امروز چهارشنبه هست،چهارشنبه هاي زيادي و توي طرفداري منتظر دوست خوبمون بودم كه از كتاب "من زلاتان هستم" قسمتي و ترجمه كنه ،و من با شوق و حرارت زياد ،خيلي زياد اونارو ميخوندم.خيلي از خط هارو چندين و چند بار ميخوندم. گاها به سايتاي انگليسي زبان هم پاتك ميزدم تا مطلبي و راجع به اين كتاب بخونم. و امروز چهارشنبه به تاريخ ٢٩/٩/٩٦ زماني كه توي كلاس مشغول كارم بودم،استادم اومد و به من اين كتاب رو هديه داد... برق از چشمام پريد،براي اولين بار بغلش كردم و بوسيدمش... اين هديه برام خيلي ارزشمنده،خيلي سپاس بيكران از استاد گرانقدرم