عصر" عصرِ تنهايی‌ ست ... . . . نگاه كه كنی ، میبینی همه ترجيح می دهند صندلی جلوی تاكسی بنشينند! همه تلاش می كنند آهنگهاشان را تنهايی گوش بدهند! هيچكس دوستی را برای هميشه اش نگاه نمیدارد ، چون اينجور چيزها تاريخ مصرفشان گذشته! وسيله های آشپزخانه ها نيازی به مادر ندارند و دوربينهای عكاسی نيازمند كسی نيست كه بتواند بگويد: سه... دو... يك... خودت نگاه كن ؛ میبینی سلفی‌ ها چقدر خوب تنهايی را حفاظت میكنند تا مجبور نشوی از رهگذری در پارك خواهش كنی پرتره ی زيبايی از دوستيهای‌ تان رسم كند و مجبور نشوی لبخندی از اجبار تحويلش بدهی... چون نه دوستی هست نه رهگذری!!!!!! همه ی رهگذرها درحال چك كردن پيام هستند! هركدام از سرنشينان تاكسی آهنگی را به تنهايی گوش می دهند! اگر خدايی ناكرده روزی از اجبار سوالی از كسی پرسيدی ، حتما بابت خدشه دار شدن حريم وسيع تنهايی‌اش مفصل عذر بخواه! يادت باشد آن چند نفری كه هنوز دوروبرت هستند را نپرانی. . . . مراقب دوستیهای‌مان باشیم!