غفلت از نرخ پایه
وقتی صدای سم چهارپایان را می شنوی، منتظر خرگوش نباش
مارک یک مرد لاغر اندام اهل آلمان است که عینک به چشم می زند و دوست دارد کارهای موتزارت را گوش بدهد. کدام یک محتمل تر است؟ این که مارک الف) یک راننده کامیون باشد یا ب) استاد ادبیات فرانکفورت باشد. بیشتر افراد روی ب شرط می بندند، که اشتباه است. در آلمان تعداد راننده های کامیون ده هزار برابر تعداد استادان ادبیات است. به همین خاطر محتمل تر است مارک راننده کامیون باشد. پس چه اتفاقی افتاد؟ آن توضیحات با جزییات ما را فریب داد که حقایق آماری را نادیده بگیریم. دانشمندان به این خطا غفلت از نرخ پایه می گویند، یعنی نادیده گرفتن سطوح توزیعی اساسی، یکی از متداول ترین خطاها در استدلال. تقریبا تمام روزنامه نگاران، اقتصاددانان و سیاستمداران دائمأ اسیر خطا می شوند.
شعری که در گوش هر پزشک آینده در امریکا خوانده می شود "وقتی صدای سم چهارپایان را از پشت سر می شنوید، منتظر دیدن خرگوش نباشید." به این معنا: قبل از اینکه سراغ آزمایش بیماری های کمیاب بروی، به دنبال معاینه اختلال های متداول باش حتی اگر متخصص بیماری های کمیاب باشی.
وارن بافت یک بار درباره عدم سرمایه گذاری اش در شرکت های بیوتکنولوژی توضیح داد: چه تعداد از این شرکت ها سودی معادل صدها میلیون دلار دارد؟ این اتفاق عملا غیر ممکن است؟ محتمل ترین پیشامد قرار گرفتن این شرکت در میانه جدول درآمد است. یک نمونه از اتفاق نرخ پایه. برای بیشتر مردم، خطای بقا(فصل(1 یکی از عوامل غفلت از نرخ پایه است. آنها تنها افراد و شرکت های موفق را می بینند، چرا که گزارشی در مورد شکست خورده ها وجود ندارد. این باعث می شود بسیاری از موارد نامریی را نادیده بگیرند.



