تاکتیک های قابل پیش بینی و سیستم های ناکارآمد؛ چهره ی خونسردی که دیگر به هیچ هواداری اعتماد به نفس برای امید به بازگشت به بازی "Come Back" نمی دهد. زودتر از سوت پایان نیمه به رختکن رفتن و یا تشکیل یک کمربند غول پیکر متشکل از بازیکنان بلندقامت؛ ایستادن در نیمه ی خودی و منتظر اشتباه حریف ماندن... واقعیت این است فوتبال این روزها بیشتر از اعتماد به نفس کاذب شما روییده و پیشرفت کرده است،آقای مورینیو. تیمی چون منچستریونایتد نیازمند داشتن بال هایی بسیار قوی تر از مارسیال پر نوسان و مدافعان کناریِ همچون اشلی یانگِ همه پسته ی هیچ کاره است! بله تیم شما بعد از دو فصل باید بتواند به مدافعان میانی ای که خودتان خریده اید تکیه کند؛نه اینکه همچنان زوج موهن اسمالینگ و جونز چون سوهانی بر روح هواداران باشد. چه خطابه ی مسخره ای! خب معلوم است مورینیو این متن های صدمن یه غاز را نمی خواند. ما همه برای خودمان می نویسیم و تحلیل می کنیم.آخرش هم یک روز از درد کمرشکنی تئاتر رویاهایمان شاید از شدت ضعف به بهانه ی سختی های دیگرِ روزگار جان بدهیم. اما برگردیم به مورینیو؛ توپ را نه پوگبا و نه لینگارد و نه ماتیچ نمی توانند به خوبی کروس و مودریچ و بوسکتس و دی بروین و تیاگو و وراتی و پیانیچ و یا هر هافبک میانی بازیساز دیگری بچرخانند. دلیلش ضعف هیچکدام از اینها نباید باشد،حداقل پوگبا از سطح خوبی برخوردار است.اما سیستمی که ابتکار عمل را به تیم حریف بدهد،این سیستم معیوب و زجردهنده است.برای تیمی چون منچستریونایتد فرقی نمی کند در خانه یا زمین حریف بازی کند،برایش از لیورپول و منچسترسیتی و آرسنال گرفته تا برایتون و سوانزی و بقیه،همه برایش حریفی هستند که باید شکستش دهد. اینچنین تیمی نمی تواند منتظر اشتباه احتمالی حریفش بماند،منچستریونایتد آنقدر فشار می آورد تا حریفش مجبور باشد اشتباه کند. دفعه ی بعدی حتی اگر دقیقه ی 20 بازی هم به رختکن بروی و سیستم بازی تیمت همینی که هست بماند،منِ هوادار امیدم را بیش از حالا می بازم! حالا و بعد از یک فصل و نیم،تیمی را داری که خودت ساخته ای؛اگر یک "گَپ" بزرگ بین ما و همسایه های پر سروصدایمان ایجاد شده دلیلش تنها یک چیز است: شما دیگر آقای خاص نیستید،تنها کسی که می توانید باشید،آقای منسوخ شده است!