سکانس اول(تابستان 2017)
احتمالا اشک های فیلیپه کوتینیو، در بازی مقابل اکوادور پس از گلزنی را به خاطر می آورید. اشک هایی که به احتمال زیاد برای بارسلونا ریخته شد. برای از دست دادن فرصت بازی در کنار لیونل مسی، برای بازی نکردن کنار دوست صمیمی و یار غارش سوارز. کسی که دوران خوبی را در لیورپول با او گذراند. شاید هم برای فتح جام های متعدد همراه بلوگرانا. آخر لیورپول علی رغم بزرگی و عظمتش، چندین سال است دستش به جامی نمی رسد. شاید فقط باید استیون جرارد باشی تا تیم را با تمام کمبود هایش به جان بخری و لگد بزنی به چمدان های پر پول بارسلونا و رئال. بمانی و اسطوره شوی. در دنیای امروز فوتبال، جرارد بودن، توتی بودن و بوفون بودن سخت است. البته اگر این سختی را به جان بخری، پاداش خوبی دریافت میکنی. به اندازه ی توتی دوستت دارند و برایت اشک می ریزند. این است ذات فوتبال!
در تابستان 2017، چندین بار به بارسلونا نزدیک شد. همه ی هواداران بارسلونا، منتظر جلسه ی معارفه اش بودند. هر چقدر اشرف بن عیاد انرژی مثبت می داد و آمدن کوتینیو را قطعی می دانست، ملیسا ردی و گیم بالاگه به سرعت میزدند توی ذوق طرفداران بارسا. ابتدا خیال می کردیم حرفهایشان شوخی است و فقط می خواهند جو متشنج نشود. اما مصاحبه ی مدیر عامل لیورپول، مبنی بر اینکه کوتینیو به هیچ وجه فروشی نیست، آب سردی بود بر پیکره ی بی جانمان. البته باز هم کور سوی امیدی بود اما با اشک های فیلیپه، آن هم بر باد رفت. آخر نیمار را هم از دست داده بودیم. همه می گفتند که با رفتن نیمار بارسلونا ضعیف تر می شود. خیلی ها خبر از فروپاشی بارسلونا می دادند. انگار باورشان شده بود این تیم به سرنوشت میلان و اینتر بزرگ دچار شده است. بعد از فاجعه در سوپر کاپ، دوباره همه چیز علیه بارسلونا شد. همه نا امید و درمانده بودند. اما گویی یک چیز را فراموش کرده بودند. اینکه بارسلونا مسی را دارد. مادامی که این اعجوبه در بارسا باشد، هیچگاه امیدتان را از دست ندهید زیرا همیشه در بالاترین سطح قرار دارید و می توانید برای تیم های دیگر فخر بفروشید از وجود این ستاره در تیمتان. آخر فقط اوست که می تواند در برنابئو، از میان چند مدافع تنومد عبور کند و توپ را گوشه ی دروازه ی ایکر مقدس بفرستد. فقط او می تواند دست های سر الکس فرگوسن را بلرزاند. آری، تا مسی هست زندگی باید کرد!
در همان تابستان، زمزمه های علاقه ی پاریسن ژرمن به او نیز شنیده شد. نیمار که دوست صمیمی کوتینیوست، می توانست پلی باشد برای انتقال او به پاریس. اما انگار عشق کوتینیو به بارسلونا پابرجا بود. او فقط بارسلونا را می خواست. باید تحسین کرد این علاقه را.
سکانس دوم(زمستان 2018)
احتمالا عکس های کوتینیو را هنگام سوار شدن در هواپیما و سفر به بارسلونا دیده اید. لبخندی بر لب دارد که بسیار عمیق است. لبخندی که نشان می دهد تا چه حد به بارسلونا عشق می ورزد. تا چه حد دوست دارد در این تیم بازی کند. وقتی قید لیگ قهرمانان اروپا را به خاطر بارسلونا میزند، باید به میزان علاقه اش پی ببرید.
آری، سرانجام بزرگترین انتقال زمستانی تاریخ فوتبال و سومین خرید گران قیمت تاریخ، به وقوع پیوست. کوتینیو در قامت یک شاهزاده به بارسلونا آمد. آمد تا مسی و یارانش را برای رسیدن به دو جام مهم یاری دهد.
به واسطه ی بازی برای لیورپول، او نمی تواند برای بارسا در لیگ قهرمانان به میدان برود و باید خود را برای لیگ قهرمانان فصل بعد آماده کند و به بارسا برای فتح ششمین سی ال خود یاری برساند.
بسیاری از مربیان فوتبال از انتقال های این چنینی رنج می برند و معتقدند که بازیکنان، ارزش پرداخت چنین مبالغی را ندارند. شاید هم راست بگویند اما چاره چیست؟ برای خرید خوب، باید پول خوب بدهی! این خلاصه ای از وضعیت نقل و انتقالات فوتبال است. وقتی پای شیوخ عرب به فوتبال باز شود، باید منتظر چنین اتفاقاتی باشید. آن ها با پول همه کار می کنند. نیمار را از لالیگا به لوشامپیونه می برند و بازی در کنار لئو مسی را تبدیل می کنند به بازی در کنار کاوانی. این قدرت پول است و این قدرت را شیوخ عرب دارند. حالا به حرف مورینیو که می گفت در آینده متوجه می شوید که ما پوگبا را ارزان خریده ایم، پی می بریم. رکورد ها می آیند تا شکسته شوند. شک نکنید روزی رکورد انتقال نیمار نیز شکسته خواهد شد. این قیمت ها، فقط طعم لذیذ فوتبال را تبدیل به طعم گس و تلخ می کنند.
حال باید منتظر اولین بازی کوتینیو در لباس بارسلونا باشیم. نمیدانم شاید این انتظار، مقابل سلتاویگو در بازی برگشت جام حذفی به پایان برسد. با آمدن کوتینیو، بارسلونا خط آتش فوق العاده ای را برای رقابت به میدان می فرستد. با حضور مسی که خودش یک تیم است، با سوارز که مانند قاتل ها می ماند، با دمبله که سرعت و تکنیکش زبان زده خاص و عام است و با فیلیپه کوتینیوی خلاق و شوت زن، می توانیم دوباره بارسای رویایی را زیر نظر ارنستو والورده ببینیم. بارسایی که هم در دفاع سازمان یافته تر از گذشته است و هم درون دروازه یک عقاب دارد و هم روی نیمکت یک پروفسور.
سکانس سوم(نگاهی به فعالیت های ورزشی)
او فوتبال خود را در سال 2008 با تیم "واسکو دوگامی" برزیل آغاز کرد. این تیم یکی از باشگاههای قدیمی و معروف برزیل و شهر ریو دوژانیرو است. دو سال در این تیم توپ زد و موفق به زدن 1 گل در 19 بازی شد. از سال 2010 تا 2013 به "اینتر میلان" پیوست. 28 بازی انجام داد و 3 گل زد. در سال 2012 به صورت قرضی وارد لالیگا شد و در تیم "اسپانیول" به بازی کردن پرداخت. او 16 بازی برای اسپانیول انجام داد و 5 گل به ثمر رساند.
در ژانویه ی 2013، به مبلغی به ارزش 8/5 میلیون پوند به "لیورپول" پیوست تا بازی در لیگ جزیره را تجربه کند. در لیورپول از تمام تیم هایی که برایشان بازی کرده بود، موفق تر ظاهر شد. 153 بازی انجام داد و 41 گل به ثمر رساند. هواداران در انفیلد به فیلیپه لقب "جادوگر کوچک" را داده بودند.
در "تیم ملی زیر 17 سال برزیل" 5 بازی انجام داد و 3 گل زد. بعد از آن به "تیم ملی زیر 20 سال برزیل" دعوت شد. 7 بار به میدان رفت و 3 گل هم به ثمر رساند.
او برای "تیم ملی برزیل" هم درخشان ظاهر شده و تاکنون 32 بازی انجام داده است و 8 نیز به ثمر رسانده. قطعا این آمار، افزایش می یابد.
کوتینیو در نیم فصل ۲۰۱۷–۲۰۱۸ با مبلغ حدود ۱۶۰ میلیون یورو به عنوان سومین بازیکن گران قیمت تاریخ پس از نیمار و امباپه، به "بارسلونا" پیوست. باید دید در بارسلونا چه عملکردی از خود به جای خواهد گذاشت.
افتخارات فیلیپه کوتینیو
جام ملتهای آمریکای جنوبی زیر ۱۷ سال: ۲۰۰۵
لیگ دسته دوم برزیل (قهرمان): ۲۰۰۹
قهرمان سوپر جام ایتالیا: ۲۰۱۰
قهرمان جام باشگاههای جهان به همراه اینتر میلان در سال ۲۰۱۰
نایب قهرمانی در لیگ اروپا در لیورپول سال ۲۰۱۶ (میلادی)