"دیگر لیاقت پوشیدن این پیراهن را ندارم" خیلی از اساطیر فوتبال شاید حداقل بیست سال به تیمشون وفادار موندن با پستی بلندیاش ساختن و حتی شاید وقتی در حد تیمشون نبودن بازم دلشون نیومد از تیم برن.یه همچین بزرگانی همیشه لایق ستایش و احترامن و واقعا تعصب شون فوق العاده س.ولی وقتی یکی میاد همچون جمله ای میگه آخه من چه اسمی بزارم روش؟با چه جمله ای با چه کلمه ای وصفش کنم؟با چه متر معیاری اندازه گیری کنم؟ در جواب اونایی گذاشتم که میگفتن چرا به خوانیتو میگی متعصب ترین خداییش یه جمله فقط یه جمله از هر کدوم از اساطیرتون بیارید که سنگین تر و پرمعنی تر از جمله بالایی باشه هیچ میدونید همچین جمله ای چه معنی میده؟آخه من چجوری بیام در حضور خوانیتو دم از تعصب بزنم؟من اصا کیم که بخام در برابر ارباب تعصبمو به رخ بکشم؟ وقتی یه ابراسطوره مث خوانیتو که یکی از سه افسانه ی تیمه تا این حد خودشو در برابر پیراهن سفید تیم حقیر میبینه تو بگو من چجوری تعصب ارباب رو بسنجم؟ دقیقا همینم میتونه یه راهنما باشه برا مادریدیسموها که مولتیا رو شناسایی کنن.وقتی یکی میاد در حضور مادریدیسمو تعصب شو به رخ میکشه مشخصه که به این خونواده تعلقی نداره چون ارباب بهمون یاد داد که هر عضوی از خونواده مادریدیسمو خودشو حقیترین عضو خونواده میبینه.وقتی یکی میاد در حضور ارباب دم از تعصب میزنه مث اینه که یه انسان عادی بخاد در حضور خدا دم از بخشندگی بزنه قبلا هم گفتم جز محالاته که روزی متعصب تر از خوانیتو تو فوتبال ظهور کنه و خداروشکر این ابراسطوره هم متعلق به رئال بود چرا که رئال جایگاه بهتریناس تو هر عرصه ای.چون ذات رئال ینی بهترین بودن و این حقیقت تو قطره قطره این دریای بیکران هویداس از ازل تا ابد:HALA MADRID❤️❤️❤️❤️