به نام خدایی که عشق و نفرت را افرید
مرحله ی نیمه نهایی لیگ قهرمانان در راه است و چلسی اولین صعود کننده بود تا انگلیس بی نماینده نماند.یک بازی سخت و نفس گیر.
چلسی در نیمه دوم "اتوبوس" خود را که شده توجیه باخت بقیه اینبار مقابل دروازه پاریسی ها چیده بود.در دقیقه 87 بود که دمبابا دوست داشتنی گل زد.هواداران سر از پا نمیشناختند. بازیکنان فریاد میزدند.بسیاری از آن ها در اولین تجربه شان کاری بزرگ میکردند.فقط یک نفر بود که فکر بعدش بود.مورینیو بود که با تمام سرعت دوید تا با شاگردانش صحبتی داشته باشد تا بتوانند چند دقیقه ی بعد را مدیریت کنند.در ورزشگاه چلسی را تشویق میکردند.ولی...بگذارید برویم بیرون.هواداران چلسی که بازی را میدیدند هم خوشحال بودند.ولی فقط ان ها نبودند.همه آن بازی را دیدند.
ونگر بازی را دید.مهندس بازی را دید.بازیکنان بارسا بازی را دیدند.رئالی ها هم پیگیر نتایج بودند.شاگردان پپ هم با هیجان بازی را دنبال میکردند.مانچینی دید که شکارچی اش باز قربانی گرفت.و با کمی دقت میدیدی که نمیتوانی برای آن ها لبخندی تصور کنی.
بازی که تمام شد فقط و فقط استمفورد بریج شاد بود.بازیکنان بارسا شادی مورینیو برایشان زهر شده بود.لیگ قهرمانان پروفسور و مهندسش را خیلی زود از دست داد و مورینیو بالا میرفت و بالاتر...
چند روز قبل از بازی بود که کرایوف بزرگ مورینیو را زیر رگبار انتقاد گرفت.
و فقط او نبود.خموشان روزگار زمان را مناسب میدیدند تا به اقای خاص و بچه هایش انتقاد کنند.به عقیده ی آن ها چلسی قرار بود حذف شود.قبل از بازی پاریسن ژرمن شده بود پر طرفدارترین تیم دنیا و چلسی فقط استمفورد بریج را داشت...
بعد از بازی خندیدیم و عرقمان را پاک کردیم.اما شب خیلی ها خراب شد.ابی های مزاحم رفتند در جمع چهار تیم برتر اروپا.اقای نتیجه گرا(بخوانید مورینیو) زیبا بازی کرد و برد.اقای ترسو (بخوانید مورینیو)شجاعانه جنگید و برد.اقای مغرور(بخوانید مورینیو)مثل یک هوادار عادی تیمش را تشویق کرد و برد.اقای منفور(بخوانید مورینیو)در خانه اش دلبری کرد و برد و یک شب زیبا رقم خورد.
ولی برای عده ای باز هم فوتبال مرد.(مثل همه ی برد های چلسی)انگار فوتبال شده بردن تکراری بزرگان.انگار که فوتبال باید در رئال و بارسا و بایرن خلاصه شود و بقیه اگر میخواهند قابل احترام شوند باید به آن ها ببازند.(احترام به ارسنال فراموش نشود) این تعریف فوتبال را در ذهن داشته باشید.
چلسی ما شد ضد فوتبال و من به آن افتخار میکنم.اگر فوتبال این است چلسی را نقطه ی مقابلش بدانید.
نباید هم خوشحال باشند.بگذارید بگریند.همه دلیل دارند که از ما متنفر باشند و ان دلایل چقدر برایمان دوست داشتنی است.به نفرتشان اهیمت نمیدهیم.ما سربازی تنها هستیم.تمام بزرگان فوتبال هم از ما بدشان بیایند مهم نیست.دیشب برای ما تمام دنیا فقط در استمفورد بریج بود.میدانستیم همه میخواستند پاریسی ها صعود کنند ولی بازی در انتها برایشان مزه ی زهر داشت.
هر چه میخواهید صدایمان بزنید.مهم نیست.این شما هستید که از قدرت ما زجر میکشید.برد هایمان برایتان کابوس شده و شما هستید که هر هفته کابوس میبینید.
ما چلسی هستیم.عشق برایمان پیرزنی بود که اشک شوق در چشمانش حلقه زده بود. همبستگی برایمان پدر و پسری در کنار هم بود که با جان و دل حمایت کردند.
ما چلسی هستیم.بر روی قلبهایمان نقش شیر حک شده.اراده ای اهنین داریم.همه چیزمان را خودمان بدست اوردیم.
نمیخواستید ما را ببینید.نمیتوانستید ما را ببینید.ولی ما هستیم.این ما هستیم که شما را نمیبینیم.انتقاد کنید مصاحبه کنید.رسانه ها را با حرف هایتان پر کنید.اهمیتی نمی دهیم.شما را نمیبینیم.حرف هایتان را گوش نمیدهیم.
این ما هستیم که وجود داریم.می جنگیم و برنده میشویم.شما نیستید.برایمان وجود ندارید.
انشب همه پاریسی بودند.همه میخواستند ببازیم.ولی نباختیم.چون ان ها را ندیدیم.تنفرشان را ندیدیم.تنها عشق دیدیم.عشق دنیای خودمان را.برای ما فقط عشق بود.برای ما فقط دنیای کوچک خودمان بود.برای ما فقط استمفورد بریج بود
حنان سعادت
نکته:برای استفاده از مقاله بنده حقیر در هر جایی که میخواید لینک اون جا رو بهم بدید