همیشه آنچه که ما میخواهیم پیش نمی رود و زمانه طور دیگری داستانمان را می نویسد. این یکی از نکات اصلی جی جی بوفون افسانه ایست. مردی که امروز چهل ساله شد و با هر ثانیه ای که میگذرد لحظه به لحظه به خداحافظی اش نزدیک می شود شاید سکانس های پایانی دوران بازیگریش بسیار تلخ باشد ولی خاطرات تلخی که در ذهن ما از او نقش بسته است در مقابل خاطرات خوشی که از او داریم بسیار اندک هستند. برای کسی که بسیار فوتبال را دنبال می کند در هر زمانی به یک بازیکن بسیار علاقه داریم شاید به یک دسته از بازیکنان. شاید به خاطر سبک بازیشان باشد شاید به خاطر نوع پوشش و شاید به خاطر اخلاقشان. برای ما آتزوری فن ها از این دست بازیکنان زیاد داریم. الساندرو دلپیرو، دم اسبی آسمانی، گلادیاتور، خاویر زانتی، استاد و از این دست بازیکنان بیشمار. آخرین بازمانده از این نسل بازیکنان که هنوز هم بازی می کند سوپرمن است کسی که با شور و اشتیاق وصف ناشدنی هنوز به بازی های درخشانش ادامه می دهد. کسی که در بسیاری از اوقات چیزی برای ارائه دارد. همانند اولین بازیش در تیم اصلی پارما مقابل میلان پرستاره که وقتی ترکیبش را میبینیم خشکمان می زند؛ در بازی پر افت و خیزی که بوفون نفره شماره یک پارما شد تا اولین بازی ملی که به جای جیانلوکا پالیوکای مصدوم وارد زمین شد و با یکی از بهترین سوپر سیو های تاریخ بازی های ملی رسمی بر سر زبان ها افتاد و تا مهار ضربه سر زین الدین زیدان افسانه ای در فینال جام جهانی 2006 و فریاد های بوفون بوفون گزارشگر. این عادت بازیکنان بزرگ است که همیشه ما را شگفت زده می کنند. و سوپرمن هم از این قاعده مستثنی نیست. با پارمای بسیار خوب آن دوران و همراه بازیکنانی مانند کاناوارو، تورام، کیه زا، کرسپو، دینو باجو قهرمان جام یوفا شد. سوپرمن که از 13 سالگی در پارما بود یک جام حذفی و یک سوپر کاپ به دست آورد و برنده جایزه براوو در 1999 شد .این افتخارات برای بازیکنی در آن سن بسیار عالی بود. در سال 2001 با موهایی بلند و رقمی سرسام آور به الکس و رفقا پیوست. و کم کم شروع کرده به قلقلک ما هواداران. شاید ما بیانکونری فن ها فکر این روزها را هم نمی کردیم. ولی اتفاقی بود که افتاد. و الان فقط ماییم و جی جی تنها بازمانده دوران خوشی ما. کسی خیلی از توپ های سخت را فقط با یک جایگیری مناسب مهار می کرد. و همانند سوپرمن با مشت های گره خورده اش از دروازه و شرافت بانوی پیر ما و آتزوریمان همچون ناموسش مراقبت می کرد. و با هر دستی توپی را که می گرفت انگار آن دست، دست یک سرباز بود یا دست یک کارگر و یا دست یک مادر. در سال 2002 بهترین دروازه بان سال باشگاه های یوفا شد. ودر سال 2003 هم بهترین دروازه بان سال اروپا. میرسیم به اولین تراژدی آن جذاب لعنتی. در فینال تماما ایتالیایی شهرمنچستر میان میلان و یوونتوس که مطابق انتظار آن زمان هردو از لبالب از ستاره بودند بازی با هنر نمایی دروازه بان های دو تیم علی الخصوص سوپرمن که ضربه سر اینزاگی را در صدم ثانیه مهار کرد به ضربات پنالتی غیر قابل پیش بینی رسید و این شد اولین گریه بوفون در یوونتوس. با پیراهن صورتی به تن و دستانی بر روی صورت که روی زانو هایش نشسته بود. و این شد خاطره ای از او که در ذهن ما حک شد. البته این تنها تراژدی نیست که از او به یاد داریم بعد از آن هم در بازی دوستانه میان حریف فینال فصل قبل در برخورد با کاکا از ناحیه کتف شدیدا مصدوم شد. و به همین دلیل مدت زیادی از فوتبال دور بود و ما را از دیدن شیرجه ها و سوپر سیو هایش حدودا 5 ماه محروم کرد. اما برسیم به جام جهانی 2006 آلمان نقطه اوج بسیاری از نوستالژی بازی هایی که به یاد داریم هنرنمایی زیزو مقابل برزیل قدرتمند و ایتالیای پر ستاره. در این بازی ها هم با توجه به مشکلاتی که در مقابل بود ایتالیا با درخشش بوفون و رفقا به خصوص در بازی مقابل آلمان و سوپر سیو بوفون برابر بودولسکی وسیو های دیگر در این بازی به فینال رسیدند و برابر فرانسه ای قرار گرفتند که با رهبری زیدان به این مرحله رسیده بودند. این بازی نیز بسیار هیجان انگیز دنبال شد و نقطه ی اوج جیجی در این بازی مهار ضربه ی سر زیزو بود. در آخر هم در ضربات پنالتی ایتالیا قهرمان جهان شد. علاوه بر این سیو ها و مهار های یه یاد ماندنی و شگفت انگیز بوفون یک مشخصه دیگر نیز داشت و آن، رهبری خط دفاع بود. او به عنوان کسی که یکی از عناصر خط دفاع محسوب می شد و با قدرت رهبری که داشت با مدافعان تیم رابطه ای عالی برقرار می کرد. این رابطه ی عالی منجر به دو چیز شد: صمیمیت بیشتر بین بازیکنان و ایجاد دیوار یوونتوس. بوفون در عین رهبری تیم نیز تواضعی خاص دارد که گوشه هایی از آن را نیز در دنیای بیرون نیز میبینیم. علاوه بر این ها چرا ما عاشق نسل قبل ایتالیا بودیم؟؟ چون آن ها چیزی به نام غیرت به پیراهن داشتند. سیبیل قشنگ متن ما هم از این دست بازیکنان بود. این تواضع و غیرت نسبت به پیراهن باعث شد که در قضیه کالچیوپولی جیجی در یووه به همراه چهار نفر دیگر گروهی را تشکیل دهند که در میان هواداران به نام پنج تن آل وفا مشهور است. تواضع و غیرتی که امروزه دیگر بسیاری از بازیکنان ندارند. به قول اسپالتی "موفقیت غالبا وقتی به دست میاد که از به دست آوردنش ناامید شدین" و آن جذاب لعنتی از یووه دست نکشید و تلاش کرد و همچنان که تلاش می کرد مارا هم به خودش عاشق تر کرد. در سال 2007 شاید شیرین ترین جام دورانش را کسب کرده باشد. بله سری بی را می گویم. و این شد که کم کم نا امیدی به موفقیتی تبدیل شد که امروز هم به آن می نگریم. از سال 2008 به جای برنده توپ طلای 2006 کاپیتان تیم ملی شد. در یورو 2008 و جام جهانی 2010 شاید سوپرمن نمایش جذابی داشت ولی تیم ملی در این جام ها ناکام ماند. در این سال های سخت او به بازسازی بانوی پیر بعد از آن هجمه سخت نیز می پرداخت. و با تواضعی که داشت هزاران نفر را مشتاق تر می کرد تا دستاورد های او یوونتوس نوین را ببینند. در همه ی این سال های بعد جام جهانی تنها دلخوشی یووه ای ها به آن 5، 6 نفر بود. که آن ها هم یواش وقت خداحافظیشان فرا رسید و یووه را تنها گذاشتند. ندود، کامورانزی، ترزگل و درآخرهم پینتوریکو. موقع خداحافظی پینتوریکو تنها امیدمان سوپرمن بود و همین حالا هم هست. واگر او برود ما میمانیم و خروارها خاطره که در ذهنمان با دست خودش نوشته است. در سال 2010 از سوی فیفا به عنوان بهترین دروازه بان 25 سال و دهه اخیر جهان انتخاب شد.در 2011 قهرمان ایتالیا شد. درسال 2012 با شروع یورو باز هم به همان حرف اسپالتی می رسیم. ایتالیا در اوج ناامیدی باز هم با نمایش های بی نقص بوفون و پیرلو بازیافته شده در یوونتوس به فینال مقابل اسپانیا رسید. و باز هم تراژدی دیگر اما این بار خودش را نگه داشت. ولی استاد پیرلو به جای سوپر من چشمانش خیس شد. ولی در سری آ جریان طور دیگری بود. یووه باز هم قهرمان شد. در سال 2013 در جام کنفدراسیون ها هم با عملکرد قابل قبول او ایتالیا سوم شد. و باز هم یووه قهرمان شد. در سال 2014 در جام جهانی برزیل جامی که میزبان در آن نقره داغ شد، ایتالیا فروغ یورو را نداشت و حتی نتوانست از گروهش صعود کند. در همان سال یووه باز هم قهرمان شد. درسال 2015 یووه علاوه بر قهرمانی سری آ با نمایش های خیره کننده جیجی و باز درخشان آرشیتکت به فینال لیگ قهرمانان رسیدند و باز هم قضیه یووه قضیه فینال ها بود باختند و اینبار هم جیجی احساسات خودش را که مانند جوانی 20 ساله بود در خودش دفن کرد. مگر می شود 37 ساله باشی و اینطور پر شور و هیجان باشی؟؟ خوشحالی بعد گل یوونتوس به تیم های حریف در سال های به دوربین نیاز داشت یکی برای بازیکنان و یکی هم برای سوپرمن اصلا بودن در کنار جیجی در پشت دروازه یوونتوس هنگام گل ها حس خاصی داشت. کسانی که این لحظات را از نزدیک دیده باشند، شاید فکر کنند او بال هایی از جنس پر ظریف درآورده و میخواهد پرواز کند. در سال 2016 هم داستان تکراری بود یووه قهرمان سری آ شد. ولی این بار بازی را که برده بود در 5 دقیقه باخت. در همان سال آتزوری با شروعی قدرتمند در یورو بازی ها را عالی آغاز کرد بلژیک مدعی را بر اسپانیا را حذف کرد و در برابر آلمان مدعی 120 دقیقه دوام آورد و تمامی این بازی ها سوپرسیو هایی بود که ما را به وجد آورد. بعد حذف ایتالیا بوفون بازهم خودش را نگه داشت ولی اینبار دستکش هایش از دستش درآورد و مانند رهبر یک ملت از هواداران تشکر کرد. ولی سال 2017 سالی غم بار ولی عالی بود. بوفون در 39 سالگی رکورد کلین شیت سری آ را به نام خودش ثبت کرد. قهرمان سری آ شد و به فینال لیگ قهرمانان رفت. ولی باز هم قضیه یووه و فینال ها. یووه باخت تا اینبار اشک های یک مرد چهل ساله جاری شود. دل ما هم یووه فن ها هم پرخون شد هم به خاطر بوفون و هم به خاطر جام. بعد هم قضیه انتخابی جام جهانی ولی این بار بوفون در مجموع عملکرد متوسطی را برجای گذاشت البته چینش های ابلهانه ی ونتورا هم در این افتضاح کم تاثیر گذار نبود. بعد از تساوی بدون گل در بازی با سوئد انگار دنبا بر سرمان خراب شد. حالمان تقریبا یکی بود. بعد از 60 سال جام جهانی برای ما آتزوری فن ها دیگر جذاب نبود. بوفون ولی این بار خودش را نتوانست نگه دارد. در عوض تمام فینال هایی که گریه نکرد اینبار گریه کرد طوری که هواداران دیگر تیم ها نیز دلشان خون شد. این ها همه خلاصه ای از عملکرد بوفون در زمین فوتبال بود. از سیو او در مقابل روسیه بگیر تا سوپر سیو های سری آ و لیگ قهرمانان و جام جهانی از سوپر سیو مقابل بلغارستان بگیر تا در مقابل بارسلونا و اینیستا. در خارج از زمین اما بوفون هم تواضع خود در زمین فوتبال را حتی بیشتر داشت و دارد. فکر کنم تقریبا تمام رقبا و دوستان او از این اخلاق خوب او حرف زده اند. اخلاقی او را از خیلی ها متمایز می سازد. تعهد او به تیم یوونتوس و تیم ملی مثال زدنی است. می توانید تعهد او به تیم ملی را موقع خواندن سرود ملی ببینید. به همین دلیل است که بسیاری از آتزوری فن ها او را دوست دارند. در یک شرکت نساجی 20 میلیون دلار سهام داشت و شرکت قصد داشت عده زیادی را تعدیل کند و سوپر من با بخشیدن همه ی سهام خودش مانع از بیکاری آن ها شد. کاری که کمتر کسی آن را انجام می دهد. البته این که بوفون بهترین دروازه بان تاریخ است یا نه مربوط به خود شخص نظر دهنده است ایتالیایی ها می گویند بوفون بهترین دروازه بان تاریخ است آلمانی ها میگویند سپ مایر، کان و حالا نویر، اسپانیایی ها کاسیاس و انگلیسی ها وندرسار اشمایکل و بنکس. و اتفاقا نظر همه ی آن ها درست است. و بوفون مانند جنگجویی لابد زخم تمام جنگ های بزرگ را یادگار نگه داشته است. و امروز تولد 40 سالگی سوپرمن فوتبال ایتالیاست. روز تولدی غمبار که دل ما آتزوری فن ها و به خصوص یوونتوس فن ها را به درد می آورد. درست است با هر آمدنی رفتنی است و این ناگزیر است ولی در حالی که برف میبارد و همه خوشحالند من غمیگینم. چون زمان همانند برف ردپای تورا می پوشاند... صادقانه بگویم روز تولدت بغض می کنم... تولدت مبارک جیجی ---------------------------------------------------------------------------------------------- کلیپ صد سیو برتر بوفون: https://www.aparat.com/v/0xH1z