توجه اگه انگليسي بابين متن توي عكس رو بخونين ولي اگه بلد نيستين: خلاصه ترجمه ي مفهومي يك صفحه از اتوبيوگرافي انلكا : سال اولم تو آرسنال بود. ويه را رو "دراز" صدا ميكردن همه. تو اولين بازي توي يه موقعيت گلر رو دريبل زدم ولي افتاب تو چشمم بود توپ رو زدم بيرون. ويه را چپ چپ نگام كرد و فهميدم به فاچ رفتم. رفتيم رختكن، رفتم حموم يهو ويه را اومد گفت دقت كن كسخل كه گل خاليا رو بيرون نزني، گفتم تو رو سننه، بعدش فهميدم نبايد اينكار رو ميكردم چون من رو نشوند و زد توي گوشم " با ابولش" ???‍♂️??? هي ميزد بعد همه هم مي ديدن منتظر بوذم تموم شه و زمان به كندي براي من و به تندي براي ويه را (اين رو به صداي پيمان يوسفي بخونين) ميگذشت كه اشلي كول گفت خب حالا نوبت اونه كه خداروشكر ونگر اومد، وقتي فهميد چي شده گفت "بارك الله قارداش، براي همينه كه كاپيتان شدي" اون روز بدترين روز زندكيم بود و فهميدم كه چرا ويه را كاپيتانه.