نمی دونم چند درصد از شماها مثل من به هیچ عنوان از سبک بازی تیم والورده راضی نیستید و به جز شمارش جام های آخر فصل و کل کل های کودکانه با هوادارن رقیب ، چطور و چگونه بردن اون جام ها و پیروزی ها هم براتون اهمیت داره و معتقدید این تیم با توجه به مهره هایی که در اختیار داره که در حال حاضر اگر نگیم پر مهره ترین حداقل یکی از پرمهره ترین تیم های حال حاضر اروپاست ولی سبک و شیوه بازی تیم طوریه که به هیچ عنوان به دل بارسافنایی که جدای از کسب نتیجه و فتح جام چگونگی انجام این کارها هم براشون اهمیت داره نمیشینه و بارسلونایی که همیشه در صدر لیست بازی جذاب و تماشاگرپسند قرار داشته چرا باید اینطور بی نظم و به قول معروف علی اصغری بازی کنه به خصوص تو میانه میدان ! البته انتظار ما از والوارده طبیعتا به مراتب پایین تر از نابغه ای مثل پپ گواردیولاس اما تیمی که بازیکنایی مثل بوسکتس و راکیتیچ و اینیستا و کوتینیو و دمبله و سوارز و لئو مسی رو داره که هر کدومش آرزوی خیلی از تیما هستن چرا باید اینطور خط هافبک نابسامانی داشته باشه که بازیساز و مغز متفکر خط هافبکش بیافته دست یه بازیکنی مثل پائولینو که حتی از دادن یه پاس ریسکی و خلاقانه عاجزه و همیشه دم دست ترین و راحترین گزینه رو برای پاساش انتخاب میکنه ! پائولینیویی که در بهترین حالت فقط یه هافبک تخریب گره و البته میل زیادش به هجوم و گل زدن باعث شده ضعفای وحشتناکش در بازیسازی پنهان بمونه ! مشکل بزرگ مربی های متوسطی مثل والورده ، انریکه و یا حتی زیدان اینه که وقتی سرمربی یک تیم بزرگ میشن و به یکباره کلی بازیکن ستاره و فوق ستاره زیر دستشون میاد با کسب چندتا نتیجه ی خوب و احیانا جام دچار توهم خود تئوریسین پنداری میشن و احساس میکنن دیگه آریگو ساکی و لیپی و فرگوسن و گواردیولا شدن و شروع میکنن به تز دادن و خلق تاکتیک های عجیب غریب و من درآوردی تا مثلا به همه ثابت کنن که موفقیت های تیم به خاطر هوش بالا و تاکتیک های محیر العقول اونا بوده نه کیفیت بازیکناشون !!! همون توهمی که انریکه بعد از سه گانه دچارش شد و زیدان بعد از دو گانه و حالا جناب والورده بعد از نتایج این فصل و واقعا فکر کرده این نبوغ خودش بوده که این نتایج رو کسب کرده و نه کیفیت بازیکناش و همزمانی افت وحشتناک مهمترین رقیبش رئال مادرید ! و دقیقا از اثرات همین توهمه که مثلا حس میکنه به کوتینیو باید تو پست وینگر راست بازی بده یا به پائولینیو تو پست هافبک میانی یا حتی گومز تو پست وینگر راست !!! امیدوارم برخلاف انریکه که تا انتها تو توهم خودش موند و منجر به اون افتضاح تو فصل سومش شد باخت هایی رو داد که تو تاریخ بارسا سابقه نداشت ، حداقل والورده دست از این ترکیب های عجیب غریب برداره و هر بازیکنی رو تو پستی که امتحان پس داده قرار بده و هی نخواد گواردیولا بازی دربیاره ! والورده با ترکیب بازیکنان فعلی همین تیم به راحتی میتونه دوباره همون فوتبال ناب و سراسر هیجان دوران پپ گواردیولا رو ارائه بده به شرطی که ترکیب خط هافبک درست چیده بشه و مثلا تا وقتی که هافبک خلاق و پا به توپی مثل کوتینیو موجوده تو اون پست از عمو پاعو :)) استفاده نکنه و وقتی وینگر فوق العاده ای مثل دمبله داره بی دلیل به سیستم احمقانه 4-4-2 اصرار نداشته باشه ! در انتها هم سخنی با والورده فنای عزیز دارم که میان پست میزارن و از آمارهای شگفت انگیز تیم والورده سخن میگن و معتقدن این تیم حتی از بارسلونای پپ هم بهتره باید عرض کنم که وقتی پای مقایسه لئو مسی با رونالدو میشه همین شما عزیزان معتقدید که فوتبال رو نباید با آمار و ارقام سنجید ولی حالا خودتون دارید عمکلرد آشفته ، بد و نامتوازن تیم والورده رو به آمارهای برد و گل زده و اختلاف امتیاز با رقبا توجیه می کنید ؟ همونطور که لئو و کریس از دید هیچ فوتبالدوست و فوتبال بین عاقلی اساسا قابل مقایسه با هم نیست و مقایسه شون مثل قیاس فراری با نیسان وانتیه که عمل زیبایی کرده :)) مقایسه مربی متوسطی مثل والورده سوای اینکه در انتهای فصل سه گانه یا شش گانه بگیره و یا اصلا جامی نگیره با نابغه ی تاکتیکی مثل پپ گواردیولا قیاس مع الفارغه !!! خلاصه ی سخن اینکه حداقل تا به اینجای فصل نمایش هایی که از تیم والورده دیدم به جز چند بازی خاص عموما کسل کننده و به لحاظ تاکتیکی به شدت آشفته بوده و سوای از نتایج و بردهایی که بیشتر روی خلاقیت فردی بازیکنان خصوصا لئو مسی به دست اومده این تیم اصلا بازی زیبا و تماشاگرپسندی ارائه نمیده و آمارهاش فقط به درد کسایی میخوره که کلا کاری به خود فوتبال ندارن و بیشتر دنبال حواشی و کل کل با هواردان تیم های رقیبن تا لذت بردن از دیدن یه فوتبال ناب ، چیزی که باید اولین مشخصه هر بارسافنی باشه !!!