اگر قرار است از فوتبال و مهارت های ناب آن لذت برد نمی توان ذره تنفر از مرد خندان و جادوگر برزیلی داشت.
برای من بازی با انگلستان در ج.ج 2002 شروع عشق به این هنرمند بود که پاهایش از انگشتان یک نقاش هم هنرمندتر می نمود. وقتی به بارسا آمد نیز اندکی از محبوبیتش نزد من کم نشد و بدون شرمندگی من بازی های بارسا را فقط به عشق دیدن حرکات عجیب و غریبش و گیج کردن مدافعان نگون بخت دنبال می کردم. پله وقتی درخشش او در جام کنفدراسیون ها 1999 را دیده بود او را _ رونالدو د آسیس و به اصطلاح رونالدینیو بعمنای رونالدو کوچک _ یادآور ریولینو _ از همبازی های خودش در دهه هفتاد و به گواه بسیاری از منتقدان یکی از ده تکنیکی تاریخ - دانست که مهارت دریبل را از ریولینو و سرعت را از رونالدو نازاریو و ضربات آزاد زیکو را در خود ترکیب کرده و یک برزیلی خالص است.
بارسلونا رایکارد شروع افسانه رونالدینیو در دنیای فوتبال بود. به طور قطع هیچ بازیکنی در تاریخ در حد رونالدینیو 2004 تا 2006 به فوتبال شور و هیجان نداده است. ایستادن و تشویق کردن او در برنابئو از لحظات ثبت شده در حافظه فوتبال است و بزودی نیز پاک نخواهد شد. تماشای بازی او در مقابل رئال شاید تنها لحظات سخت تماشای اوست چون 90 دقیقه باید شاهد هنرنمائی او مقابل تیم محبوبم می بودم.
او با توپ هر کاری می کرد و دریبل سر توپ می زد، یک پا دو پا، دو طرفه، دریبل هوایی، لائی و... گل زدن وظیفه اصلیش نبود. ولی انواع و اقسام گل ها را زده بود الا یک نوع گل: با ضربه سر. همیشه به شوخی می گفت که آرزوی زدن گل با ضربه سر دارد و وقتی اولین گلش را با سر زد و دست روی پیشانی به طرف نیمکت برای شادی آمد انگار به تمام آروزی هایش با فوتبال رسیده بود و دیگر شوق و عطشی برای بهترین بودن و بهترین ماندن نداشت. کم کم اضافه وزن او مزید بر علت شد و ژن برزیلی او که حامل حس تنبلی و افت در اوج است بر توانائی هایش غالب شد. 2007-08 را با انتقاد به پایان رساند و ضربه نهایی را پپ بر او وارد آورد. پپ عقیده داشت که تیم باید حول محور مسی بازی کند و در این راه خیلی ها را از جمله رونالدینیو را به قربانگاه برد.
میلان که مقصد ستاره های تمام شده مثل بکهام و رونالدو شده بود پذیرایش شد. نمایشش در میلان هم بد نبود ولی همه از رونالدینیو یکه تازی در میانه میدان را می خواستند که سلطه اینتر را در ایتالیا از بین ببرد و رونالدینیو آن یکه تازی نبود که آنها می خواستند. رونالدینیو عاشقی بود که برای رسیدن به عشق خود ( فوتبال ) زیباترین قطعه ها را سرود و زمانی که به وصال معشوق رسید چشمه شعر و شاعری اش خشکید.
با سپاس از دوستان



