یک واقعیت تلخ اما با شکوه
۶۲۰ بازدیدپنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۶ - 0۶:۴۷
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
حدود ده یا یازده سالم بود و مثل بقیه دخترا زیاد فوتبالی نبودم اون موقع ها اخبار و تلوزیون همش از یک مربی فوتبال میگفتن که سرطان داشت و بازیکنایی که براش اشک میریختن و هوادارایی که همه جوره هواشو داشتن انگار همشون مثل خانواده بودن برای هم منم عاشق اون عشق و شور و عظمت شدم.
.
.
.
.
اسم اون مربی تیتو ویلانوا بود.
داستان این عشق با جام و علاقه به رنگی خاص شروع نشد. از یک عشق و شعور واقعی شروع شد.
(((بارسا فراتر از یک باشگاه)))


