امروز بسیار خوشحال هستم. دیروز اگر یادتان باشد درباره مسائل تاکتیکی صحبت کردم و به شما گفتم چرا برخی مواقع جای بازیکنان را عوض می کنم. من عاشق تیم، هواداران و بازیکنان هستم. دو بار تا الان این اتفاق رخ داده است و بازیکنی که من می خواهم را یک مدیر برنامه از ایران با او تماس گرفته و صحبت های بدی راجع به ایران و استقلال انجام داده است. درباره دو بازیکن بسیار خوب صحبت می کنم که به دلیل صحبت های یک نفر به ایران نیامدند. من دیشب به این بازیکن زنگ زدم و به او گفتم به من اطمینان داشته باش و بدان که ایران بسیار زیبا است و مردم خوب و مهربانی دارد و هیچ مشکلی برای خودت و همسرت وجود ندارد ولی خانواده بازیکن به او گفتند که به ایران نرو. این بزرگترین مشکلی است که من دارم و متوجه نمی شوم چرا یک آدم درباره کشور خودش این حرف ها را مطرح کرده است. هر دو بازیکن بسیار خوب بودند. این بازیکن به من گفت که یک مدیر برنامه به او زنگ زده و خانواده او حالا نمی خواهند که به ایران بیاید. او با من تماس گرفت و گفت که خانواده من نمی خواهند که به ایران بیایم. 5 دقیقه بعد یک نفر برای من پیام فرستاد و همان بازیکن را به من معرفی کرد. متوجه می شوید چه اتفاقی رخ داد؟ این اتفاقی نیست. این موضوع یک حقیقت است. من در تهران بسیار خوشحال هستم. موضوع دوم این است که شاید همه ندانند این موضوع تا چه اندازه برای استقلال خوب است. یک بازیکن در زمین و دیگری در نیمکت و همه عاشق استقلال هستند. بازیکنان ما بیشتر از 5 هفته است که منتظر پاداش هستند. باید ببینیم برای سایر بازیکنان چه کاری می توانیم انجام دهیم. من در کشورهای زیادی حضور داشتم و هدایت تیم های زیادی را بر عهده داشتم. می توانید من را باور کنید. دیروز یک نفر از من سوال کرد و به او گفتم من را می شناسید؟ استقلال یکی از بهترین تیم ها است و روح بزرگی دارد. برای ایران، تهران و استقلال.