طرفداری- حدود 20 ماه قبل و در طول یک جلسه تمرینی صبحگاهی رخ داد؛ پنج روز بیشتر به پایان فصل رقابت های لیگ برتر نمانده بود که در تمرین استوک سیتی، استفان آیرلند در موقعیتی 50-50 برای تصاحب توپ تلاش کرد و در برخورد با جوناتان تشیرا، دوست و هم تیمی خود، دچار شکستگی استخوان نازک نی هر دو پایش شد.
تلگراف گزارش می دهد: پس از گشت 609 روز از آن لحظه تلخ، آیرلند حالا آماده می شود تا در دیدار با کاونتری در جام حذفی به میدان برود. او مصاحبه ای خواندنی در همین باره داشته است.
به خوبی آن روز را یادم می آید. در یک جلسه تمرینی خیلی آرام، به قصد تصاحب توپ تکل رفتم و توپ را در زمین نگه داشتم ولی تشیرا در محاسباتش اشتباه کرد. پس از برخورد، صدایی را شنیدم و بلافاصله دریافتم که پایم شکسته است. امیدوار بودم که این موضوع مرتبط به پای راست من بوده باشد ولی وقتی به پای چپ خود نگاه کردم، از مچ پا به پایین همچون ژله شده بود و تکان می خورد.
حاضرم هر کاری کنم که به سه ثانیه قبل از آن صحنه برگردم و از وارد شدن به آن درگیری خودداری کنم. می دانستم که این مصدومیت می تواند زندگی مرا دگرگون سازد. تشیرا آنجا نشسته بود و اشک از چشمانش جاری می شد؛ حالا او درگذشته است و امیدوارم که روحش شاد باشد. خیلی طول کشید تا آمبولانس برسد. من منتظر بودم و لحظه به لحظه بیشتر اذیت می شدم چون تنها خواستار جراحی بودم.
سر انجام به بیمارستان رسیدیم و متخصص آنقدری سریع مرا از آمبولانس خارج کرد که لحظه ای دندان هایم به هم خوردند و یکی از دندان های جلویی ام بیرون پرید. شبیه صحنه های کارتون بود. دیدم که دندانم از دهانم بیرون پرید و روی زمین افتاد. مرا تا تختم در بیمارستان رساندند و از آنها خواستم تا دندانم را پیدا کنند. شخص مقابل با یک سنگ نزد من برگشت... آنجا بود که به جنون رسیدم. در نهایت آن را زیر چرخ آمبولانس پیدا کردند. من تنها به فکر قرار دادن دوباره آن سر جایش بودم چون قرار بود دو هفته دیگر ازدواج کنم. ما مراسم ازدواج مان را برگزار کردیم ولی به سختی می توانم آن را به یاد بیاورم. روی ویلچیر ننشستم ولی تجربه ای همانند آن بود. آنقدری درد داشتم که خودم را حس نمی کردم.
آیا به خداحافظی فکر کردی؟ جواب آیرلند قاطعانه بود:
خداحافظی هرگز به ذهنم نرسید. روزهای بدی داشتم ولی با این وجود به این موضوع فکر نکردم.
او که به تازگی قرارداد جدیدی را با استوک سیتی به امضا رسانده است، گفته:
باشگاه در قبال من بی نظیر و پشتیبان بود. مربی هم باورنکردنی رفتار کرد. امیدوارم طی ماه های آینده بتوانم به او کمک کرده و بتوانم لطف او را جبران کنم.

