اهل خوزستانم  روزگارم بد  آسمان شهرم زرد !!! دل مردمانم خون شده ست. .  ریه هایم پر از خاک ، چشم هایم هموطن! کم سو شده ست گویا ! آبی آسمانم گم، شایدم ، مثل رود دز ، کارون ، کرخه ، غارت شده ست . ‌ . . اهل خوزستانم هموطن . .‌ افکار من از بوی خاک، بوی نفت و بوی گاز، بوی شرجی و عذاب، بوی خاک کربلا پرشده ست. . هموطن!؟ گویا بند بند شهر من در هجوم دست پنهان کسی غارت شده ست! گویا بند بند شهر من در هجوم دست پنهان کسی غارت شده ست!   ل‍ٰکن تو آسوده بخواب..