ای خدا. این چه زندگی ایه که من دارم؟ همه از ک.و.ن شانس میارن زندگی ک.ر.ده تو ما درم نمیاره. هر چی تو زندگی تلاش کردم درست نشد. حتی حداقل مزد زحمتامم نگرفتم. خیلیا رو خدا گذاشت تو کاسه شون ولی از کاسه ما یه چیزیم برداشت. یه بار تو زندگیم به کسی اعتماد کردم مالید درم. تنها دلخوشی که تو زندگیم داشتم این بود که بشینم بازی منچستر احیا شده رو هفته ای یه بار ببینم. اما اینم اعصابمو خرد می کنه. دیگه چه کار کنم؟؟؟؟ به یاد روزای بچه گی. به یاد تیم تو اوجمون. به یاد موقعی که همه منچستری بودن. به یاد سر الکس پدر خوانده. به یاد رونالدو پسرک لاغر اندامی که تبدیل به هیولا شدو از بازیاش لذت می بردیم. اما میدونین بیشتر چی منو میسوزونه؟ این که منچستر تو اوج منو یاد خودم میندازه. یاد زمانی که همچی خوب بود.زمانی که همه میخواستن مث من باشن. منو منچستر با هم سقوط کردیم اما انگار خبری از روزای خوب نیست. حتی با این همه تلاش. از نوجوونیم‌ تلاش و اراده ای داشتم که آدم ۳۰ ساله نداشت. چی شد که به این جا رسیدیم؟ خدایا میشه روزی برسه که دوباره طعم شادیو بچشیم؟ یک کلام. وضع منو عشقم منچستر مثل یه مرد مسته که تو خیابون یقه همه رو میگیره و میگه لعنتیا میدونید من کی هستم؟؟؟ *پ.ن:عکس برام خیلی خاطره داره.