یک مطلب خوب امروز دیدم حالا هرچی میگردم پیداش نمیکنم ، اینکه اسم کریمی رو برای رهبری یک اپوزسیون مطرح میکنید و بعد به دلیل عدم توانایی در صحبت روان ردش میکنید با بخشیش موافقم با بخشیش هم مخالف ،،، اصولا اینکه کریمی رو نباید به عنوان همچین گزینه ای مطرح کرد و در حال حاضر کریمی جدای تمام نواقصش به عنوان یک سمبل برای مردم هست سمبلی که رابطه اش با مردم از جنس اعتماد هست ، و به نظر من مهم ترین فاکتور برای رهبری چه سازمان های کوچیک و چه نهادهای بزرگ همین اعتماد هست بله شما گفتی منم قبول دارم هیتلر یک سخنور فوق العاده قوی بود اما آیا هیتلر فقط خوب سخنرانی میکرد ؟ یا مردم به هیتلر باور داشتند ؟ توی ٰرژه معروف نازی ها حتی اعتماد و علاقه رو توی جوانانی که به استقبال اومدن میبینیم حالا با فلسفه شکلگیری که در ابتدا تشکیل حزب بود و ..و کاری نداریم چون در کشور ما یک امر غیرممکنه از طرف دیگه به نظر من مردم ما عکس العمل کاملا متضادی رو با افرادی که خیلی سعی در لفظ قلم حرف زدن و شعار دادن دارن ، نشون میدن و بیشتر به دلیل شعارهایی هست که خیلی از دولتمردان با لحن قشنگ دادن و مردم گشاشیشی در شرایطشون ندیدن ، بد یا خوب خیلی از مردم حتی به محتوای کلام این افراد هم دقت نمیکنن چون اولین پالسی که به ذهنشون میرسه دروغگویی طرف مقابل هست . به نظرم شخصی میتونه رهبر مناسب اپوزسیون تلقی بشه که قبل از داشتن خیلی از فاکتورها که یکیش سخنوری هستش بتونه اون اعتماد رو ایجاد کنه که در حال حاضر در کشور کسی به دولتمردان داخلی و افراد خارج از ایران که بعضا تحصیلات بالا دارند و فوق العاده آدم های خوش صحبتی هستند اون اعتماد لازم رو نمیکنه . کریمی اشتباهات زیادی داشته و داره و خواهد داشت اما در حال حاضر مردم قلبا بهش علاقه دارند و اعتماد همین دو فاکتور کافیه تا بتونه حداقل شرایط فوتبال رو تا حدی بهبود ببخشه گرچه خیلی سخنور ناتوانی هم نیست . فراتر از فوتبال رفتن هم خیلی درست نمیتونه تصمیم درستی از جانب کریمی باشه .