بعد از مناظره ی علی کریمی و مهدی ساکت در برنامه ی نود اظهارنظرهای مختلفی از سوی افراد جامعه بیان شد. گروه غالب بازنده ی مناظره را ساکت و دار و دسته ی منتسب به مهدی تاج رییس فدراسیون فوتبال می دانستند و افراد معدودی چهره ی شکست خورده ی این گفتگو را عادل فردوسی پور و یا علی کریمی معرفی کردند. حدود بیست و سه سال از روزی که اولین بازی فوتبال که از تلویزیون دیدم می گذرد. علی کریمی و رگ متورم شده ی گردنش یا پوزخندهای از روی عصبانیت او صدای اعتراض نسل من بود. نسلی که اگر به  دنبال بازنده ای در مناظره ی دوشنبه شب هستید به یقین می توانید آن را به عنوان شکست خورده ترین آدم های معاصر ایران بشناسید. نسلی که پشت مدیریت افرادی همانند مهدی تاج یا علی کفاشیان سالهاست که رنگ خوشی و آرامش را ندیده است. آدم هایی که هر روز صبح عده ای از آنها برای پیدا کردن شغل پشت میزهای عریض و طویل آقایان منتظر می مانند. جوانانی که اگر بحران بیکاری را پشت سر گذاشته اند حالا باید روزی ده الی دوازده ساعت کارکنند تا فقط هزینه های قسط و اجاره ی آپارتمان های شصت متری را بدهند. پسران جوانی که هزاران نفر از آنها با اشتباه پاسخ دادن  سوالات چهارگزینه ای سرنوشتی  جز اعتیاد،بیکاری و یا فرار به کشورهای دیگر نصیب آنها نشد. دانشجویانی که از روی اجبار مدرک های پولی گرفتند و پایان نامه های تقلبی نوشتند شاید همای سعادت بر روی شانه های آنها بنشیند. بله ما جوان های حالا میان سال دهه شصت بازنده های همیشگی هستیم .که حالا باید برای فسادهای آشکار فوتبال که از زبان علی کریمی بیان می شود هورا بکشیم. شاید تعداد علی کریمی ها در ایران امروز به تعداد انگشتان دو دست نباشد .ولی من به عنوان یک ایرانی هیچ گاه صدای لرزان و خودکار کوبیدن های او بر روی میز چوبی برنامه ی نود را  فراموش نمی کنم. صداهایی که هیچ گاه کسی آنها را نشنید.