مرگی که حق فیروز نبود. بار ها ثابت کرده ایم زنده کشه مرده پست هستیم و اسطوره هایمان فرقی نمی کند در هر ورزشی که وضع مالی خوب و شرایط مناسبی ندارند تا در قید حیات هستند هیچ کسی حتی سراغشان را هم نمی گیرد چه رسد به او کمکی هم بکنند. به یاد مردی که وقتی کشتی فرنگی ایران زنگ تفریح دنیا بود اولین طلایی فرنگی ایران در دنیا لقب گرفت. هفتم شهریور 84 فيروز علیزاده صاحب ركوردی جاودانه، چشم از جهان فروبست. قهرمان مسابقات جهانی 1969 به میزبانی آرژانتین اولين طلای جهانی در تاريخ كشتی فرنگی ايران. از مال دنيا هيچ نداشت جز موتور قراضه‌ای كه مدام خراب می‌شد و قهرمان جهان را در آستانه 60 سالگی پياده می‌گذاشت. فيروز به مرگ طبيعی نمرد و همين است كه در سالگردها، هق‌هق همدوره‌ای‌ها بند نمی‌آید. فيروز بيمه نبود اما بايد جراحی می‌شد. بيمارستان، دو ميليون و ششصد هزار تومان می‌خواست. کسی دستش را نگرفت و خود نیز ترجيح داد از كسی كمک نخواهد. در آخرین مصاحبه‌اش به مرضیه دارابی روزنامه‌نگار ورزشی گفته بود: «چشمانم به در بيمارستان خشکیده. آن‌ها که باید بدانند، می‌دانند.» همزمان، روسای هيات‌‌های كشتی سراسر كشور به اتفاق خانواده‌هايشان به عربستان اعزام شدند برای زيارت. آنها رفتند به خانه خدا و فیروز رفت به کما. مرگ دلخراش فيروز، موج اعتراض پيشكسوتان را به دنبال داشت. می‌پرسیدند چرا فدراسيون پزشكی هیچ واكنشی به ۱۱ روز بستری شدن فیروز در بيمارستان نشان نداده؟ مراسم تدفین جنجالی شد. بهرام مشتاقی (مربی نقی معمولی در سریال پایتخت) و شاپور مقربی گفتند: مسؤلان نه کمکی به درمان او کردند و نه در كوران زندگی به دادش رسیدند. بعد از طلای فیروز، کشتی فرنگی ایران تا 32 سال رنگ طلا را ندید. تا اینکه حسن رنگرز قهرمان جهان شد. فیروز با همان موتور سیکلت رفت استقبال رنگرز، فيروز عاشقانه دست انداخت دور گردن کسی که رکورد بی فایده‌اش را فرو ریخته بود، صورتش را بوسيد و به او تبریک گفت. روحش شاد و یادش گرامیباد