۱. هوشیار دروازه بان شهرداری یاسوج به پرسپولیس آمده بود تا جای میثاق پر اشتباه را بگیرد. دروازه بانی که در ۵ بازی برای پرسپولیس به هیچ توپی نه نگفت و وقتی در دربی ۷۴ تیم گل دوم را خورد و سپس ۱۰ نفره شد دعا می کرد بازی زودتر تمام شود. مضحک اینجاست کسی که از پنج بازی ده گل خورد مدعی می شود مافیا او را از پرسپولیس کنار گذاشته است! امثال هوشیار نمونه ی بارز تفکر آماتوری در سرزمینی ست که ادعاها طبق طبق است و امید، کورسویی که حتی در شب ِ تاریک و گردابی هایل هم نباید به دنبال آن گشت!
۲. مهدوی کیا می گوید روی نیمکت بودم و شادی های پرویز مظلومی بعد از گل دوم روی مغزم رژه می رفت. وقتی دنیزلی گفت برو تو زمین فقط یه جمله را با خودم مرور می کردم؛ مهدی این آخرین فرصت توست، با تمام وجود بجنگ!
۳. ناتوان ترین پرسپولیس تاریخ جلوی استقلال تا بن دندان مسلح دو هیچ عقب افتاده است و مهاجم تیمش نیز با سخت گیری بیش از حد فغانی اخراج شده است. در آن لحظه شاید علی کریمی نیز تسلیم شده بود چرا که همه چیز تمام شده بنظر می رسید اما روی نیمکت مردی لیبایی ایرلندی نشسته بود که این شعر پل الوار را توی ذهنش مرور می کرد:
"در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز"
"پل الوار"
۴. ایمون زاید استرس نداشت چون تجربه ای از شهرآورد بزرگ و پرحاشیه نداشت و بعدها متوجه شد چه شق القمری ساخته است. او به زمین آمد و ۳۰ دقیقه فرصت داشت نشان دهد علی کریمی درباره توانایی فنی او اشتباه فکر می کند. وقتی دقیقه ۹۲ گل سوم خودش و تیمش را به ثمر رساند، علی کریمی مات و مبهوت او را نگریست و سپس با شادی و شعف به آغوش مازیار زارع پناه آورد. زاید در زمین پیروز شد و در رختکن نیز، زمانی که علی کریمی او را بغل کرد و بابت قضاوت اشتباه خویش از او پوزش خواست!
۵. افندی پرسپولیس سه تعویض کرد که دو نفر پاس گل دادند و سومی هت تریک کرد. اگر یک مرد در تاریخ شهرآوردهای پس از انقلاب ماندگار باشد کسی نیست جز مصطفی دنیزلی، مردی که یاد و خاطره اش برای همیشه به قلب سرخها سنجاق شد!
۶. از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند!
"آنتوان چخوف"
آن برد متعلق به باغیرت ها بود . هوادارانی که سال ۹۰ را با شکست های متعدد پرسپولیس رنجور و بیمار در لیگ و شهرآورد گذارنده بود اما در دربی ۷۴ و با وجود شکست تا دقیقه ۸۰، ورزشگاه را ترک نکردند و تا دقیقه ۹۰ تیم را تشویق کردند زیرا به باور خویش ایمان داشتند، به اینکه هرگز نباید گفت هرگز!
#مدیشکا