یک شب برفی ژانویه 2010 تلفن من زنگ زد. یک پیام رسیده بود: "نمیدانم مرا به خاطر داری یا نه، ولی باید با تو حرف بزنم. - رود فن نیستلروی." به کتی گفتم: "خدایا، چه کار داره؟ او چهار ساله از یونایتد رفته." کتی گفت: "چه کار داره؟ شاید میخواد به تیم برگرده!" گفتم:" نه بابا شوخی نکن!" چیزی به ذهنم نرسید به او SMS دادم "باشه" و او زنگ زد. اول خوش و بشی کردیم و از این چیزها. سر انجام به این رسید که " میخواهم بابت رفتارم در سال آخر حضور در منچستریونایتد معذرت بخوام." "الکس فرگوسن - زندگی من"