عموم هستن حاج غلام رضا جان تو جان من حاکم و قربان من سفره ی خانه تع بدمت ...جام شیرین بیان صورت خندان من لای لای حکم کشتار بنده و قربانیم از تو آزادم ان لحظه عشق دیوانه زهر جانانه از تو مینوشمو سرمست و سبک بار من