برسیم و متأسفانه فرصت از دست رفت ... نکته اینجاست که وقتی به مسیر و قرعۀ بسیار سختِ امسالِ مون در کوپا نگاه می کنیم بیشتر بابتِ پارسال آتش می گیریم ... 3- بازیِ حساس با ناپولی در لیگ و در المپیکو، که متأسفانه باز هم باختیم؛ این بار 1-2 و دقیقاً بخاطر باختِ در همین مسابقه در برابر ناپولی ای که سال ها بود ما رو در المپیکو نبرده بود، نه تنها شانسِ اسکودتو به طورِ کامل از دست رفت، بلکه حتی ردۀ دوم و صعود مستقیمِ مون به لیگ قهرمانانِ سالِ بعدش (امسال) تا هفتۀ پایانی در مخاطرۀ جدی قرار گرفت ... در این مسابقه کاملاً آشکار بود که مهره های اصلی از اواسطِ نیمۀ دوم واقعاً از لحاظ بدنی دچار مشکل شده اند ... ناینگولانی که بهترین و پُرنَفَس ترین باکسِ لیگ بوده و هست به حدی خسته بود که اواخرِ مسابقه از جریان بازی خارج شده بود ... این مسئله دربارۀ امثالِ ادین ژکو، کوین استروتمن و حتی امرسون پالمیری هم صدق می کرد ... 4- بازیِ رفت برابرِ لیون در یک-هشتم پایانی یورولیگ ... نیمۀ اولِ این بازی رو 1-2 برده بودیم، ولی نیمۀ دوم دقیقاً از همان سوراخ گزیده شدیم که در بازی برابر پارتونوپی گزیده شده بودیم ... در حقیقت به دلیل استفادۀ بسیار بد از مهره های اصلی و خستگیِ بیش از حدِ شون شرایط برامون وحشتناک سخت شد ... نینجا، کوین و ژکو عملاً از دقیقۀ 60 به بعد از جریان بازی خارج شدند، تعویض ها بسیار بد بودند و بازیِ 1-2 برده رو 4-2 باختیم و بازی برگشت هم نشد که برگردیم ... این در شرایطی هست که اگر مثلاً در یکی از این بازی ها که باخته بودیم (مثلاً بازی رفت با لاتزیو) از توتی بجای ژکو _حداقل برای 60 دقیقه_ و از پاره دس بجای استروتمن، از گرُنیه بجای ناینگولان و یا حتی از خودِ همین ژرسون استفاده می شد، این طور نابود نمی شدیم ... این نکته رو هم در نظر بگیرید که دی فرانچسکو به رغمِ داشتنِ گروهی نسبتاً ضعیف تر، امسال دقیقاً داره با چرخشی بازی دادن به همین مهره های کلیدیِ تیم، تیم رو کاملاً باطراوت و تروتازه نگه می داره ... حالا آیا باز هم این سؤال بوجود میاد: آیا این 10 روزِ نفرین شده صرفاً تقصیر توتی بود؟! آیا آقای مربی به مهره هاشون خوب و منطقی بازی دادند؟! آیا آقای تئوریسین اشتباه تاکتیکی نداشتند؟! درکُل آیا استاد هیچ غلطی نداشتند و نمره شون A+ بود؟! آیا این 10 روزی که عملاً ناکامی درش سرنوشتِ کُلِ فصلِ مون رو تعیین کرد، همه ش زیر سرِ فرانچسکو توتی بوده؟! . برای بارِ N اُم عرض می کنم که ناراحتی ما از این بوده و هست که اسپالتی همیشه این اشتباهات خودش رو مغالطه و فرافکنی می کرد و بجای مدیریت صحیحِ مصاحبه هاش، با ربط دادن قضایا به نیمکت نشینیِ توتی قشنگ تیم رو وارد حاشیه می کرد ... آیا واقعاً دلیلی داشت که اسپالتی در هر مصاحبه اون همه بخاطر صرفِ پرسیدنِ یک سؤال از توتی توسط خبرنگاران برافروخته و عصبانی بشه؟!؟!؟! به هر حال اگر شما اگر فکر می کنید مشکل ما با اسپالتی صرفاً بخاطر اصطکاکِ ش با توتی بوده و مهم تر از همه این که دلیل ناکامی رُم هم همین مسئله بوده، سخت در اشتباه هستید ... اسپالتی در اینتر عالی نتیجه گرفته چون خوشبختانه در اینتر وارد حاشیه نشده ... این مسئله هم که اینتر این قدر عالی شده و دلِ شما رفقای خوبِ اینتری هم خوش شده واقعاً برای حداقل خودِ بنده بسیار مایۀ خوشحالی هستش ... ولی اون روی دیگر قضیه هم اینه که شما نه می توانید ناکامیِ اسپالتی در رُم رو با قضاوت بر مشکلاتِ ش با توتی توجیه کنید و نه می توانید از ما توقع داشته باشید که اسپالتی رو بخاطر عدم صداقتِ ش که به رفتارهای ناشایست و نتایج ضعیف ازش منجر می شد ببخشیم ... همچنین فراموش نکنید که ما پارسال محمد صلاحی را داشتیم که به همراه دریس مرتنز، بهترین وینگرهای لیگ بودند (یک نگاه به تصویرِ همین پُست و بخشی از تیمِ فوق العادۀ سالِ قبلِ ما که آقای اسپالتی مربی این تیم بودند، بیندازید!!!) ... با این تیم تنها توفیقِ قابل اعتنامون نایب قهرمانی لیگ و کسب سهمیۀ مستقیم C.L بود ... امسال صلاح رو نداریم و بجای تونی رودیگر که در تیم ملی آلمان فیکس شده مربی مون داره از ژوان ژسوسی که شما خیلی خوب می شناسید بازی می گیره؛ منتهای مراتب دستِ کم در همین لیگ قهرمانان از گروه مرگ به عنوان تیمِ صدرنشین صعود کردیم و در لیگ هم در شرایطی که ابتدای فصل تنها توقعِ مون تنها کسبِ سهمیۀ لیگ قهرمانان سالِ آینده بوده (برخلاف سال گذشته که انتظار قهرمانی داشتیم) هنوز در کورس قهرمانی هستیم ... . باز هم برای چندمین مرتبه عرض می کنم که هیچ علاقه ندارم که به مطلبی که به من یا تیمَ م مربوط نمی شه پاسخ بدم ... ولی شما در بخشی که از مشکلات جنابِ اسپالتی با فرانچسکو توتی نوشتید، فقط به حرف های آقای اسپالتی استناد کردید، یک طرفه به قاضی رفتید، حکم صادر کردید و به نوعی بِطور غیرمستقیم تمامی تقصیرهای ناشی از ناکامیِ رُم در کسب قهرمانی در دو سالِ اخیر رو گردنِ عدمِ پذیرشِ نیمکت-نشینی از سوی توتی انداختید، اون هم در شرایطی که حتی نمی دونستید درگیری و مجادلۀ اسپالتی پس از تساوی برابر آتالانتا که با گُل همین فرانچسکو توتی بازی را نباختیم (!!!)، با توتی یا بِقولِ خودِ ایشان و بر اساسِ منبعِ خبریِ "پاجینه رومانیسته" کُلِ تیم، مربوط به دو فصل قبل و درست همون ابتدای حضورِ مجددِ استاد در رُم می شد، نه فصلِ گذشته!!! باز هم برای مرتبۀ N اُم تکرار می کنم که در زمان گارسیا هم اسطورۀ ما نیمکت-نشین بود ولی هیچ اعتراضی به نیمکت-نشینی ش نداشت و کاملاً نیمکت-نشینی ش رو پذیرفته بود، همون طور که زانتی کبیر و افسانه ای که محبوبِ قلب های همۀ ما هست در زمان والتر ماتزاری نیمکت نشین شده بود و و کاملاً حرفه ای نیمکت-نشینیِ خودش رو قبول کرده بود ... برخوردِ آقای اسپالتی با اسطورۀ رُم برخلافِ اونچه که ایشان گفتند فقط به خاطرِ رُم است، «روی دیگری هم داشت» ... رویی که بسیار هم پُررنگ بود ... برخلاف این گفته که این نیمکت-نشینیِ کاملاً صِرف بخاطر مصلحتِ رُم هست، به طورِ واضح و مشخص همۀ ما با یک تسویه حساب و یک برخوردِ کاملاَ شخصی روبرو بودیم که شوربختانه بخاطر مشکلاتِ و بِقولی توهماتِ آقای اسپالتی در هنگامِ جدایی ایشان در رُم در سالِ 2009 پدید آمده بود؛ مسئله ای که تنها به زعمِ اشتباهِ ایشان به وجود آمده بود ... در ضمن باز هم عرض می کنم که به هیچ عنوان صرفِ مشکلات ما رُمی ها با آقای اسپالتی مربوط به جنجال های ایشان با توتی نبوده و نیست ... . در جریان مشکلاتِ خودساخته ای که در دو سال اخیر اسپالتی با توتی داشت، بسیاری از بزرگان فوتبال ایتالیا حق را به طورِ کامل به توتی دادند ... از مصاحبۀ همین چند روز پیشِ دنیله ده روسی گرفته تا امثالِ زدنک زمن، کارلو ماتزونه و حتی رودی گارسیا (مربیانِ اسبقِ رُم)، ماسیمو فررو (مدیرعامل سمپدوریا)، روزلا سنسی (مالکِ سابقِ رُم) و از همه مهم تر مارچلو لیپیِ بزرگ (مربی تیمِ قهرمان جهان) و حتی اسطوره های اسبقِ فوتبال ایتالیا مثلِ الکس دل پیرو هم ضمنِ حفظِ احترامِ کاملِ اسپالتی، بطور تلویحی از توتی حمایت کردند ... در نتیجه به هیچ وجه نمی تونیم بگیم همۀ اینا اشتباه می کردن و صرفاً اسپالتی بوده که کاملاً درست می گفته و به نفعِ رم عمل می کرده و چنین قضاوتِ سطحی ای رو داشته باشیم ... . در پایان پس از یک طومار نقد، در تأیید یکی از صحبت های شما این نکته را هم عرض می کنم که انتقال لوچانو اسپالتی به اینتر، بدون تردید بهترین انتقال فصلِ لیگِ ایتالیا بوده است ... شکی وجود ندارد که هر سه ضلع این انتقال برنده شده اند: اینتر که با آقای اسپالتی ذهنیتِ یک تیمِ قدرتمند و قهرمان را پیدا کرده و سزاوارانه به جایگاه واقعی خودش برگشته است ... لوچانو اسپالتی که مطمئناً با کار کردن در فضایی بدون تنش بیشترین تمرکز را روی تیمِ خودش خواهد داشت و مطمئناً نهایت تلاشَ ش را برای گرفتنِ بهترین بازیِ ممکن از مهره هایش خواهد کرد ... و در پایان رُم که بدون هیچ شک و تردیدی یکی از بهترین و مستعدترین مربیانِ مُدِرن و جوانِ فوتبال ایتالیا و اروپا را استخدام کرده و با توجه به بضاعتی که دارد تاکنون نتایجی شایسته، درخور و فراتر از حد انتظار کسب کرده است ... . با درود و بدرود ...