سکانس اول(نقل و انتقالات و فاجعه در سوپرکاپ)
شاید بعد از فاجعه ی سوپر کاپ مقابل رئال مادرید، خوشبین ترین هوادار بارسلونا هم فکر نمی کرد روزی اختلاف این تیم با رئال مادرید- فاتح دو چمپونز لیگ متوالی- به 19 امتیاز برسد. واقعا هم باور کردنی نبود. تیم بارسا از قبل ضعیف تر شده بود چون آنها فوق ستاره ای بنام نیمار را از دست داده بودند. بازیکنی که پشت کرد به هواداران و رفت پی آرزویش. بازی در کنار کاوانی را به بازی کنار مسی ترجیح داد تا مرد شماره یک تیمش شود. بازی در لوشامپیونه را به بازی در لالیگا ترجیح داد برای رسیدن به خواسته اش. عجیب است این فوتبال! حیرت آور است این پول!!
بعد از نتایج نه چندان خوب انریکه، ارنستو والورده ای روی نیمکت نشست که سابقه ی مربیگری در تیم های لالیگا از جمله اتلتیکو بیلبائو، ویارئال و اسپانیول را داشت و با توجه به سطح کیفی این تیم ها، نتایجی خوبی هم گرفته بود. وقتی در اردوهای پیش فصل، رئال مادرید و منچستر یونایتد را برد تقریبا امیدوار شده بودیم به داشتن تیمی شگفت انگیز.
در بازی برابر یووه که زمزمه های علاقه ی پاریس به نیمار شنیده می شد، او دو گل به ثمر رساند و با خوشحالی های بعد گل، به هواداران القا کرد که در اینجا خوشحال است. اما چند روز بعد آب سردی ریخته شد بر پیکره ی بی جان طرفداران بارسلونا. آری، نیمار رفت. رفت و با خودش برد خاطرات تلخ و شیرینش را. خاطرات کامبک مقابل پاریسن ژرمن که خود نقش اول تیم در آن بازی بود. رفت تا امید هواداران هم برود. " مرد شماره یک بودن و پول " را ترجیح داد به بازی در تیمی که او را به اوج رسانده بود.
در همین هیاهو بود که دمبله به بارسا پیوست. همه میدانستند که خریدی خوب صورت گرفته اما این را هم می دانستند که جای خالی نیمار، با عثمان پر نمی شود. به خریدی مثل کوتینیو هم نیاز بود اما مدیران هرچه تلاش کردند موفق به راضی کردن لیورپول نشدند. حالا بارسا، ضعیف تر از گذشته است. نیمار را از دست داده و دمبله را آورده که قطعا در حال حاظر از نیمار بازیکن سطح پایین تری ست. همه خبر از رخ دادن فاجعه ای عظیم می دادند. از پیوستن بارسلونا به میلان و اینتر، از حکم رانی رئال مادرید در فصول آینده، از تمام شدن بارسلونا و مسی. اما انگار یک چیز را فراموش کرده بودند. "بارسلونا تا مسی را دارد هیچگاه تسلیم نخواهد شد"! خیلی ساده ست. آخر مسی از ما نیست. او متعلق به سیاره ی دیگریست." با شتابی سرسام آور افسانه کینگ لئو قطعه قطعه در حال تکمیل است"!
وقتی همه منتظر خرید کوتینیو بودند، ناگهان بازیکنی از لیگ چین را به بارسلونا آوردند. بازیکنی که بعد از خریده شدن، تنها یک نفر پیراهن او را خرید که آن هم به احتمال زیاد هدیه ای بود از طرف باشگاه به آن فرد. اما امروز او اینجاست، در بارسلونا. پائولینیو در این فصل 8 گل به ثمر رسانده و خریدی مورد اعتماد و قابل دفاع بوده است. حالا گل هایش در بازی، تبدیل شده به خامه روی کیک! آن قدری که از گلزنی مسی خوشحال می شویم از گلزنی او هم به وجد می آییم و لبخندی به پهنای دریا روی لبانمان می نشیند. بعد از تمام این اتفاقات، لیگ شروع شد. همه منتظرند تا عملکرد بارسلونا بدوننیمار را هم ببینند.
سکانس دوم(ارنستو والورده، نوری در تاریکی)
بازی های ابتدایی لیگ را به لطف درخشش لیونل مسی با پیروزی پشت سر گذاشتند. در بازی با ختافه، هم دمبله ی 105 میلیونی مصدوم شد و هم پائولینیو گلزنی کرد. گلی که خیلی بیشتر از 3 امتیاز می ارزید. وقتی بعد از بازی به خبرنگار گفت این گلم را به رئال مادرید تقدیم میکنم زیرا آنها بعد از پیوستن من به بارسا خندیدند، می شود عمق احساس، خشم و خوشحالی را دریافت. بعد از آن بازی، باز هم گل های بعدی پائو از راه رسیدند و هر روز بیش از دیروز در دل هواداران جا باز کرد.
البته این ها فقط شکل کار است. برنده ی اصلی این مسابقات، ارنستو والورده بود. یک پروفسور روی نیمکت بارسلونا، که این تیم بحران زده را به تیمی شکست ناپذیر تا پایان نیم فصل اول تبدیل کرده است. تیمی که بعد از سالها، طلسم آنوئتا را می شکند آن هم وقتی که با دو گل از حریف عقب می افتد.
نیمه ی مربیان، همیشه با برد ارنستو به پایان می رسد. نمی دانیم او در بین دو نیمه، به بازیکنان چه حرف هایی می زند یا چه تاکتیکی را به تیم منتقل می کند که اینگونه حریف را در نیمه ی دوم فلج کرده و پیروز می شوند. بازی گرفتن از بازیکنانی مثل گومز یا ویدال، فقط از او برمی آید.
در این مقطع و پس از سپری شدن نیمی از لیگ، کمتر کسی وجود دارد که به قهرمان نشدن بارسای والورده اعتقاد داشته باشد. بارسا نوزده بازی انجام داده و شکست نخورده و از همه مهمتر در مستایا، برنابئو، سن مامس، سرامیکا، آنوئتا و واندا مترو پولیتانو هم به میدان رفته است! این تیم حالا با اتلتیکو مادرید رده دومی ۹، با والنسیا ۱۱ و با رئال مادرید ۱۹ امتیاز فاصله دارد و مقتدرانه در صدر جا خوش کرده است.
این ها همه از برکات وجود ارنستو، مورچه ی متفکر بارسلوناست. او با سلاح قدرتمند خود، لیونل مسی به تار و مار کردن تیم ها می پردازد. هواداران منتظرند تا رکورد بیشترین تعداد برد در لیگ، بیشترین گل زده در لالیگا، قهرمان شدن بدون شکست و رکورد هایی از این دست توسط تیم والورده شکسته شود. واقعا هم رسیدن به آن ها دشوار و در عین حال، شدنی است.
بعد از اعلام ترکیب بازی، بعضی اوقات هواداران به سرزنش والورده به خاطر بازی دادن به بازیکنانی که بود و نبودشان در زمین تاثیری ندارد، می پردازند. اما هر بار بعد از بازی، ایمانشان به والورده بیشتر می شود. دیگر نمی شود به او ایرادی وارد کرد. در تمام زمینه ها با تجربه و خوب عمل کرده است. بارسلونا اکنون تنها تیم بدون شکست در 5 لیگ معتبر اروپاییست و همه ی این ها را مدیون یک نفر است، " ارنستو والورده "!!
سکانس سوم(فعالیت ها والورده در عرصه مربیگری و نقل و انتقالات ژانویه)
او در سال 2001-2002 کار خود را به عنوان دستیار تیم " اتلتیکو بیلبائو " آغاز کرد. یک سال فعالیت کرد و بعد مربی تیم "اتلتیکو بیلبائو ب " شد. بعد از یک سال مربیگری در این تیم، به تیم اصلی اتلیکو بیلبائو پیوست و دو سال مربیگری کرد.
از سال 2006 تا 2008 سرمربی " اسپانیول " شد. دو سال در این تیم ماند و بعد به یونان رفت. به مدت یک سال در " المپیاکوس " مربیگری کرد.
فصل 2009-2010 به " ویارئال " رفت. یک سال در این تیم مربیگری کرد و بعد دوباره به المپیاکوس بازگشت و یک فصل دیگر سکان هدایت این تیم یونانی را بر عهده گرفت.
فصل 2012-2013 سرمربی تیم " والنسیا " شد. یک سال را در این تیم سپری کرد و سپس به مدت سه سال، یعنی تا 2016 به اتلتیکو بیلبائو بازگشت.
سال 2017 سالی بود که به بارسلونا آمد و حالا روی نیمکت بلوگرانا، فرمانروایی مطلق خود در لالیگا را پیش می برد.
بارسلونا در ژانویه گران قیمت ترین خرید تاریخ در زمستان را رقم زد. فیلیپه کوتینیو به بارسلونا پیوست تا مسی و یارانش را برای رسیدن به قهرمانی در لالیگا کمک کند.
با آمدن کوتینیو، بارسلونا خط آتش فوق العاده ای را برای رقابت به میدان می فرستد. با حضور مسی که خودش یک تیم است، با سوارز که مانند قاتل ها می ماند، با دمبله که سرعت و تکنیکش زبان زده خاص و عام است و با فیلیپه کوتینیوی خلاق و شوت زن، می توانیم دوباره بارسای رویایی را زیر نظر ارنستو والورده ببینیم. بارسایی که هم در دفاع سازمان یافته تر از گذشته است و هم درون دروازه یک عقاب دارد و هم روی نیمکت یک پروفسور!