زن: خبر خوب! من حاملم، تو بالاخره پدر شدی ? مرد: چمدونتو جمع کن، همين حالا و برای هميشه از اينجا برو?‍♀️ زن: چرا؟ ? مرد: من دو سال قبل بدون اين كه به كسی بگم، عمل وازكتومی انجام دادم! زن (با گريه و جيغ): اگر به من توجه میکردی اين اتفاق هرگز رخ نميداد، من تمام اين مدت با پسرخالم بودم چون تو هميشه منشیای شركتتو بيش‌تر از همسرت دوست داشتی، بزرگ‌ترين دروغت هم اين بود كه بهم گفتی عاشقمی? مرد: نه! بزرگ‌ترين دروغم اين بود كه گفتم عمل وازكتومی داشتم???