دسپرادو: در زبان اسپانیایی به یک نفر که ممکنه خلافکار باشه ولی آزاده، گفته میشه. ?Desperado, why don't you come to your senses دسپرادو چرا دوباره به احساست بر نمیگردی ؟ (چرا دوباره به غرایزت اعتماد نمیکنی ؟) You been out riding' fences for so long now خیلی وقته داری بیرون فنس ها (حصار) رانندگی میکنی ( گوشه گیری میکنی) Oh you're a hard one آه ، {که} تو از اون سر سخت هاشی But I know that you've got your reasons ولی خب حتما دلایل خودتو داری These things that are pleasing' you {ولی اینو بدون} این چیزایی {که} خوشحالت میکنن Can hurt you somehow میتونن بهت آسیب بزنن ?Don't you draw the queen of diamonds boy پسر ملکه ی خشت و پخش (رو) نمیکنی؟ She'll beat you if she's able اون باعث باختت میشه اگه در دسترس (تو دستت) باشه (اگه به من بدیش) The queen of hearts is always your best bet ملکه ی دل همیشه بهترین شانس تو بود ( "دسپرادو" کارت خوش شانسیت چیز دیگست ، شرط اشتباهی بستی (راه اشتباهی رو انتخاب کردی) Now it seems to me some fine things حالا دارم چیزای بهتریو میبینم Have been laid upon you table بهتره شرطت رو بذاری رو میز But you only want the ones that you can't get ولی تو چیزی رو میخواهی که بهش نخواهی رسید Desperado, oh you ain't gettin' no younger دسپرادو ، تو دیگه جوونتر نخواهی شد (اینو قبول کن) Your pain and your hunger they're drivin' you home خسته و گرسنه به سمت خونت میرونی And freedom, Oh freedom, well that's just some people talking و آزادی ، او آزادی فقط چند نفری دربارش صحبت میکنن (یه حرفایی زدن) Your prison is walking' through this world all alone تمام این دنیا زندونه اگه بخوای تنها راه بری (یک دست صدا نداره) ?Don't your feet get cold in the wintertime فک کردی تو فصل زمستون سردت نمیشه ؟ ( فک کردی با گذر زمان ممکنه از پا نمیوفتی ؟) The sky won't snow and the sun won't shine و آسمان دیگه برفی نباره و دیگه خورشید فروغی نداشته باشه It's hard to tell the nighttime from the day سخته توی شب هنگام از روز صحبت کنیم (میدونم کار غیر ممکن و سختی میتونه باشه ) You're losing all your highs and lows تو (دیگه) بالا و پایین رفتنت رو از دست دادی (که دیگه اون اوج و ابهت رو نداشته باشی کلا این دو بیت به همین منظورن) ?Ain't it funny how the feeling' goes away خنده دار نیست ، که چطوری احساسات دور میشن ؟ ?Desperado, why don't you come to your senses چرا دوباره به احساساتت اعتماد نمیکنی ؟ Come down from your fences, open the gate از فنس ها عبور کن ، در رو باز کن ( از این حصاری که دور خودت چیدی بیرون بیا ) It may be raining شاید اینجا بارون بیاد (خفقان باشه) But there's a rainbow above you ولی بالای سرت یه رنگین کمون هست ( ولی هنوز امیدی هست) (You gotta let somebody love you, (Let somebody love you بذار یه کسای دیگه (دیگران) دوستت داشته باشن ( از لاک خودت بیرون بیا ) You better let somebody love you بهتره بذاری یه کسای دیگه (دیگران) دوستت داشته باشن (بذار دیگرون هم بهت کمک کنن و کنارت باشن) Before it's too late قبلا از اینکه خیلی دیر بشه (تا هنوز فرصتی مونده)