حکایت《حلال حلالش به آسمان رفت》
۱٬۴۸۷ بازدیددوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۹
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
?حلال حلالش به آسمان رفت?
مادر پيری از فرزند راهزنش خواست تا برای او كفنی از راه حلال به دست بياورد ؛ پسر برای انجام خواسته مادر ، روزی جلوی مسافری را گرفت و دستارش رو قاپيد و گفت : اين را بر من حلال كن...
مرد قبول نكرد!
جوان راهزن چوب دستی اش را در آورد و به جان مردک بینوا افتاد؛ هرچقدر آن بیچاره فرياد ميزد حلال كردم ، او دست بردار نبود...
جوان راه زن دستار را نزد مادر برد و وقتی مادرش از حلال بودن آن پرسيد ، جوان گفت كه آنقدر او را کتک زدم که حلال حلالش به آسمان رفت ...


