نادیده گرفتن احتمالات
چرا جایزه های میلیاردی از جایزه های میلیونی جذاب تر است؟
دو بازی شانسی: در اولی، می توانی ده میلیون دلار برنده شوی و در دومی ده هزار دلار. کدام یک را بازی می کنی؟ اگر در اولین بازی برنده شوی، زندگی ات کاملا عوض می شود؛ می توانی شغلت را کنار بگذاری، به رییس ات بگویی برود به جهنم و با پولی که برنده می شوی، زندگی کنی. اگر هم در بازی دوم همه پول ها را ببری، می توانی تعطیلات خوبی را در سواحل کاراییب بگذرانی، ولی باید اینقدر زود پشت میز کارت برگردی که از کارت پستالی که از آنجا می فرستی زودتر می رسی. احتمال برنده شدن در بازی اول یک در صد میلیون و در بازی دوم یک در ده هزار است. خب، کدام بازی را انتخاب می کنی؟
احساسات، ما را به سمت بازی اول هدایت می کنند؛ هر چند با یک بررسی منطقی متوجه می شویم بازی دوم ده برابر بهتر است. بنابراین، تمایل عموم به بردهای کلان تر- میلیونی، میلیاردی و تریلیاردی- است؛ مهم نیست چه قدر شانس بردن کم باشد.
عبارت مناسب برای این فقدان نادیده گرفتن احتمالات است و این منجر به خطاهایی در تصمیم گیری می شود. ما به خاطر سود بالقوها ی که باعث می شود علامت دلار جلو چشم مان چشمک بزند، روی کسب و کار جدید سرمایه گذاری می کنیم، اما فراموش می کنیم یا زیادی تنبل هستیم که شانس اندکی را که برای چنین رشدی در تجارت جدید وجود دارد محاسبه کنیم.
ما حس درک ریسک را نداریم و بنابراین نمی توانیم بین تهدید های مختلف تمایز قایل شویم. هر چه تهدید جدی تر باشد و موضوع احساسی تر، کاهش ریسک برای ما کمتر اطمینان بخش است.

دیدگاهها