نام ذوالقرنین در سوره کهف آمده است. در این که ذوالقرنین چه کسی است و بر کدام شخصیت معروف تاریخ منطبق می شود در میان مورخین و نویسندگان محل بحث و گفتگو بوده است. بهتر است ابتدا به ترجمه ایاتی در سوره کهف که مربوط به ذوالقرنین است بپردازیم. از تو ای پیامبر از ذوالقرنین میپرسند بگو من بزودی داستان او را برای شما خواهم گفت.(83) ما او را در زمین رسالت و سلطنت بخشیدیم و در دانش و هنر از هر چیزی رشته ای بدست او دادیم(84) او هم از آن رشته و وسیله حق پیروی کرده و موفقیتها میافت (85) تا هنگامی که ذوالقرنین به مغرب رسید جائی که خورشید را(که در دریای محیط غروب میکرد)چنین میافت که در چشمه ی آب تیره ای رخ نهان میکند و آنجا قومی را یافت که ما (چون کافر بودند)به ذوالقرنین فرمان دادیم که درباره این قوم قهر و عذاب (اگر ایمان نیاوردن)یا لطف و رحمت(اگر ایمان آوردند) به جای آور(86 ذوالقرنین به آن قوم گفت هر کس از شما ستم کرده او را به کیفر خواهم رسانید و پس از مرگ بسوی خداوند باز گردد خداوند او را عذابی بسیار سخت کیفر دهد.(87) و اما هر کس به خدا ایمان آورد و نیکوکار شد نیکوترین پاداش (که سعادت جهان و بهشت است)خواهد یافت وهم ما امر را بر او آسان گیریم (88) ذوالقرنین باز با همان وسایل و اسباب سفر را ادامه داد(89) تا انکه به مشرق زمین رسید آنجا قومی را یافت که ما میان آنها و آفتاب ساتری قرار ندادیم.(یعنی دارای لباس و مسکنی نبودند).(90) همچنین بود و البته ما از احوال آن کاملا باخبر بودیم.(91) باز از جنوب به سمت شمال سفر را ادامه داد و با وسائل تعقیب میکرد.(92) آنجا قومی را یافت که سخنی فهم نمیکردنذ(وحشی بودند).(93) آنان گفتند که ای ذوالقرنین یاجوج و ماجوج (پشت این کوه)فساد و وحشیگری و خونریزی بسیار میکنند آیا چنانچه ما خرج آن را بر عهده بگیریم سدی میان ما و آنها می بندی؟که ما از شر آنان آسوده شویم؟(94) ذوالقرنین گفت که ثروتی که خداوند به من داده از هزینه شما بهتر است(کمک مادی شما را نمیخواهم).اما شما با من به قوت بازو کمک کنید تا سدی محکم برای شما بسازم که بکلی مانع ورود آنان شود.(95) و گفت قطعات آهن بیاورید آنگاه فرمان داد دیواری بسازند و سپس آتش افروخته شد تاد آهن گداخته شود آنگاه مس گداخته بر آن آهن و سنگ ریختند.(96) از آن پس آن قوم نه هرگز بر شکستن آن سد و نه بر بالی آن شدن و رخنه در آن توانایی یافتند.(97) ذوالقرنین گفت که این از لطف و رحمت خدای منست و آنگاه که وعده خدا فرا رسد آن سد را متلاشی و پاره پاره گرداند و البته وعده خدا محقق و راست خواهد بود.(98) این آیات نشان میدهند که ذوالقرنین از جنس بشر بوده است.و در بسیاری از روایات آمده که او پیامبر نبوده بلکه فرد نیکوکار بوده است.امام باقر (ع)میفرماید:ذوالقرنین پیامبر نبوده اما مرد صالحی بود که خدا او را دوست داشت. چندین دیدگاه درمورد ذوالقرنین وجود دارد که در بخش های بعدی به آن ها خواهیم پرداخت. ادامه دارد.............