یکی از اقواممان دارد ازدواج میکند.شوهرش 8 سال در المان زندگی کرده و یک دکتر است.از او پرسیدم که فوتبالی هست یا نه.و او گفت"معلومه که هستم" فرصت خوبی برایم بود.یک هوادار واقعی بوندس لیگا که 8 سال در المان بوده را از نزدیک میدیدم و میخواستم لیگشان رو مورد تمسخر قرار بدهم.از چیزی شروع کردم که سطح کیفی نمایندگان اروپایی ان ها را پایین می اورد.قانون 51 درصد که سرمایه گذاران را پس میزند و توان مالی باشگاه ها را پایین نگاه میدارد.از او پرسیدم که این قانون تا کی ادامه دارد بدون درنگ گفت:"واقعا انتظار داری هویت فوتبال المان از بین برود؟در المان هواداران متفاوتند. برای ان ها در ابتدای فصل کارت هایی صادر میشود که حکم بلیط را دارد.بلیطی که 70 یورو است برای هوادار 20 تا 30 یورو است. در المان و در کل اروپا هوادار پرستش میشود از نظرم هواداران دو اتیشه استقلال و پرسپولیس "احمقند"ان هاهیچ جایی در باشگاه ندارند و اهمیتی به ان ها داده نمیشود.مدیران را ان ها انتخاب نمیکنند.در المان مردم "باید" از مسئولان تیم راضی باشند.در غیر این صورت تغییرات صورت میگیرد.قانون51 درصد کاملا مستمر است.چون سیستم فوتبال المان اینگونه است.در المان هواداران بینش متفاوتی به فوتبال دارند.درکسلر را در نظر بگیر.هوادار معمولی میخواهد درکسلر در تیم بماند.اما بسیاری از هواداران المانی شالکه میخواهند درکسلر با "یک مبلغ بالا"از تیم جدا شود و ان پول برود بر روی استعدادها در بخش پایه خرج شود" جالب بود.این طرز تفکر یک هوادار عادی نیست.این تفکر یک مدیر باشگاه است و انگار "در هر بازی صندلی های ورزشگاه صندلی های مدیران است".او برایم از هواداران لورکوزن گفت.بعد از صعودشان به مرحله ی حذفی چمپینز لیگ در بازی های بوندس لیگا میشد هواداران را دید که دفترچه های کوچی در دست دارند و مشغول مشاجره هستند که با پول به دست آمده چه میتوان کرد! او گفت هنگامی که در ایران بود دلداده ی فوتبال نبود.اما در المان همه چیز فرق کرد و بوندس لیگا شد لیلی برای مجنون ایرانی! انگار المانی ها در دنیای دیگری سیر میکنند.معیار ها برای آن ها متفاوت است. در آن جا مفهوم فوتبال فراتر از برد و باخت و جذب بازیکنان گران قیمت است. او از هواداران دورتموند گفت که بحث میکنند که با درامد های باشگاه میتوان دستمزد کدام بازیکنان را افزایش داد تا مبادا از تیم جدا نشوند! فهمیدم که نمیخواهم با او بحث کنم.او برداشت متفاوتی از فوتبال داشت.نمیتوانی به یک مدیر باشگاه بگویی که لیگت چرا تک قطبی است.و وقتی یک هوادار مانند مدیرها فکر میکند چیزی عوض نمیشود.انگار که به یک قصاب درباره ی قیمت ماهی شکایت کنی. در المان هوادارها چیزی را دارند که میخواهند.لیگشان جذاب نیست.قهرمانش مشخص است.سطح تیم ها پایین است.این چیزی است که اگر بیرون باشی میبینی.ولی وارد شوی جور دیگری فکر میکنی.دنیایی دیگر برای عاشقان فوتبال. تک تک مسئولین باشگاه کسانی هستند که هواداران میخواهند.و در کل باشگاه چیزی است که انان میخواهند. مقاله های ورزشی مردم المان از همه جالب تر است.هوادار بایرنی که سعی داشت به همه بفهماند که اگر ریبری برود و درکسلر بیاید از نظر دستمزد به نفع بایرن است و میتوانند دستمزد کروس را زیاد کنند.یا یک هوادار بایرنی دیگر که از دستمزد پپ و دستمزد سال بعد لواندوفسکی شاکی است و اعتقاد دارد که خرج باشگاه بالا میرود.هواداران لورکوزن که مجادله میکنند که چگونه میتوان با اسپانسر های بزرگتر قراردادهای گران قیمت تر امضا کرد.همه و همه میگفتند که الامن از نظر فوتبالی دنیایی دیگر است. او از مقایسه ی بوندس لیگا با دیگر لیگ ها خودداری کرد ولی به جزییات فوق العاده ای اشاره کرد و به او حق میدهم که کسانی را که از اقایان "دست نشانده" فوتبال ایران حمایت میکنند احمق بخواند.سویی از دنیا واتسکه حمایت میشود و در سویی دیگر امثال رویانیان و فتح الله زاده که معلوم نیست از کجا امده اند! در اخر از او پرسیدم طرفدار کدام تیم است و او جواب جالبی داد او گفت:"طرفدار بوندس لیگا هستم و "سهامدار"شالکه! پایان