مقدمه نویسندگان

بعد از ظهر یک روز برفی در 2 دسامبر 2010 در مقر فیفا در شهر زوریخ سوئیس بود. اینجا اوج مبارزات انتخاباتی سال های طولانی بین 9 کشور برای میزبانی بزرگترین تورنمنت ورزشی جهان به ارزش میلیاردها دلار و کلاس جهانی بی نهایت برای پیروز نهایی بود.

چگونه یک دولت کوچک حاشیه خلیج فارس بدون هیچ تاریخ فوتبالی یا ساختار زیربنایی و دمای هوای 50 درجه سانتیگراد، کشورهای ریشه دار و قدرتمند فوتبال دنیا را در راه کسب میزبانی جام جهانی شکست داده بود؟ آن شب یک نفر بیش از هر کس دیگر حاضر در جلسه، پاسخ را می دانست. محمد، یکی از مقامات میلیاردر قطر در فیفا، خیلی آرام در سالن نشسته بود و در انتظار پایان شادی خانواده سلطنتی قطر بود تا پیش برود، امیر را در آغوش بگیرد و توفیق بزرگ کشور را تبریک بگوید. هیچ بیننده معمولی نمی توانست حدس بزند این مرد فوق العاده آرام با آن ظاهر متواضع، معمار واقعی موفقیت باورنکردنی و تاریخی کشور ناشناخته قطر بوده است.

از آن روز در زوریخ، اتهامات مربوط به فساد در خصوص میزبانی جام جهانی از سوی قطر شنیده شد. روزنامه نگاران، کاراگاهان خصوصی و شخصیت های قدرتمند فوتبال تلاش کردند پرده از راز بزرگ این کشور برافکنند و بفهمند چطور شیخ های قطری توانسته اند از کاخ هایشان در وسط بیایان، چنین پروژه بزرگی را به نتیجه برسانند. با این حال، دست پنهان محمد بن همام تا زمانی که افشای گسترده اطلاعات، همه چیز را تغییر داد، در تمام بررسی ها یک راز محرمانه باقی ماند.

در ابتدای سال 2014 و سه سال پس از پیروزی قطر، روزنامه نگارانی که در تیم ساندی تایمز لندن کار می کردند، تماسی تلفنی دریافت کردند. صدایی آشنا از یک منبع قابل اتکا و وصل به هرم قدرت فوتبال جهان به آنها گفت افشاگری از داخل فیفا با مدارکی بسیار محکم و مستدل، با آنها قرار ملاقات گذاشته است. منبع مورد نظر جلسه ای برای معرفی طرفین ترتیب داد و بعد خود کنار رفت. این افشاگر که برای اولین بار در یک هتل لندن با جاناتان کالورت و هیدلی بلوک دیدار می کرد، با اضطراب توضیح داد به طور جدی نگران شرایط کسب میزبانی قطر برای جام جهانی است و تصمیم گرفته اسرار را برملا کند.

او روزنامه نگاران را به محلی محرمانه دور از لندن جایی که آنها به گنجینه ای از صدها میلیون اسناد ذخیره شده در شبکه ای غول پیکر از ابرکامپیوترها خوردند، هدایت کرد. بسیاری از فایل ها، به فعالیت های مخفیانه بن همام برای رساندن میزبانی جام جهانی به قطر مربوط می شد. این افشاگر خودش اسناد مورد نظر را سرسری بررسی کرده بود، ولی می خواست خبرنگاران خود را معطوف به این قضیه کنند و تمام حقیقت را کشفت کنند.

در طی سه ماه آینده خبرنگاران روز و شب در یک مرکز داده های مخفی با پرده های کشیده با سروصدا و گرمای بالای سرورها و چراغ های چشمک زن و نرم افزارهای قدرتمند که همه پشت یک سوپرمارکت بزرگ که تمام مکان را پوشانده بود، کار می کردند.

مقیاس افشاگری مورد نظر، بی سابقه بود. این افشاگر دسترسی خبرنگاران به ایمیل ها، فکس ها، تاریخچه تماس های برقرار شده، پیام های الکترونیکی، نامه ها، اسکناس های بانکی، حساب ها، پول نقد، دست نوشته ها، تاریخچه پروازها، گزارش های محرمانه، دفاتر خاطرات، دقایق قابل توجهی از جلسات محرمانه، هارد دیسک کامپیوترها و غیره فراهم کرد.

این اسناد به پرتال مرکز مدیریت مخفی وصل بود که بن همام مبارزات خود برای خرید میزبانی جام جهانی و بعد از آن تلاش جسورانه اش برای سرنگونی سپ بلاتر، رئیس فدراسیون بین المللی فوتبال، را از آنجا ترتیب داد که در ادامه منجر به سقوط عجیب و غریب خودش هم شد.

کتاب بازی کثیف در سال 2015 براساس اسناد فیفا که در اختیار ساندی تایمز قرار گرفته، تالیف شده است. حکایتی فوق العاده که وقتی در شب آغاز جام جهانی برزیل در ژوئن 2014، برسر زبان ها افتاد، تمام تیترها را به خود اختصاص داد.

این کتاب داستان بسیار شنیدنی فاسدترین مبارزات انتخاباتی مسابقات جام جهانی در تاریخ را روایت می کند و تاریک ترین زوایای سالن های تصمیم گیری فیفا و کمپین مخفی بن همام را برملا می کند.

داستان ما درامی انسانی از توفیق و شکست شخصی مردی است که رویای غیرممکنی را ممکن کرد، اما با جاه طلبی بیش از حد،به تباهی رسید. افسانه ای سرشار از پول های کثیف اما پررمزوراز و فتنه پیش روی شماست. شخصیت های داستان در گیرودار خیانت های متعدد سیاست های قدرتمندانه ورزشی گرفتار می شوند. مهم تر از هر چیزی، حکایت بن همام در مسیر طی پله های نردبان فوتبال و چرب کردن سیبیل و انجام معاملات مالی مختلف است که با آشکاری روح سیاه سردمداران بازی زیبای دنیای ما همراه می شود.

جام جهانی 2022 قطر- میزبانی جام جهانی - فیفا - سپ بلاتر - محمدبن حمام - بازی کثیف

فصل اول: پیشنهاد غیرمنتظره

فضا پر از دود تنباکو بود و فضایی متشنج داشت. گروه کوچکی از مردان با دشداشه (لباس های سفید بلند عربی) در اطراف میزبان شان محمد بن همام در اتاقی کم نور جمع شده بودند. بخار قهوه از فنجان های عربی که با قوری های گران قیمت طلایی توسط خدمتکاران آراسته سرو می شد. هیچ کس بازی فوتبالی که روی تلویزیون داشت پخش می شد، نگاه نمی کرد.

میلیاردر قطری خیلی حرف برای گفتن داشت و مهمانانش مشتاقانه گوش می دادند. بن همام امشب هم مثل هر شب شب در صدر مجلس نشسته بود؛ جایی که مردان محلی برای کشیدن سیگار یا نوشیدن چای نعنا و قهوه، به راحتی گران قیمت کاخ او پناه می بردند. این دورهمی ها زمانی مفرح و شاد بودند و همیشه با صحنه های تماشایی فوتبال که روی صفحه غول پیکر تلویزیون نقش می بست، غریو شادی و یاس به هوا برمی خواست. بن همام توسط دوستانش در سراسر جهان به سخاوت و بخشندگی شناخته می شد و هیچ وقت هم تنها نبود. در اوج موفقیت، هر شب درهای خانه اش را به روی ده ها تن باز می کرد تا در اتاق نشیمن در غروب آفتاب فوتبال ببینند و بعد به اتاق غذاخوری می رفتند تا صحبت کنند و از غذاهای چرب و نرم روی میز میلیونی دلاری، تناول کنند.

مهمانان شکم هایشان را پر از کباب کرده و با گوشت ساکارا همراه می کردند. برگهای انگور، کباب ترکی تند، برنج زاتارا، سالاد تاببوله، بابگانهوش و بره گوزی هم روی میز بود و با آب معدنی و سایر نوشیدنی های تگری، میل می شد.

بن همام در آن زمان به همان اندازه که در منزل بود، برای پیگیری امورات فوتبالی اش، دور از خانه سیر می کرد اما زمانی که سر میز حضور داشت، نوه هایش اطرافش می چرخیدند تا موهایشان را نوازش کند و شیرینی در دست شان بگذارد.

نه ناهید همسر جوان تر و زیبایش، که اهل اردن بود و به طور مداوم لباس های غربی می پوشید و فرانسوی صحبت کرد و نه فاطیما همسر اولش، که همیشه چهره اش می پوشاند و سال ها در کنار بن همام بود، هیچ گاه در کنار میز شام او با دیگر مردان دیده نمی شدند. در روزهای اوجش، این ملاقات ها پر جنب و جوش و شلوغ بود و مهمانان برای چند دقیقه صحبت با میزبان شان سرودست می شکستند. الان دیگرهمه چیز از دست رفته بود، ناهید ترکش کرده بود و فقط چند نفر از دوستان وفادارش دورش مانده بودند.

در این بعدازظهر آرام، تازه واردی که در حال عبور از سالن های کاخ گران قیمت پر از پوسترهای فوتبالی بود، فقط صدای بن همام را می شنید و کم کم به سالن پذیرایی مجلل پردود و دم و شلوغ، نزدیک می شد. مهمان جدید که کفش هایش را جلوی در از پایش درآورده بودند، با کت و شلوار آبی تند اتوکشیده، روی فرش گران قیمت قدم برمی داشت. چهره جدیدی در مهمانی به شمار می رفت و محلی ها با زیرچشمی، ظاهر و رفتار غربی اش را زیر نظر داشتند، ولی میزبان به گرمی از او استقبال کرد. او هم لبخند گرمی تحویل بن همام داد و روی مبل سلطنتی روبرویش نشست. بن همام اما انگار مضطرب شده بود. چندماهی از خداحافظی آخر این مهمان از پیرمرد قطری در زوریخ گذشته بود. البته مثل همیشه کاریزماتیک بود. محاسن نقره ای اش به دقت اصلاح شده بودند و به زیبایی روی فک قدرتمندش خودنمایی می کردند و چفیه ای که خدمتکارانش صبح آن روز آماده کرده بودند، روی بدن چهارشانه اش خودنمایی می کرد، ولی با وجود جنب و جوش اطراف، دمق شدنش کاملا واضح بود. همه این پیرمرد 62 ساله را به خاطر قدرت و وقارش تحسین می کردند، ولی الان شانه هایش افتاده و دور چشم هایش گودتر به نظر می آمد. دوستش نگران شده بود. آیا دست محمد موقعی که داشت گیلاس طلا را به دهان می برد، می لرزید یا فقط به نظرش این طور آمده بود؟ صدایش گیرایی سابق را از دست داده بود؟ چطور می شد این قدر عوض شده باشد؟ این آدم دوره کاری بی نظیری به عنوان رهبر و مغزمتفکر یک شرکت میلیارد دلاری پشت سر گذاشته و یکی از سردمداران انفجار اقتصادی قطر در راه خروج آنها از یک بیابان بی آب و علف بوده است.  ریشه خانوادگی نه چندان قابل اتکایش را با ورود به مناصب بالای خانواده سلطنتی قطر، به فراموشی سپرده بود و به یکی از ثروتمندترین اشخصاص شهر میلیونرها بدل شده و خودش را به عنوان یکی از قابل اعتمادترین اعضای شورای سیاست گذاری قطر، تثبیت کرده بود. با تمام این ها، الان کاملا شکست خورده به نظر می رسید و علت آن چه بود؟ فقط یک بازی: فوتبال!

دوستان و خانواده اش خیلی خوب می دانستند فوتبال بزرگترین عشقش است که الان به او خیانت کرده بود. کسی که همین چند ماه پیش با شاهکارش، امتیاز میزبانی جام جهانی فوتبال را به سرزمین بی آب و علف قطر هدیه داده بود، الان به دست پدیده ای که عاشقش بود، به لکه ننگ بدل شده و برای همیشه از فعالیت در آن محروم شده بود. محمد که از حلقه معتمدین خارج و محکوم به سکوت شده بود، فقط می توانست گوشه ای بایستد و مراحل آماده سازی قطر برای بزرگترین نمایش روی کره زمین را تماشا کند.

میلیاردر داستان ما به آرامی و متانت صحبت می کرد، ولی هر موقع آن اسم از دهانش بیرون می آمد، همراه با تلخی و انزجار بود: بلاتر؛ خائنی که یک روز به چشم یک دوست نگاهش می کرد. مردی که همه چیزش را مدیون بن همام بود و مردی که آماده بود همه چیزش از جمله لحظات آخر بودن با پسر در حال احتضارش را فدایش کند. مردی که تاج پادشاهی اش به حق متعلق به پیرمرد قطری بود و مردی که نابودش کرده بود.

بن همام قبل از آنکه در طوفانی از رسوایی رشوه زیر تابش آفتاب کارائیب در اسپانیا، به طور کامل محو و نابود شود،  یک قهرمان در دنیای فوتبال به شمار می رفت. همه دیگر می دانستند در آن سفر تفریحی لعنتی چه شده بود و چه بر سر میزبان محبوب شب نشینی های عربی آمده بود که تلاش کرده بود وفاداری پیرمرد سوئیسی را بدست بیاورد و هر بار شکست خورده بود. تمام دنیا تصاویر پول هایی که مثل جسدهای شناور روی آب، از پاکت های نامه بیرون ریخته بود را دیده بودند. آن خیانت کاران تنها چند روز بعد از آن سفر تفریحی در آب های هندغربی، علیه او شوریده بودند.

با این حال، هنوز هم سوالاتی در مورد قتل نام و نشان بن همام وجود داشت که حتی آگاه ترین افراد را هم انگشت به دهان می گذاشت. در مورد مردی صحبت می کنیم که با آوردن جام جهانی به بیابان، غیرممکن را ممکن کرده بود، ولی در فاصله خیلی کمی از این دستاورد عظیم، مرگ را به چشمانش دیده بود. مهمانش متعجب بود. چرا دوستان خیلی قدیمی اش در فیفا، به او خیانت کرده بودند؟ و چرا چهره های فوتبال در قطر در شوارای عالی جام جهانی 2022، مراد و مرشد خودشان را این قدر سریع طرد کرده بودند؟ و عجیب تر از همه اینکه چرا این مرد پرافتخار در سکوت محض، به خانه اش خزیده بود؟

فوتبال قطر تمام اتهامات وارده به بن همام را تکذیب کرد و آن طور که از خودش برمی آمد، انگار می خواست از دادگاه عالی ورزش (CAS) تقاضای فرجام خواهی کند، ولی در خصوص بقیه موارد، سوگند سکوت خورد. برای همین مهمانانی که در محفل خصوصی خانه اش گرد هم آمده بودند تنها کسانی به شمار می رفتند که برای شنیدن تمام ماجرا، قابل اعتماد باشند. وقتی هم که محمد آن شب داستان نابودی اش را تعریف می کرد، همین ها دوروبرش نشسته بودند. بیشترشان محلی هایی بودند که در نزدیکی غروب از گرمای کشنده هوا، به کاخ دلپذیر و مجلل دوست قدیمی شان پناه آورده بودند. هرازچندگاهی هم یکی از دوستان قدیمی بن همام در زوریخ، به آنها می پیوست. مهمان امروزشان هم یکی از همین ها بود؛ از غربی هایی که هر چند وقت یک بار از دوحه می گذشتند و از مردی که زمانی در اوج قدرت بود، یادی می کردند. بن همام برای این مهمانان، داستانش را تعریف می کرد. این که از کجا شروع شده بود، چطور رویای کودکی اش را به حقیقت بدل کرده بود و چطور این طور به پایان رسیده بود.

جام جهانی 2022 قطر- میزبانی جام جهانی - فیفا - سپ بلاتر - محمدبن حمام - بازی کثیف