چند سالی است که از فضای فوتبال ایران دور هستم و متعاقب آن برنامهی نود را هم دنبال نمیکنم. تنها آگاهی من از فوتبال ایران به برخی تیترهای سایت طرفداری برمیگردد و اندک تیترهایی که خیلی قلقکم بدهد خبرش را هم میخوانم.
چندی است که مقالاتی با عنوان نقد به عادل فردوسیپور را در سایت طرفداری میبینم. فکر کنم نخستین آن به قلم آرمین جنتخواه بود. کم کم دیدم در دیگر بخشهای فضای مجازی، به ویژه اینستاگرام، پرچم نقد و مخالفت با فردوسیپور برافراشته شده و میتوان شمشیر تخریب و نابودی را هم در کنارش دید.
به دلیل عدم علاقه به فوتبال ایران که جنبههای ورزشی آن را ناچیز و کل آن را بیارزش میدانم، هیچگاه تمایل به خواندن این مقالات نداشتم و به مرور کلی و اغلب همان خواندن تیترها بسنده میکردم. تیتر یکی از آنها برایم عجیب بود؛ همان که میگفت فردوسیپور برف را بهانهی تاخیر خود میداند و خود او را مقصر دیر رسیدن به محل استودیو میدانستند. کنجکاو شدم و ویدیوی سخنان فردوسیپور را دیدم. کلیپ مصاحبهی دیشب فردوسیپور در برنامهی نود با مجتبی جباری را دیدم و برخی نوشتههای کاربران طرفداری بر ضد این گزارشگر و مجری فوتبال را خواندم. همچنین مطلب ویژهی سایت طرفداری به قلم آقای فیروزی که بنابر روال چند وقت گذشتهی سایت خبری طرفداری به طور طبیعی در نقد فردوسیپور بود و علی کریمی را فردی «بینقض» ندانسته بود. همهی اینها به کنار، خبر واکنش سوشا مکانی به فردوسی من را وا داشت چند سری بنویسم:
۱. من همیشه برای تحلیل و نقد به گذشته رجوع میکنم. خوب به یاد میآورم در سالهایی که مدیریها و رشیدپورها و دیگر دستاندرکاران صدا و سیما زبانشان در نگفتن از چشمانشان در ندیدنِ مشکلات پیشی میگرفت، این عادل فردوسیپور و برنامهی نودش بود که یکتنه جلوی نمایندگان مجلس ایستاد تا تیم نفت تهران را به شهرستانها واگذار نکنند.
۲. ما ایرانیها عادت کردهایم که گوشهای بنشینیم و بگوییم فلان مجری چرا از حق مردم دفاع نکرد؟! این پول ما است که در صدا و سیما هزینه میشود و آنها باید حق ما را بگیرند. حالا بماند که پول ما باید مالیاتی که میپردازیم ـ و ما نمیپردازیم ـ باشد، نه پول نفت (!) اما فکر میکنم اندکی توقع زیادی باشد که از یک آدم در رسانهای که چوب تر «حراست» آن را مدام به هراس وامیدارد بخواهیم برخی حقها را بگیرد.
۳. اینکه با مصاحبهها و گزارشهای نود تیمهای ایرانی به حاشیه میروند مشکل نود نیست، آنها دقیقا بنابر تعریف رسانه حرفهای کار میکنند؛ مشکل فوتبال غیرحرفهای ما است. «درگیری» یا به زبان عامه «جنجال» مهمترین ارزش خبری در کار رسانه شناخته میشود و حداقل سایت طرفداری که پست سخیف و توهینآمیز سوشا مکانی نسبت به فردوسیپور در اینستاگرام را به عنوان خبر کار میکند، نمیتواند در اینباره به عادل فردوسیپور ایراد بگیرد.
۴. در رسانه چیزی داریم به نام جریانسازی. برای کسی که یک ماه روزنامهنگاری کرده از آفتاب روز هم روشنتر است که از چندی پیش سایت طرفداری جریانسازی علیه فردوسیپور را کلید زده است.
همیشه یکی از اصول حرفهای در هر کاری را این میدانند که از همکاران و رقیبان خود در کارتان انتقاد نکرده و آنها را تخریب نکنید، بلکه کار خود را انجام دهید؛ مشتری باهوش است و میفهمد. به زحمتکشان در سایت طرفداری پیشنهاد میکنم این اصل حرفهای را در نظر بگیرند، و به خوانندگان سایت هم پیشنهاد میکنم درگیر این جریانات نشوید؛ معمولا پشت این جریانسازیها مشکلات شخصی است و رسانهها کینهجوییهای خود را با شمشیر «دفاع از منافع عمومی و حرف دل مردم» در قلب هم فرو میکنند.
۵. یادم میآید پس از یک دوره درخشش فرهاد مجیدی، فردوسیپور او را به برنامهی نود دعوت کرد و تا توانست دربارهی اینکه چرا روی نیمکت کتاب میخواند و درگیری با مربیان و پولدوست بودن و ... دیگر موارد با ستارهی آن روزهای لیگ حرف زد. فکر کردم او را آورده تا محاکمه کند! دیشب هم میشد دید که فردوسیپور سعی در حاشیهپردازی بیش از حد در گفتوگو با جباری داشت.
عادل جان، آدم باهوشی هستی، کمی ترمز بگیر و ذوق بیننده را کور نکن!
۶. میگویند فردوسیپور و نودش فوتبال ایران را به حاشیه میبرد. خندهدار است، خییییییییییییلی. فوتبال ایران اول حاشیه بود، بعد دست و پا درآورد! وقتی که مجتبی جباری میگوید هنوز در این مملکت یک چمن خوب برای فوتبال پیدا نمیشود دیگر تا ته داستان روشن است. دقیقا چه چیز فوتبالمان فنی است که نود به تحلیل آن بپردازد؟
مربیانی که میگویند نود همهاش حاشیه است و به مسایل فنی نمیپردازد باور کنند برای خودشان بهتر است که نود به مسایل فنی نپردازد، چون آبرویشان میرود!
گرچه گنجاندن کارشناسی مسایل فنی را به فردوسیپور پیشنهاد میکنم. زیاد وقت و هزینهی برنامهاش را نمیگیرد، چیزی به جز «بکش زیرش» و «نزار این کوتوله ازت رد بشه» از بخش فنی این فوتبال درنمیآید ...
۷. گرامی سایت طرفداری، حرف شما دربارهی انحراف نود را میپذیرم. شما بیا و تریبون آنها را در دست بگیر. این دیگر فوتبال ایران است و پایگاه شما هم در ایران. دیگر اینجا بهانهی عدم دسترسی مطرح نیست. شما بیا و مسایل فنی فوتبال ایران را بررسی کن و به پیشرفت این بخش کمک کن.
در پایان من نه تحلیلگرم، نه دوستدار فوتبال ایران، نه نویسنده. شاید اگر دقیقتر فوتبال ایران و نود و فردوسیپور را دنبال کنم من هم منتقد درجه یک آن شوم. لطفا من را از اشتباه دربیاورید!