با اصالت غير آلماني صدر اعظم آلمان شد.
نفرت شديد از يهوديان،عشق شديد به مادر و مام وطن
كسي كه هميشه عكس مادرش را كه فكر مي كرد يهوديان باعث مرگ او شده اند همراه داشت.
سال هاي ١٩٣٣-١٩٤٥ آلمان،سياه سفيد بود.سال هايي كه مادران زيادي در داغ فرزند خود سوختند.كودكاني كه پدران آنه رفت و نيامد.و زناني كه فرزنداني به دنيا آوردند كه پدر دقيق نداشتند.
عشق به رهبر در ميان مردم بسيار زياد بود.اما از بعد ديوانگي هيتلر در استالينگراد اين محبوبيت تبديل به نفرت شد. سربازاني كه به خاطر داشتن رهبري احمق،تسليم دشمن شدند. هيتلر يهوديان را مقصر اصلي تمام كثافت كاري هاي جهان مي دانست.
تصليب مسيح،شورش باركوخمبا،تخريب معابد و اورشليم،
قتل عام آريايي ها.
اما او چه اعتقادي داشت،او اعتقاد داشت اين قوم بايد نابود شود.
او هميشه تيتوس،وسپاسيان و هادريان را ستايش مي كرد.
اما چرا،آنها كساني بودند كه صد ها هزار يهودي را در روم باستان،نابود كردند.و٢/٣ اورشليم را با خاك يكسان كردند.
رهبر نازيها به دنبال چه بود.او باعث مرگ آلماني ها و روس ها شد تا به اورشليم برسد. و اما چرا؟؟
او به دنبال نيزه سرنوشت بود. نيزه سرنوشت همان نيزه اي بود كه عيسي بعد از اينكه آخرين با خداي خود صحبت كرد و درگذشت.با همان نيزه از مرگ او مطمئن شدند.
(كه البته ما مسلمانان به اين موضوع اعتقادي نداريم.و قرآن نيز مي فرمايد:كه مسيح زنده است)
هيتلر خيالاتي چرا به دنبال نيزه بود.زيرا اعتقاد داشت نيزه قدرت ماورايي دارد.و مي شود با آن جهان را كنترل كرد.
كودكي كه بعد از مرگ مادرش دچار مشكلات رواني شد.با آن وضع خيالاتي به دنبال نيزه باعث مرگ ١٠٠ ميليون مرد و زن شد.
اما افسوس مي خوريم كه همچنان طرفداراني دارد.
صحيح است كه سخنان زيبايي دارد اما او مردي بود كه زندگي خود و سربازان وفادارش را فداي هيچ كرد.