قبلا زیاد تعریفش کردم و شاید چندجایش هم تناقض داشته،لابد به این خاطر که تصویر دقیق آن ماجرا یادم نمی آید.اما ته تهش اینجوری بود که مادرم داشت جایی می رفت و من را با خودش نبرد،قد دو ساعت همه اش !
پسرخاله ام که همسایه مان هم بود و چندسالی بزرگتر ،من را زیر بغلش زد و برد توی خانه شان نشاند پای تلویزیون؛رنگی بود به گمانم،گریه ام بند آمده بود.یک بازیکن مو طلایی را زدند افتاد روی زمین و ساق پایش را گرفت.(اینجایش را قشنگ یادم هست) حالا یا بعدا فهمیدم یا اگر تلویزیون رنگی بود فهمیدم که رنگ پیراهن آن بازیکن مو طلایی قرمز بود: دیوید بکهام و منچستر؛بعدش هم که عاشق آن گوجه فرنگی اسکاتلندی شدم.
بکهام که رفت عصبی و ناامید شدم.شده بودم یک بچه ی ده ساله ی نق نقو که مدام گوجه و رئال را با هم نفرین می کرد.تا اینکه یه نیمه موطلایی دیگر با شماره 7 به زمین آمد!
البته خب نه به آن خوشگلی و خوشتیپی.یه پسربچه ی لاغر و کمی هم نازنازی شاید.
هفته ها می گذشت و تنها چیزی از این نازنازی که نظرم را جلب کرده بود سرعت پاها و کفش های منحصربفردش بود.بعدها CR7 شد و قهرمان من و البته زمانی که او هم به رئال رفت؛انگار که از اول نبود؛شاید هم جدال عشق و نفرت باشد به هرحال.
این بار هم سرالکس و رئال را با هم نفرین کردم،سر قضیه ی نیستلروی هم ناراحت شده بودم اما نه تا این حد!
بعد از آنکه پیرمرد رفت انگار فوتبال برایم بی پدر شده بود و به ناچار منطقی تر شدم.آدمی که توی باتلاق افتاده اگر منطقی رفتار نکند غرق می شود،پس سعی کردم منتظر کمک باشم و خودم را با خاطرات خوب و امید به اینده زنده نگه دارم.
منطقی تر نگاه می کنم و منطقی اش این است که رونالدو باورنکردنی تر از مسی است و البته مسی احتمالا بهترین بازیکن تاریخ باشد.خب این جمله تبعات سنگینی دارد،اما خب به نظر من فوتبال به طور خلاصه یعنی مسی و غیرقابل باور و اراده یعنی رونالدو.عدم قطعیت یعنی رونالدو.شاید اصلا هایزنبرگ اگر رونالدو ومسی را داشت نیازی به فلسفه چیدن نداشت و راحت تر می توانست به بقیه بفهماند عدم قطعیت یعنی چه.
بگذریم،عکس این مطلب درباره ی جوانترهاست،یکی مثل رشفورد شاید داغ بر دلمان بگذارد و برود،شاید اصلا در حد داغ گذاشتن هم نشود. رونالدو و مسی هم بازنشسته میشوند و شاید با خودمان بگوییم خب،انتهای فوتبال را هم دیدیم،اما بعد زیدان و رونالدو و رونالدینیو چه کسی امیدوارم بود لذت فوتبال بار دیگر تکرار شود؟
ذاغی که رونالدو بر دل ما گذاشت شاید بار دیگر تازه شود.