سایمون و گارفانکل دوستان دوران دبستان بودند که تصمیم به راه اندازی گروه موسیقی گرفتند. دوران اوج این گروه آمریکایی در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی بود. که گروه در اواخر دهه ۱۹۷۰ از هم فرو پاشید. صدای سکوت (The Sound of Silence) از سایمون و گارفانکله که در سال ۱۹۶۵ منتشر شد. این آهنگ بارها توسط دیگر خواننده‌ها بازخوانی شده. اين آهنگ انتقاديه از همه مردم دنيا. موضوعش نبود ارتباط بين مردم و حكمفرمايی سكوت در دنيای ماست. داستان متن ترانه در مورد شبی هست كه شاعر شروع به قدم زدن در خيابونا می كنه و در طول آهنگ شروع به توصيف مشاهداتش می كنه. نور يک تابلوی نئون اون رو به رويا مي بره (by the flash of a neon light) حرفش اينه كه دنيای امروز با وجود تكنولوژی امروزی مثل زندگی در يک توهمه. يعنی مردم دارن برده ی اين دنيا می شن و خودشون رو با شرايطش وفق می دن. ديگه نمي تونن با هم ارتباط برقرار كنن. سكوت تمام وجودشون رو گرفته. سكوت مثل يک سرطان بزرگ می شه و همه جا رو فرا می گيره... بعد از ترور رئيس جمهور آمريكا "جان اف کندی" اين آهنگ ساخته شد. جامعه آمريكايی برای مرگ رئيس جمهور مورد علاقه اش ناراحت بود... Hello darkness, my old friend تاریکی، دوست قدیمی من سلام! I’ve come to talk with you again اومدم تا دوباره باهات حرف بزنم Because a vision softly creeping چون، تصوری (رویایی) به آرامی در من خزید Left its seeds while I was sleeping و وقتی به خواب رفتم دانه‌هایش را درون من رها کرد And the vision that was planted in my brain و رویایی که در ذهنم نقش بست Still remains هنوز هم باقیست Within the sound of silence در صدای سکوت In restless dreams I walked alone توی رویا های بی قرارم، تنهای تنها قدم میزدم Narrow streets of cobblestone در خیابان‌های تنگ و سنگفرشی Neath the halo of a street lamp زیر هاله نور چراغ‌ خیابان I turned my collar to the cold and damp از سرما و رطوبت، یقه کتم را بالا کشیدم When my eyes were stabbed by The flash of a neon light That split the night و اون هنگامی بود که چشمام رو به خاطر نور نئون که شب را دو نیمه می کرد تنگ کردم And touched the sound of silence و صدای سکوت رو لمس کردم And in the naked light I saw و درون اون نورِ برهنه دیدم Ten thousand people, maybe more ده هزار نفر، شایدم بیشتر People talking without speaking مردم حرف می‌زدند بی آنکه صحبت کنند People hearing without listening مردم گوش می‌دادند بی آنکه بشنوند People writing songs that voices never share اونها آهنگ‌هایی رو می‌نوشتند که هیچ وقت شنیده نمی‌شد And no one dared و هیچ کس جرات نداشت Disturb the sound of silence صدای سکوت رو بشکنه “Fools, said I, “You do not know من گفتم: احمق‌ها مگه نمیدونید Silence like a cancer grows سکوت مثل سرطان رشد می‌کنه Hear my words that I might teach you به حرفای من گوش بدید تا بتونم به شما یاد بدم Take my arms that I might reach you بازو هام رو بگیرید تا شاید بتونم به شما برسم But my words, like silent raindrops fell اما کلمات من، همانند قطرات باران آرم، افتاد And echoed و تکرار شد In the wells of silence در چاه‌های سکوت And the people bowed and prayed و مردم خم شدند و دعا کردند To the neon god they made به سمت خدای نئونی که خود ساخته‌اند And the sign flashed out its warning و اون نشانه با نورش هشدار داد In the words that it was forming در کلماتی که در حال شکل گرفتن بود And the sign said The words of the prophets are و اون نشانه کلماتی از پیامبران رو گفت Written on the subway walls And tenement halls که بر دیوار متروها و در اتاق‌های آپارتمان‌ها نوشته شده بودند And whispered in the sound of silence و در صدای سکوت زمزمه میشدند