یک/تمام. این آخرین اشتباهِ مهم بارسلونا در لالیگا بود. دومین جامِ فصل هم از دست رفت تا آبی اناری ها در آستانه یک شاهکار تاریخی قرار بگیرن، از دست دادن 3 جام در یک هفته!  دو/ این روزها تماشای طرفدارانه بازی های خارج از خانه بارسلونا، یک جنگ اعصاب تمام عیارِ ویران کننده ست. شما به عنوان یک بارسلونایی از تیمی حمایت می کنید که یک مدافع میانی خوب هم نداره اما قراره بی محابا به سمت دروازه حریف بره و در شرایطی در یک سوم دفاعی حریف با 10 مدافع روبرو شده، در مقابل هر ضدحمله ای نهایت شکنندگی رو به اجرا بذاره. بارسا، در مقابل هوادارهایی که دیوانه وار تشویق می کنن، مربی هایی که در کنار زمین تا سر حد مرگ جنب و جوش دارن و بازیکن هایی که «اعتماد به نفس» شکست دادن رقیب پرآوازه رو به دست آوردن، فاکتورهای نظم، صبر، روحیه و لئو مسی رو به صورت همزمان از دست داده. در واقع با این میزان به هم ریختگی، مسابقه از لحظه دریافت گل اول برای بارسا به پایان می رسه. اون ها هیچ شانسی برای بازی هوایی ندارن اما به ویژه از جناح راست تقریبا تمامی توپ ها سانتر می شه. بازیکن های بارسا تنها در مواردی معدود موفق به عبور از لایه های متعدد دفاعی حریف می شن و جالبه که در اون موارد هم گلر رقیب تصمیم می گیره بهترین نمایش عمرش رو ارائه کنه. تازه وقتی گلر هم روی یکی دو صحنه جا می مونه و کار به بدشانسی می رسه، رفته رفته آسیب دیدگی های متوالی بازیکن های حریف شروع می شه! به هر حال همه این ها، نه تنها قرار نیست توجیه شکست باشن، بلکه حتی نمایش دهنده ناتوانی مطلق بارسا در تزریق کاراکترش به کالبد مسابقه و قتل اعتماد به نفس زیاد بازیکن های تیم مقابل هستن.  سه/سرآغاز افت بارسا شاید تعطیل کردن سیستم چرخشی بود. روشی که بسیاری از بازیکن ها رو راضی نگه می داشت ناگهان به حذف پدرو و الکسیس سانچز منجر شد تا این دو بازیکن چندین فرسنگ از شرایط خوب ابتدای فصل فاصله بگیرن و سطح رقابت بین بازیکن ها به تنزل دچار شه. فک کنم آخرین بار 6 سال پیش بود که بارسا در دو بازی متوالی موفق به گلزنی نشد و توی همون حوالی هم بود که آخرین بار فصل رو بدون جام به پایان برد! این تیم و به طور کلی مجموعه این باشگاه به «هوای تازه» احتیاج داره. به بازگشت لاپورتا، تغییرات گسترده در ترکیب و شاید حتی تغییر سرمربی و سپردن سکان این عرشه به یکی از نوابغ دنیای فوتبال. شور، حرارت و انگیزه فعلا جایی در این مجموعه نداره و در چنین شرایطی «ثبات» یعنی مرگ! بهترین زمان برای خداحافظی با مجموعه «متوسط» ها و تکیه زدن به چند خرید خوب کاربردی همین حالاست. از اون گذشته تغییر استراتژی بازی هم ممکنه اجتناب ناپذیر باشه. شاید بد نیست بارسلونا از این فلسفه فوتبال مالکانه فاصله بگیره و حریف رو بیشتر جلو بکشه و تلاش نکنه به هر قیمتی به دروازه حریف نزدیک بشه. کاتالان ها توی بازی امشب با 86 درصد، رکورد مالکیت توپ در یک مسابقه در تاریخ لالیگا رو شکستن و البته نتیجه ای به جز باخت عایدشون نشد. نکته مهم اینجاست که همه این تغییرات با کادر فعلی مدیریتی و فنی و البته جریمه فیفا ابدا ممکن نیستن.  چهار/ توی این دو مسابقه اخیر به جای اینکه طبق انتظار پینتو پاشنه آشیل بارسا باشه، بارسا پاشنه آشیل پینتو بوده! درخشش آقای دروازه بان بدجوری در سایه این شکست ها محو شد.  پ.ن: اینهمه شکست یک جورهایی در مسیر فوتبالزدگی موقت قرارمون داد. برای بازی چهارشنبه شاید به یه جای خلوت پناه ببریم با یک رادیو. یک جایی که البته شیشه های زیادی برای شکستن داشته باشه!