طرفداری- پس از مشقّت فراوان، سرانجام لیورپول دیروز توافق با ساوتهمپتون را در خصوص ویرجیل فن دایک به استحضار عموم رساند. آن ها مبلغ زیادی بابت این قرارداد پرداخت کردند اما انتقاد ها به این مبلغ بیش از اینکه در اردوی هواداران خودی باشد، به سایر تیم ها مربوط می شود. 

  1. بیل شنکلی، روزنامه را بر زمین گذاشت. سرتیتر را که خواند، کت پوشید و کلاه بر سر گذاشت. در سریع ترین زمان ممکن سوار بر ماشین به سمت فیلبرت استریت لستر رفت. قرار بود با اعضای هیئت مدیره لسترسیتی دیدار کند. بیل، با رئیس هیئت مدیره لستر دست داد. بیل، گوردون بنکس را می خواست. او در کوتاه ترین زمان ممکن با بنکس صحبت کرد. با بنکس دست داد و در سریع ترین زمان به آنفیلد بازگشت. با اعضای هیئت مدیره باشگاه دیدار کرد. به آن ها گفت که با هیئت مدیره لستر به توافق رسیده، به آن ها گفت که با بنکس صحبت کرده و دست داده است. به آن ها گفت کار تمام شده است. به توافق رسیده ایم. اعضای هیئت مدیره به سمت او نگاه می کردند. یکی پرسید آن ها چقدر برای فروش بنکس خواسته اند آقای شنکلی؟ بیل گفت فقط شصت هزار پوند. جمله او را اعضا تکرار کردند. شصت هزار پوند! فقط شصت هزار پوند؟ آن هم برای یک دروازه بان؟ بیل سرش را به نشانه تصدیق تکان داد. گفت بله، فقط شصت هزار پوند. اما نه فقط شصت هزار پوند برای یک دروازه بان پا به سن گذاشته. برای بهترین دروازه بان کشور. بهترین دروازه بان جهان. یکی از آن ها گفت اما شما همیشه می گفتید که تامی لاورنس بهترین دروازه بان انگلستان و جهان است.  بیل سرش را تکان داد و گفت بله، تامی لاورنس بهترین دروازه بان انگلستان بود اما دیگر نیست. گوردون بنکس بهترین دروازه بان کشور در حال حاضر است؛ نه فقط کشور که در تمام جهان. می دانید که او یک مدال قهرمانی جهان دارد. مدال قهرمانی جام جهانی! یکی از آن ها گفت می دانیم که قهرمان جهان شده اما شصت هزار پوند، مبلغ بسیار زیادی است. تا حالا باشگاهی شصت هزار پوند برای خرید یک دروازه بان پرداخت نکرده است. بیل سرش را تکان داد و گفت اما او فقط یک دروازه بان نیست. داریم در مورد بهترین دروازه بان کشور صحبت می کنیم. بهترین دروازه بان جهان می تواند در ترکیب ما باشد. با حضور او، لیورپول هر فصل بیست گل کمتر دریافت می کند. بیست گل کمتر در یک فصل. اگر گوردون بنکس جلوی به ثمر رسیدن بیست گل بیشتر را برای ما بگیرد، هیچ چیز نمی تواند ما را متوقف کند. یک معامله عالی با فقط شصت هزار پوند. یکی از اعضا گفت شصت هزار پوند که معامله خوب نمی شود. نه برای یک دروازه بان. ما فکر می کنیم این رقم زیاد است آقای شنکلی. برای یک دروازه بان، این رقم به مانند یک دزدی است. بیل با لکنت فریاد زد چه می گویی؟ دیوانه شده اید؟ عقلتان را از دست داده اید؟ شفیلد ونزدی هفتاد و پنج هزار پوند برای جان ریچی به استوک سیتی داد. تاتنهام نود و پنج هزار پوند برای مایک انگلند به بلکبرن پرداخت کرد. چلسی صد هزار پوند برای تونی هاتلی به استون ویلا داد. لازم است یادآوری کنم تیمی یک خیابان آن طرف تر صد و بیست هزار پوند برای آلن بال پرداخت کرد؟ صد و بیست هزار پوند. خدای من، چطور شصت هزار پوند برای گوردون بنکس می تواند دزدی باشد؟ دزدی دیگر چیست؟ یکی از آن ها گفت جان ریچی دروازه بان نیست. مهاجم است. مایک انگلند مهاجم نیست، مدافع است. تونی هاتلی دروازه بان نیست، مهاجم است. آلن بال دروازه بان نیست، هافبک است. اما گوردون بنکس دروازه بان است. ما شصت هزار پوند برای خرید یک دروازه بان پرداخت نمی کنیم آقای شنکلی. این اتفاق نمی افتد. بیل به آن ها نگاه می کرد و سرش را تکان می داد. گفت بسیار خوب. بدون یک دروازه بان بهتر، بدون گوردون بنکس، لیورپول دوباره لیگ را به دست نمی آورد. لیورپول دیگر به لیگ قهرمانان نخواهد رفت. لیورپول دیگر شانسی برای بردن آن مسابقات ندارد. هرگز این اتفاق رخ نخواهد داد. نه بدون دروازه بانی بهتر. نه بدون گوردون بنکس. 
  2. بعد از قهرمانی اروپا در سال 2005 -به عنوان تیمی که به نظر در آن زمان پول کافی را داشت و به قدری مشکل داشت که لیگ را با فاصله حدود سی امتیازی چلسی در رتبه پنجم تمام کند- گران قیمت ترین خرید لیورپول پیتر کراوچ 7 میلیون پوندی بود. 
  3. آگوست 2009 است. لیورپول فصل قبل در یک قدمی منچستریونایتد، قهرمانی لیگ برتر را از دست داد. ژابی آلونسو با رقمی که برای باشگاه تا آن زمان یک رکورد بود، به رئال مادرید رفت. سامی هیپیا هم بعد از ده سال، از لیورپول جدا شد و به لورکوزن پیوست. آگوست 2009 است. رافائل بنیتز به جلسه ای با مالکان باشگاه قدم می گذارد. باشگاه در آستانه ورشکستگی است. بنیتز مدافع می خواهد. دنیل اگر دائما مصدوم می شود و اون تنها جیمی کرگر سی و یک ساله و مارتین اسکرتل را دارد. آگوست 2009 است. لیورپول مبلغ زیادی به بانک سلطنتی اسکاتلند بدهکار است. جلسه تمام می شود و بنیتز در حالی که سر خود را می خاراند از اتاق مخوف مالکان خارج می شود. آن ها به بنیتز تنها 1.5 میلیون پوند برای خرید یک مدافع دیگر می دهند. سوتیروس کاریاکاس یونانی و سی ساله که بعد از دوره هایی در رنجرز و وولفسبورگ، حالا در آ اک آتن گاهی بازی می کند و گاهی نه، با همین مبلغ خریده می شود. یک فصل سپری می شود بنیتز بعد از شش سال اخراج می شود. 
  4. در واقع بدهی لیورپول به بانک اسکاتلندی که باشگاه را یک سال بعد از آن تاریخ، تا یک قدمی ورشکستگی برد، سیصد و پنجاه میلیون پوند بود. مبلغ قرض گرفته شده که برای خرید باشگاه و مثلا فرناندو تورس هزینه شده بود، کمتر از این مبلغ بود اما در حالی که زوج آمریکایی از سود خود از خرید باشگاه می گفتند، قرض های خود را به بانک پس نمی دادند و سود مبلغ، هر سال بیشتر می شد. جان هنری و گروه FSG در ششم اکتبر 2010 لیورپول را با پرداخت بدهی، نجات دادند و به این شکل صاحب باشگاه شدند.
  5. مانه 7 گل، 5 پاس گل. کوتینیو 12 گل، 9 پاس گل. فیرمینو 16 گل، 8 پاس گل. صلاح 21 گل، 8 پاس گل. با این چهار نفر در بُعد هجومی تیم و این عملکرد در طی فصل، می شود گفت لیورپول بی نیاز ترین باشگاه فوتبال اروپا به عناصر هجومی در حال حاضر است. در واقع تفاوت آمار گلزنی لیورپول و منچسترسیتی در لیگ پانزده گل است اما اگر تعداد گل ها در لیگ و لیگ قهرمانان را جمع بزنیم، این فاصله به عدد 6 گل (75 به 69 تا پیش از شروع ژانویه!) می رسد. سوالی که همه جواب آن را می دانند این است که پس چه چیزی باعث می شود فاصله دو تیم در جدول لیگ برتر 20 امتیاز باشد؟ 
  6. مسئله ای که باید در این بین مورد بررسی قرار بگیرد، ترن اور یا حجم معاملات است. یک چیز جالب هست که باید در این خصوص بدانید. اینکه سی میلیون پوندی که چلسی در سال 2007 برای شوچنکو پرداخت کرد، در واقع بسیار بیشتر از نود میلیون پوندی بود که یونایتد ده سال بعد برای خرید لوکاکو پرداخت. یا حتی ارزش مبلغی که برای ریو فردیناند در سال 2002 پرداخت شد، بسیار بیش از آن بود که برای خرید آنتونی مارسیال توسط همین باشگاه هزینه شد. باید در نظر گرفت که با حجم پولی که به واسطه حق پخش و تبلیغات به حساب باشگاه ها واریز می شود، حالا سود باشگاه ها بسیار بیش از قبل است. 8 و نیم میلیون پوندی که سال 1995 توسط لیورپول برای خرید استن کالیمور پرداخت شد، 42.7 درصد حجم معاملات باشگاه بود. 75 میلیون پوندی که در ژانویه 2018 برای ویرجیل فن دایک پرداخت می شود، 21.7 درصد از حجم معاملات است. پس محلی از اعراب ندارد اگر مبلغ پرداخت شده برای فن دایک، با مبلغ پرداخت شده برای کیه لینی و امثالهم مقایسه شود، اینطور نیست؟ که لیورپول از سوی دیگر استیون جرارد، رابی فاولر، جیمی کرگر و مایکل اوون را به عنوان محصولات آکادمی خود، بدون پرداخت هزینه ای داشته است.
  7. به این موضوع، آن صحبت جان هنری را اضافه می کنیم که پولی از جیب برای خرید بازیکن نگذاشته است و نمی گذارد. به جای آن، به واسطه وجهه باشگاه و تبلیغات، درآمد و حجم معاملات در باشگاه افزایش پیدا می کند. ارزش مالی خانواده گلیزر چهار میلیارد دلار است. این عدد برای رومن آبراموویچ 9.8 میلیارد دلار است. گروه باشگاه سیتی 98 میلیارد دلار می ارزد. جان دبلیو هنری، تنها 2.5 میلیارد ثروت دارد و همینطور بوستون رد ساکس را در ایالات متحده دارد که به نظر به آن بیشتر اهمیت می دهد. 
  8. لیورپول به عنوان یکی از پرافتخار ترین و پرهوادار ترین باشگاه های جهان، برای نخستین بار در دهه های اخیر به جدول ده خرید بزرگ فوتبال جهان اضافه شده است. با پولی که از راه فوتبال به دست آمده؛ برای خرید مدافعی از جنس مدافعانی که برای خط دفاعی لرزان تیم (29 گل خورده در 26 بازی لیگ و لیگ قهرمانان)، برای تیمی که به کرّات در مدت اخیر گفته شده رهبر ندارد.
  9. یورگن کلوپ را در زمینه خرید بازیکن، می توان در رده نوابغ جا داد. مردی که هوملس، کاگاوا، گوتسه، گوندوغان، لواندوفسکی، رویس، سوبوتیچ، مخیتاریان و اوبامیانگ را در دورتموند جمعا با رقمی در حدود 53 میلیون پوند خریداری کرده بود. او در لیورپول هم تاکنون صلاح، مانه، ماتیپ، وینالدوم، رابرتسون و کلاوان را به عنوان خریدهای مثبت جذب کرده و به جز کاریوس که برای او هم مبلغ ناچیزی پرداخت شده بود، نمی توان هیچکدام از خریدهای او را ضعیف دانست. یورگن کلوپ یک سال برای جذب ویرجیل فن دایک تلاش کرد و سرانجام او را جذب کرد. کلوپ با وجود علم به مشکلات دفاعی در تابستان 2017، در تک تک روزهای آن فصل برای جذب فن دایک تلاش کرد اما شکست خورد. او مدافع دیگری جذب نکرد و چند ماه دیگر برای خرید مدافعی که می خواست صبر کرد تا سرانجام قراردادی که می خواست را به دست آورد. به نظر کسی در لیورپول به مبلغ بزرگ پرداخت شده، برای مرتفع ساختن یکی از معدود پاشنه آشیل های تیمی که خوب و عالی بازی می کند، اهمیت زیادی نمی دهد. 
  10. برعکس عناصر تهاجمی، لیورپول در دوره کلوپ پول زیادی برای خطوط عقب زمین هزینه نکرده بود. 8 میلیون برای رابرتسون، 4 میلیون برای کلاوان، 4.7 میلیون برای کاریوس و جذب ماتیپ به صورت آزاد. به نظر مبلغی که لازم بود هزینه شود را کلوپ یکجا برای فن دایک پرداخت کرده است.
  11. چه کسی می گوید نباید برای مدافع مبلغ سنگینی پرداخت کرد و مبالغ بالا تنها مختص به پست های هجومی است؟ لیورپول قهرمانی سال 2014 را به خاطر نبود هافبک دفاعی از دست داد. تیمی که در رقابت برای قهرمانی به نظر دست نیافتنی می رسید، در بازی با چلسی همه چیز را از دست داد. جوردن هندرسون برای بازی چلسی محروم بود و پزشکان استیون جرارد را به زور چندین تزریق مسکن به بازی رساندند. در بازی بعدی مقابل کریستال پالاس هم تیم به شش گل نیاز داشت. سه گل در یک نیمه کفاف نداد و بابت دفاع نامتانسب، پالاس سه گل به ثمر رساند و بازی مساوی شد. به همین سادگی کرور کرور آمارهای هجومی (مثلا رکورد بالای صد گل در لیگ برتر یا دو مهاجم با بیش از بیست گل در لیگ) دود شد. هیچ کس مانند لیورپولی ها، ارزش خط دفاعی خوب را نمی داند.
  12. حالا لیورپول، به یک دروازه بان و هافبک دفاعی در حد و حدود فن دایک و خط حمله خود نیاز دارد. حالا لیورپول به دو بازیکن و حفظ مهره های مهم خود برای رقابت بر سر عنوان قهرمانی فصل آتی نیاز دارد.