اینکه ما مردمی جو زده هستیم درست. اینکه همراه حزب بادیم هم درست. از طرفی من یک استقلالیم پس نظرم درباره کریمی نه از روی جو زدگیه نه از روی تعصب، کمااینکه اگر تعصبی بود میتونست خلاف این چیزی باشه که میگم. از دیشب هم درمورد مناظره هیچ نظری ندادم تا احیانا حتی یک نفر با خوندن اون فکر نکنه جوزده ام یا پشت سر بقیه راه افتادم! از نظر این حقیر، علی کریمی یک وجدان بیداره.یک مرد به معنای واقعی کلمه. یک یاغی دوست داشتنی.یکی از جنس اسطوره ها. انگار که سالها شاگرد حجازی بوده. علی کریمی فریاد جامعه خاموش ماست. مردمی که از تحقیر خسته شدن. گوششون از دروغ پره و دیگه فساد یا اختلاس جدید براشون تازگی نداره. کریمی پر از افتخار بین المللیه ، پول داره محبوبیت داره شخصیت داره نیازی به هیچی نداره. میتونس بجای اینکه تک نفره جلوی اینهمه آدم وایسه بره یه گوشه جهان که ما ارزوی یکساعت بودن اونجارو داریم و یه عمر زندگی کنه. یا یه پست یه گوشه بگیره مثل رضازاده مثل دبیر مثل جدیدی یه تسبیحم بندازه دور دستش تا هفت پشتش بخورن و بخوابن لذت ببرن. اما کریمی ازین قماش نیست. درد مردمش درد خودشه .سر وجدان و شرفش مصالحه نمیکنه. همون شبی که اقازاده ها و ژن های خوب داشتن با آرامشی ،که فقط توی نگاه آقای ساکت میشد پیداش کرد، برای رد دادن دلار از مرز ۵ هزار تومان برنامه میریختن علی کریمی داشت درد مردم و گوشه ای از فساد حاکم بر جامعه رو با دست های لرزون وصدای گرفته فریاد میزد. علی کریمی برای من دیشب نماد ریزعلی بود.ریز علی برای نجات جون یه عده و علی کریمی برای افشاگری حق ولی مشعلی که دست دوتاشون بود از جنس مردونگی بود.انگار ریز علی مشعل مردونگی رو تا میتونست حمل کرد ولی در نهایت گذاشت زمین تا علی کریمی برش داره وراهشو ادامه بده. آقای کریمی بدون از نظر خیلیا مردی و بزدل اونایین که پشت امثال تورو خالی کردن تا تنهایی بری وسط گود.