اختصاصی طرفداری- فقط چنین رقابتی است که باعث می شود کشورها با چنگ و دندان برایش بجنگند و فقط چنین رقابتی، البته غیر از جنگ و فجایع طبیعی، است که باعث می شود توجه تمام دنیا و دوربین های تلویزیونی به یک کشور جلب شود. هیچ چیز به اندازه برگزاری جام جهانی نمی تواند مهمان نوازی، قدرت، نظم و مهم تر از همه پرستیژ یک ملت را برای یک سیاست مدار یا حکمران کادوپیچ کند. این برابر با بالاترین درجه بزم شبانه در منزل دوست داشتنی تان است که انگار تمام دنیا مهمان تان شده اند. برای همین شاید کمی تعجب آور باشد که تصمیم درخصوص اهدای میزبانی بهترین تورنمنت روی کره خاکی، در دستان تنها 24 نفر قرار داشته باشد.
شیخ حمد امیدوارانه به مساله نگاه می کرد، چون بن همام با تمام اعضا، آشنا بود. بعد از 12 سال نشستن دور میز هیات رئیسه فیفا، او الان اعضای کمیته اجرایی را برادرانش در فوتبال صدا می کرد. این یکی از فاکتورهایی بود که قطر می توانست به آن تکیه کند. برنامه عظیم امیر قطر در مراحل اولیه اش بود، اما آنها قبل از عمومی کردن جزئیات آن فقط چند ماه فرصت داشتند. فیفا می خواست پروسه بررسی میزبانی جام های جهانی 2018 و 2022 را کلید بزند و کشورهایی که خواستار کسب آن بودند، تنها تا 16 مارس 2009 فرصت داشتند درخواست خود را ارائه دهند. ماه ها بود گمانه زنی های مربوط به اینکه کدام کشورها اسم شان را به درون کلاه خواهند انداخت، بر سر زبان ها افتاده بود. آیا انگلیس بین نامزدها خواهد بود؟ آیا آمریکا وارد رقابت می شود؟ کاملا قابل درک بود که تا قبل از صحبت های غافلگیر کننده بلاتر در سیدنی، هیچ کسی حتی فکرش را هم نمی کرد قطر جزو نامزدها باشد.
وقتی در ماه مارس، کشورهای مختلف درخواست شان را به فیفا ارائه دادند، بن همام تنها 20 ماه فرصت داشت کمیته اجرایی را در خصوص حمایت از درخواست غیرمنتظره کشورش متقاعد کند. رای گیری مخفی در خصوص میزبانی دو جام جهانی پیش رو قرار بود در دوم دسامبر 2010 انجام شود. بن همام طی سال های گذشته، پیچ و خم سیاست های کاری دنیای فوتبال را پشت سر مرشد محبوبش، سپ بلاتر، فرا گرفته بود. او خیلی خوب می دانست چه چیزی همکارانش را تحریک می کند و مهم تر اینکه راه معامله با آنها را می شناخت. برای محاسبه پیش نیازهایش در راه پیروزی، فقط باید در سطح دبیرستان ریاضی می دانست. باید 13 نفر از برادرانش را مجاب می نمود و جایزه بزرگ را مال خود می کرد. رای گیری با توجه به تعداد کشورهای شرکت کننده، می توانست چندین مرحله طول بکشد. در پایان هر مرحله، نامزدهایی که کمترین آرا را داشتند، حذف می شدند تا در نهایت کشوری که حداقل 13 رای کسب کرده، میزبان جام جهانی شود. در صورتی هم که تعداد آرا برابر می شد، رای تعیین کننده رئیس فیفا، پیروز نهایی را معرفی می کرد.

بیست و چهار نفر اعضای کمیته اجرایی فیفا، مهم ترین تصمیمات دنیای فوتبال را اتخاذ می کنند
بن همام علی رغم تمام دردسرهایی که برایش ایجاد شده بود، باید قبول می کرد بلاتر کمکش هم کرده است. پیرمرد سوئیسی در سیدنی اعلام کرده بود تصمیم گرفته برای اولین بار، دو میزبان جام های جهانی آینده را یک جا تعیین کند و این به آن معنا بود که قرار است پروسه رای گیری همزمان انجام شود. در همان جلسه و وقتی در مورد تمایل میزبانی قطر صحبت کرده بود، از نامزدهایی چون انگلیس، آمریکا، استرالیا، ژاپن، اسپانیا، هلند و روسیه هم نام برده بود. این ها نام های ترسناکی بودند، اما جذابیت داستان در آنجا بود که تمام کشورها احتمالا برای قاپیدن نزدیک ترین جام جهانی رقابت می کردند که در 2018 انجام می شود و در نتیجه میدان رقابت برای کسب میزبانی جام جهانی در 2022 را نسبتا خالی می گذاشتند.
علاوه بر این، کمیته اجرایی قانون چرخشی جدیدی تصویب کرد که هیچ کدام از کشورهای قاره هایی که طی 8 سال گذشته، میزبان جام جهانی بوده، نمی تواند نامزد میزبانی دو جام جهانی پیش رو شود. برهمین اساس و چون برزیل میزبانی جام جهانی 2014 را گرفته بود، تمام آمریکای جنوبی به عنوان یکی از قدرتمندترین نقاط فوتبال در دنیا، از رقابت خارج شدند. اگر همه چیز طبق برنامه پیش می رفت، تمام کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی، که قهرمانان تمام دوره های جام جهانی از 1930 اهل آنها بودند، از گردونه مبارزه برای میزبانی جام جهانی 2022، بیرون می رفتند. علاوه بر این، قطر در آن زمان تنها چند ورزشگاه کوچک داشت و فرصت 12 ساله تا 2022 به آنها اجازه می داد هشت یا نه ورزشگاه مدرن و شایسته برگزاری جام جهانی را از صفر بسازند. همچنین، شرایط استثنایی اعطای میزبانی همزمان دو جام جهانی باعث می شد کشورهای خواستار میزبانی بتوانند برای نقل و انتقال آرای گروهی در راستای منافع هم، وارد معامله شوند. هیچ کس در چنین معاملاتی به خوبی بن همام نبود. در نهایت کورسویی از امید خود را به صحرا نشان داده بود.
بهترین جای قضیه اما آنجا بود که رای گیری به صورت مخفی انجام می شد و امکان هر گونه لابی و معامله برای طرفین را فراهم می کرد. مخفی کاری بخشی از فرهنگ رایج در فیفا بود. در شرایطی که دنیای تجارت به سمت شفافیت تمام و کمال پیش می رفت، فیفا براساس سیاست های کاری سازمان های غیرانتفاعی (NGOها) و همچنین شیوه مورد علاقه سوئیس، به مخفی کاری متعهد بود. قوانین سوئیس چنین نهادهایی را از پرداخت هر گونه مالیاتی معاف کرده و حسابرسی چندانی در خصوص شان انجام نمی دهد و تنها حساب های مالی نهایی شان را به طور سطحی از نظر می گذراند. این قانون به منظور حمایت از سازمان های خصوصی و کم کردن مشکلات سازمان های خیریه تصویب شده، ولی فیفا یکی از ارگان های مولتی میلیارد دلاری است که از چنین قوانین صلح جویانه ای سود برده است.

فیفا اعتقاد چندانی به شفافیت ندارد و عموما جلسات را پشت درهای بسته و رای گیری هایش را به صورت مخفی صورت می دهد
ساختار مالی قوانین سوئیس به شکلی تنظیم شده که به بلاتر اجازه می دهد فیفا و امورات مالی آن را هر طوری که بخواهد، اداره کند. او باید در این مسیر با دو گروه کنار بیاید. یکی اعضای کنگره به عنوان نماینده تمام فدراسیون های عضو است که سالانه در جلسه کنگره شرکت می کنند و دومی اعضای کمیته اجرایی است که طی سال های گذشته خدمات شایانی به پیرمرد ارزانی داشته بود و در عوض بلاتر چشمانش را روی تمام اتفاقاتی که در آن کمیته می افتاد و ضرری به قدرت او نمی زد، می بست.
اعضای کمیته اجرایی فیفا چند بار طی سال با پروازهای فرست کلس به باور لاک هتل که چمن آن به دریاچه زوریخ کشیده می شود، آورده می شوند. با آنها همانند اعضای خانواده های سلطنتی رفتار می شود. از سال 2006، تمام جلسات این کمیته پشت درهای بسته و به دور از نگاه های کنجکاو برگزار می شود. سپ بلاتر سر میز می نشیند و موارد مورد نظر جلسه را یکی یکی مطرح می کند و 23 نفر دیگر دور میزی که شاید کاملا شبیه میز اتاق جنگ فیلم دکتر استرنج لاو از استنلی کوبریک است، می نشینند. بسیاری از نفرات فقط سر میز می نشینند و در سکوت به پیشنهادات بلاتر سر تکان می دهد و بعد سالن را ترک می کنند و برای صرف شام، راهی یکی از رستوران های لوکس زوریخ می شوند. این ها همان هایی هستند که بن همام برای برآورده کردن خواسته امیر و بردن جام جهانی به دوحه، باید نظرشان را جلب می کرد. او باید دست کمک دراز می کرد، معامله می کرد و سبیل آنها را چرب می کرد تا رای شان را بدست آورد. دو سال قبل، جام جهانی موفقی در آلمان برگزار شد که فینال آن از سوی بیش از 700 میلیون نفر تماشا شده بود. جام جهانی بعدی قرار بود در سال 2010 برای اولین بار در آفریقا برگزار شود؛ بردن جام جهانی به آنجا یکی از وعده های قدیمی بلاتر بود و او برای ادامه حضورش در مسند فیفا، به آرای مهم این قاره نیاز داشت. بعد از آن نوبت برزیل بود و سپس همه چیز برای بدست آوردن آماده بود.
ساده لوحان شاید فکر کنند فاکتورهای مورد نظر برای اعطای میزبانی جام جهانی به یک کشور شامل کیفیت ورزشگاه ها، زیرساخت های حمل و نقل و توانایی سازماندهی اقامت طرفداران است. آیا واقعا کشورهایی که درخواست میزبانی جام جهانی می کنند، براساس توانایی شان برای برگزاری یک جام جهانی بی نقص، ارزیابی می شوند؟ بن همام خیلی خوب می دانست که همه چیز خیلی پیچیده تر از این است.
همواره داستان های مختلفی در خصوص رای گیری های قبلی فیفا شنیده شده است. نماینده کشوری که درخواست میزبانی داده معمولا به نفع زادگاهش رای می دهد، ولی همین هم حتمی نیست. دیگر اعضا هم معمولا از سوی بزرگان هر منطقه، سیاست های فوتبالی و امتیازات بعدی، تحت تاثیر قرار می گیرند. هر کسی که گذرش به سالن های ساختمان مرکزی فیفا افتاده، شایعاتی در خصوص پیشنهاد و پذیرش حجم بزرگی از مبالغ مختلف برای تعیین رای اعضای کمیته اجرایی شنیده است. با این حال، حمایت حداکثری هم دلیلی برای پیروزی نیست، چون رای گیری به صورت مخفی انجام می شود و هر کدام از اعضا می توانند پول را بگیرند و بعد بروند و به نامزد دیگری رای بدهند. اگر کسی هم چنین کند، وارد معامله ای برد-برد شده است. وعده های توخالی و معامله های دو طرفه، قسمت سیاه رای گیری مخفی جام جهانی به شمار می روند.



