آخر فصل نشان خواهد داد کدام تصمیم سانچز گزینه مناسبتری برای او بوده اما توضیح چند نکته به روشن شدن داستان کمک بهتری خواهد کرد. گفته میشود پیشنهاد شخصی یونایتد برای سانچز دستمزد چهار صد هزار پوند در هفته است که او را تبدیل به بازیکنی با بالاترین دستمزد در جزیره خواهد کرد. نفر دوم و سوم این لیست هم از یونایتد هستند؛ لوکاکو و پوگبا. رد کردن این پیشنهاد برای بازیکنی با سن بالا سخت است. از آنطرف این عامل میتواند سبب پائین آمدن اتحاد تیمی در منچستر شود. سایر بازیکنان هم خود را در قیاس با غریبه ۲۹ ساله ایی می بینند که یک شبه همه آنها را جا گذاشته و پول را به عامل اول مقایسه در تیم تبدیل کرده است. غریبه ایی که هیچ هوا خواهی هم در بین بازیکنان ندارد حتی گروه ضعیف اسپانیایی تیم. عدم محبوبیت سانچز در رختکن آرسنال هم یکی از نکات اختلاف زیر پوستی در این تیم بود. توییت های دنی ولبک را بخوانید بهتر عمق ماجرا را درک خواهید کرد. ضمن اینکه این ریسک برای سیتی هم وجود دارد که آمدن سانچز شکافی در اتحاد تیم ایجاد خواهد کرد. اگر چه در رختکن سیتی براوو بزرگترین پشتیبان او خواهد بود و بطور سنتی رابطه خوبی بین شیلییها و آرژانتینی ها وجود دارد اما شاید آگرو از آمدن او خوشحال نخواهد شد، اگرویی که در رختکن تیم خیلی محبوب است و همین حالا هم با وجود ژسوس جایگاه مستحکمی در ترکیب ندارد. از آنطرف پپ تلویحا راه خروج را به اگرو در تابستان آینده نشان داده. تفاوت سانچز و اگرو برای پپ در نوع و مدل بازی آنها ست. الکسیس با قابلیت های بازی ترکیبی بالا و در مقابل اگرو با تکروی های زیاد ، حال گواردیلا را در لحظات حساس بازی گرفته. لحظات بسیاری در فصل پیش و این فصل را میتوان دید که عدم تصمیم گیری سریع و تکروی بی مورد اگرو ، موقعیت مسلمی را از سیتی گرفته است. شاید نیامدن سانچز تیم گواردیلا را برای ادامه فصل متحد تر کند اگر چه در کوران چمپیونز لیگ نبود او بضرر سیتی تمام شود. شاید یکی از دلایل پیشنهاد دستمزد هفتگی پایین سیتی در قیاس با یونایتد در همین نکته مستتر است. برگردیم به یونایتد. نکته ایی که در انتقالاتی همچون سانچز و لوکاکو با دستمزد های بالا دیده میشود اینکه آنها به سیم آخر زده اند و بشدت بدنبال روشهای کوتاه مدت هستند که این بیشتر با فلسفه مورینیو تطابق دارد تا یونایتدی که با کلاس ۹۲ افق های دوردست را میدید. این ولخرجی های شتاب زده با هویت و اصالت یونایتد هم همخوان و سازگار نیست. هویتی که ریشه در شهر منچستر ، آکادمی ، عدالت و سرالکس دارد. یونایتد میخواهد به هر شکلی که شده به سرعت دوباره خود را به بام فوتبال جزیره برساند. آنها از سرنوشت مشابه لیورپول میترسند اما آیا راه درستی را در پیش گرفته اند؟ آیا آنها سوراخ دعا را گم نکرده اند؟ از نظر تاکتیکی، سانچز چه جایگاهی در معادلات مورینیو و منچستر دارد؟ پست اصلی الکسیس وینگر چپ است که در آن مکان حداقل دو بازیکن مارسیال و راشفورد برای یونایتد وجود دارد. در وینگر راست که نقطه ضعف تیم است ، سانچز کارایی ندارد. استفاده دیگر از او جانشینی برای لوکاکو در مواقع ضرروری ست که تجربه آرسنال نشان داده که آنجا هم خیلی موفق نبوده. یکی دیگر از توانایی های خوب سانچز بازی در بین خطوط است که در سیستم ۳-۴-۲-۱ ونگر در پشت سر لاکازرت و در کنار اوزیل موفق نشان داده اما مورینیو بغیر از زمانی که جهت بدل ضد تاکتیک حریف از سیستم سه دفاع استفاده کرده، در اغلب زمانها با همان آرایش همیشگی ۴-۲-۳-۱ به میدان میرود. از این رو شاید اوزیل بیشتر به کار یونایتد بیاید تا سانچز. نکته دیگر، نوع فوتبال مورینیو مبتنی بر اساس دفاع- ضد حمله است. در این مدل بازیکنان سرعتی و جوان مانند لینگارد، مارسیال و راشفورد بیشتر به کار یونایتد می آیند تا سانچز پا به سن گذاشته که دیگر سرعت دوران بارسای خود را هم ندارد. نکته قوت سانچز در درک درست او از موقعیت و بازی در زمان حمله است که در محوطه شلوغ جریمه حریف با حرکات خلاقانه و پاس های کلیدی قفل بازی را باز میکند. نکته بعدی نیاز فعلی یونایتد و مورینیو به وینگرهای کلاسیک است، بازیکنانی که در لب خط قرار بگیرند و با سرعتشان عرض زمین را زیاد کنند. با سانچز عرض زمین کم باقی خواهد ماند. ضمن اینکه جذب الکسیس در زمستان ، دست آنها را از اختیارات و انتخابات فراوان و متعددی که در تابستان خواهند داشت محدودتر خواهد کرد و احتمالن سبب خروج یکی از بین مارسیال و راشفورد که شرایط سنی مناسبتری نسبت به سانچز دارند خواهد شد. نکته مثبت ماجرا برای منچستر ، استفاده از او در چمپیونز لیگ است ، جامی که همراه با جام حذفی تنها امید یونایتد برای ادامه فصل است و اینکه حداقل او را از چنگ حریف مستقیم شان در خواهد آورد و باعث قویتر شدن آنها نخواهد شد. به هر حال آن چیزی که مشخص است او در آرسنال نمی ماند. در اینجا آرسنال ، ونگر و الکسیس باید به جمع بندی نهایی برسند، زمستان ، تابستان ، سیتی ، یونایتد و یا یک حرکت پیش بینی نشده دیگر مثل همان پاس های تو در سانچز.