اختصاصی طرفداری- در کنار این، انگلیسی ها نقطه ضعف دیگری هم داشتند. نماینده آنها جف تامپسون (که به عنوان نماینده بریتانیایی ها و نه اعضای یوفا در کمیته اجرایی حاضر بود) چندان اشتیاقی برای موفقیت انگلیس نشان نمی داد. تامپسون 63 ساله یک داور سابق بود که الان به صورت پاره وقت به عنوان قاضی فعالیت می کرد. او دوران شور و اشتیاقش را پشت سر گذاشته بود و بودن در دفتر کارش در چسترفیلد را به هر چیز دیگری ترجیح می داد. اعضای کمیته میزبانی انگلیس پشت سرش او را جلیقه صدا می زدند و حتی مطمئن نبودند خودش می خواهد به انگلیس رای دهد یا نه، چون بسیار توسری خور و آرام بود. او در دهه 60، از قاچ زدن پرتقال برای هم تیمی هایش در روستا به ریاست اتحادیه فوتبال شفیلد و هالامشایر رسیده بود. بعد از گذراندن دوره ای در دوکاستر راورز به عنوان مدیر داخلی، در 1999 به ریاست اتحادیه فوتبال انگلیس رسیده بود. با این حال، در اوایل 2008، استعفا داد تا جا را برای چهره محبوب حزب کارگری و وزیر سابق، لورد تایرزمان، باز کند. این باعث شد وقتش برای فعالیت در یوفا و البته کمیته اجرایی، که دو سال قبل به آن پیوسته بود، باز شود. بن همام برای روبرو شدن با تامپسون به یک مشکل خورد. تامپسون یک قانون مدار تمام عیار بود و مسلما به عنوان یک انگلیسی، تمایل داشت برای میزبانی 2022، به متحد همیشگی شان، آمریکا، رای دهد، نه؟
شاید باید روی اسپانیا تمرکز می کرد. آنها به خاطر اقدامات نماینده شان در کمیته اجرایی، آنخل مارا ویلار لونا، در حال یک انقلاب فوتبالی بودند. او به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال اسپانیا، چند دهه قبل، آکادمی پرورش استعدادها را در کشورش راه انداخته بود که الان در حال باردهی بود. در همان تابستان بود که بن همام در ورزشگاه ارنست هاپل شهر وین، شاهد به هوا پریدن و خوشحالی لونا بعد از گلزنی فرناندو تورس مقابل آلمان در فینال یورو 2008 بود. اسپانیا به عنوان مهد فوتبالیست هایی که هیچ گاه به حق شان نرسیده بودند، در حال تولد دوباره بود و آنها این را از طریق تیمی مستحکم از ستارگان قابل اتکا، میسر کرده بودند.
ویلار لونای 58 ساله یک هافبک بازنشسته بود که 22 بار هم برای اسپانیا بازی کرده بود. بعد از فوتبال، حقوق خوانده بود و الان 20 سال بود ریاست فدراسیون فوتبال کشورش را به عهده داشت. او رئیس کمیته میزبانی کشورش هم شناخته می شد و مشغول مذاکره با پرتغالی ها برای پیوستن به آنها در طرح میزبانی مشترکی بود که به دلیل مشترکات زبانی و فرهنگی، مسلما برای نمایندگان اهل آمریکای جنوبی، بسیار جذاب به نظر می آمد. اگر ویلار لونا می توانست از پس این مهم بربیاید، چهار رای در جیب داشت و در بین تمام اروپایی ها، کسب رای او به نظر ارزشمندتر می آمد.

ویلار لونا از اسپانیا به دنبال رسیدن به میزبانی مشترک جام جهانی به همراه پرتغال بود
دکتر میشل دهوژه بلژیکی به عنوان یکی دیگر از اعضای کمیته اجرایی هم دیگر اسم درخشان در لیست بن همام بود ولی این در شرایطی بود که بتوان او را قانع کرد بازی در دمای سوزان دوحه، ضرری به سلامت بازیکنان نخواهد زد. بلژیکی ها در همکاری مشترک با هلند، خواستار میزبانی جام جهانی بودند و خود را به عنوان نمایندگان جام جهانی سبز مطرح می کردند، ولی مساله این بود که کسی در کمیته اجرایی ارزشی برای مسائل زیست محیطی قائل نبود. نامزدهای جام جهانی که با دوچرخه می آمدند، بدون شک نمی توانستند به آن صورت نظر مردانی که همه جا با لیموزین می رفتند را جلب کنند. درخواست این کشورها چندان مورد توجه نبود و به آرای بسیاری نیاز داشت. حتی خود دهوژه هم ارتباط چندانی با درخواست خوش نیت کشورش برقرار نمی کرد. در حالی که ویلار لونا رهبر کمیته میزبانی کشورش بود، دهوژه آشکارا از میزبانی بلژیک حمایت می کرد، اما چندان خود را درگیر نشان نمی داد.
دهوژه 62 ساله بیشتر دوست داشت وقتش را به سرگرم کردن دوستانش با آکاردیون و رسیدن به ظاهر خودش، پر کند. او از همان وقتی که در کودکی به عنوان مسکات در یکی از بازی ها، لباس خرس خندان پوشیده و قدم به ورزشگاه کلوکه باشگاه بروژ گذاشته بود، عاشق فوببال شده بود. بعد از گذراندن دوره پزشکی در دانشگاه، به عنوان پزشک اول باشگاه منتصب شد و در ادامه به عنوان متخصص کشاله ران، دوران درخشانی را پشت سر گذاشته بود. بعد به ریاست فدراسیون فوتبال بلژیک رسیده بود و طی 20 سال گذشته، عضو کمیته اجرایی فیفا هم بود. او به عنوان یکی از متخصصین سلامت در فیفا، خیلی خوب می دانست گرمای بیش از حد چه بلایی می تواند بر سر عملکرد ورزشکاران حرفه ای بیاورد. بن همام وقتی به او رسید، یک علامت سوال کنار اسمش گذاشت.
نمی شد در مورد روسیه نظر مشخصی داد. از همان دوران کمونیسم، ورزش به عنوان ابزاری برای ارتقای پرستیژ در این کشور مورد استفاده قرار گرفته، ولی ولادیمیر پوتین، نخست وزیر آنها، علاقه چندانی فوتبال نداشت. بزرگان فوتبال آنها در تلاش برای کسب میزبانی جام جهانی 2018 بودند، اما آیا بزرگترین مقام اجرایی روسیه، به عنوان منطقه ای که در سرتاسر دنیا نگرش های مختلفی نسبت به آن وجود دارد، هم از این مساله حمایت خواهد کرد؟
در سال 2008، ویاچسلاو کولوسکوف نماینده قدیمی روسیه در کمیته اجرایی فیفا بود که معمولا براساس منافع منطقه ای و ملی، با دیگران معامله می کرد، ولی ریاست کمیته میزبانی به ویتالی موتکو، یکی از اعضای همراه پوتین موقع شهرداری اش در سن پترزبورگ، سپرده شده بود. شایعه شده بود موتکو قرار است جای کولوسکوف را در کمیته اجرایی بگیرد و این به معنای نیت پوتین در کسب میزبانی جام جهانی بود. قطر و روسیه از حیث وسعت کشوری، قابل مقایسه نبودند، اما مشترکات قابل توجهی داشتند. هر دو کشورهایی استبدادی با حاکمانی قدرتمند بودند که به خاطر شرایط جغرافیایی و تصادفی، بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی در جهان تلقی می شدند. برای کسب رای روسیه در کمیته اجرایی، بن همام باید حمایت پوتین را بدست می آورد و شاید منافع مشترک کشورش در این باره می توانست راه ورودش به کرملین را هموار کند.
اعضای دیگر کمیته اجرایی از یوفا شامل ماریوس لفکاریتیس از قبرس و شَنَس ارزیک از ترکیه می شدند. کارآفرین قبرسی شرایط قابل تشخیصی نداشت و نمی شد در مورد رای او نظری داد. او یکی از اعضای قدیمی کمیته های یوفا بود، ولی در 62 سالگی داشت به سختی کار با فناوری های موجود در کمیته اجرایی، که یک سال پیش عضو آن شده بود، را فرا می گرفت. او در لیماسول، دومین شهر بزرگ قبرس، متولد شده بود و از طریق تجارت نفت، ثروت هنگفتی به دست آورده بود. شرکت خانوادگی اش، پترولینا، چند دوجین نمایندگی در سراسر قبرس داشت و سوخت لازم ناوها و هواپیمایی های مختلف را تامین کرد و علاوه بر این، دستی هم در آپارتمان سازی داشت. بن همام نمی دانست لفکاریتیس چقدر در خصوص رای گیری میزبانی جام جهانی، اهل معامله است، اما می دانست وقتی طرف معامله با نفت و گاز سروکار داشته باشد، چه کار باید بکند.
ارزیک 66 ساله بود و قبل از اینکه به استخدام فدراسیون فوتبال ترکیه دربیاید، به عنوان فارغ التحصیل اقتصاد و مردی چندزبانه، در سازمان ملل و صنعت داروسازی، فعالیت کرده بود. در دفتر کارش در بین مناره های شهر استانبول، ایده های بازاریابی اش را برای تحول در فوتبال ترکیه به کار گرفته بود و در سال 94 به یوفا راه پیدا کرده بود تا 2 سال بعد، وارد کمیته اجرایی هم بشود. در آن زمان، ترکیه به همراه قطر، تنها کشورهای مسلمان عضو کمیته اجرایی بودند و بن همام می توانست از این مساله سودمند شود.
در ادامه لیست، دو نفره بسیار تاثیرگذاری وجود داشت که سال های سال در کنار هم در کمیته اجرایی فیفا، حضور داشتند: جک وارنر به عنوان ریاست کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی و مرکزی موسوم به کونکاکاف و مدیرکل غول پیکرش، چاک بلیزر. آنها در کونکاکاف سه رای در کمیته اجرایی داشتند و هر طوری که فکر می کردید، انتظار داشتید تمام حمایت شان را از تنها نامزد میزبانی جام جهانی 2022 در قاره شان، یعنی آمریکا، نشان دهند، اما رئیس شان وارنری بود که هر کاری از او برمی آمد.

جک وارنر و چاک بلیزر، حاکمان مطلق دنیای فوتبال در آمریکای شمالی به شمار می رفتند
این معلم سابق تاریخ اهل ترینیداد و توباگو، یکی از بدنام ترین اعضای خانواده فیفا در کمیته اجرایی بلاتر بود. او ریاست کنفدراسیونی را به عهده داشت که یک پنجم آرای کنگره سالانه فیفا را به خود اختصاص می داد. قلمروی وارنر شامل 3 کشور آمریکای شمالی و 7 کشور آمریکای مرکزی می شد، ولی قدرت او از 31 جزیره در کارائیب بدست می آمد که هر چقدر هم کوچک بودند، فدراسیون فوتبال داشتند. بزرگان فوتبال دنیا مثل برزیل (با 200 میلیون جمعیت) یا آلمان (با 80 میلیون جمعیت) هم تنها یک رای در کنگره داشتند و مونتسرات کوچک با تنها 5000 جمعیت هم همین شرایط را داشت و بخشی از فرمانروایی وارنر بود. قضیه آنجا خنده دار می شد که هر موقع تکه کوچکی از خشکی در کارائیب اعلام استقلال می کرد، وارنر سریعا به آنها حق تاسیس فدراسیون فوتبال می داد.
وارنر از آن آدم هایی بود که با پوشیدن کت و شلوارهای پرزرق و برق و گرم کردن مجلس، سعی می کرد محبوب جمع باشد، ولی در پشت این خنده ها و صمیمیت دوستانه، مردی قرار داشت که حاضر بود برای رسیدن به چیزی که می خواست، دوست و دشمن را قربانی کند. وارنر راه های بسیاری برای پول درآوردن فرا گرفته بود، اما مهم تر از همه آنها پولی بود که از طریق مرکز نخبگان ژائو هاولانژ از فیفا تلکه می کرد.
این مرکز در حاشیه زادگاه وارنر در ریو کارلو قرار داشت و جاه طلبی های بزرگی در سرمی پروراند. آنها ادعا می کردند مشغول کشف و پرورش استعدادهای فوتبال به عنوان بازیکن و داور هستند، ولی علاوه بر آن، محل مرکز را برای عروسی، جشن تولد، کنسرت راک و حتی مراسم دختر شایسته هم اجاره می دادند. در واقع هر رخدادی که باعث پول بیشتر می شد!
طی سال های مختلف، وارنر فیفا را برای تزریق هر چه بیشتر پول به مرکز تحت فشار گذاشته بود. فیفا هم با بی میلی قبول می کرد و در هر بار درخواست وارنر، میلیون ها دلار راهی مرکز نخبگان ژائو هاولانژ می کرد. راز بزرگی که وارنر هیچ وقت برملا نکرد این بود که خودش صاحب تکه زمین مرکز بود و علاوه بر این، کنترل تام الاختیار حساب های بانکی کونکاکاف را هم در اختیار داشت. فیفا هیچ گاه در مورد شیوه مصرف مبالغ هنگفتی که واگذار می کرد، سوال نمی کرد، چون آرایی که در کنگره تحت کنترل وارنر بود، خیلی اهمیت داشت. در عوض بلاتر سعی می کرد با قرار دادن هر کدام از 72 نماینده این کنفدراسیون در کمیته های مختلف فیفا، دوستش را راضی نگه دارد.
همراه همیشگی وارنر در کمیته اجرایی فیفا، چاک بلیزر، یکی از نفراتی بود که بیشتر از همه توجهات را ب خود جلب می کرد. عرض او تقریبا به اندازه طولش بود. او با آن ظاهر و ریش و سبیل تماما سفید، کاملا شبیه بابانوئل بود. بلیزر به عنوان مدیرکل کونکاکاف، از دفتر کارش در پنت هاوس برچ ترامپ در نیویورک، امورات را اداره می کرد. او در کنار هوش بالایی که داشت، خودشیفته هم بود. کسانی که روزانه در سنترال پارک نیویورک می دویدند، موقعی این کوه آدم نما مشغول ورزش می شد و همیشه یک طوطی روی شانه اش داشت، رویشان را برمی گرداندند. عجیب تر این بود که همسر سابق بلیزر طوطی رو طوری پرورش داده بود که با صدای خودش به بلیزر ناسزا بگوید. بعد از جدایی، خانم بلیزر برای مدتی طوطی را در اختیار داشت و یک سال صرف آموزشش کرده بود تا اشکالات رفتاری چاک را در قالب دشنام، به او منتقل کند. با این حال، بلیزر همچنان طوطی اش را دوست داشت و آن در در یک خانه پرندگان بزرگ در دفتر کارش نگه می داشت، ولی دوست داشت جمله ‘تو یک احمق هستی’ را حداقل در طی جلسات تجاری، نشنود.
وارنر و بلیزر در سال 1990 و وقتی وارنر تلاش متهورانه ای برای رسیدن به ریاست کونکاکاف کرد، همکاری شان شروع شد. وارنر برخلاف انتظارات و به کمک بلیزر، که آن موقع عضو فدراسیون فوتبال آمریکا بود، برنده شد. کمی بعد، وارنر، بلیزر را مدیرکل کرد و آنها شروع به پول درآوردن باهم کردند. طی مدت 10 ساله قبل از 2008، بلیزر میلیون ها دلار کونکاکاف را تحت عنوان حق کمیسیون، هزینه و اجاره بهای آپارتمان هایش در برج های ترامپ و میامی، به جیب زد. حتی سوخت اتومبیل هامر غول پیکرش هم با پول کنفدراسیون تامین می شد.
در طی رای گیری برای میزبانی جام جهانی 2006، وارنر و بلیزر در کنار نماینده سوم کونکاکاف، در ابتدا از انگلیس حمایت کرده بودند، اما بعد از دور اول، رای شان را به آفریقای جنوبی تغییر داده و در واقع امیدهای انگلیس را نابود کردند. بعد از آن، عضو سومی به جمع شان اضافه شده بود. رافائل سالگورو ساندووال 62 ساله از گواتمالا که یک فوتبالیست قدیمی بود و الان یک وکیل/ مشاور حقوقی بود، به عنوان معاون رئیس کونکاکاف و عضو 22 ساله کمیته اجرایی این قاره، در کنار آنها قرار گرفته بود. سالگورو از پولشویی های کلان وارنر و بلیزر بی اطلاع بود. بن همام نمی دانست این عضو سوم چطور رای خواهد داد، ولی اطمینان داشت راه رسیدن به آرای کونکاکاف از وارنر می گذرد.
این مرد اهل کارائیب، مهره ای کلیدی بود و در خوش شانسی بن همام همین بس که وارنر او را ‘تنها برادرش در دنیای فوتبال’ می دانست. بن همام مدت ها بود برای رسیدن به حمایت وارنر در تلاش بود. در می 2008، از اعضای دفترش در AFC خواسته بود مشخصات حساب بانکی وارنر را گیربیاورند تا او 250 هزار دلار برایش واریز کند؛ مبلغی که 25 برابر دستمزد معمول در ترینیداد و توباگو به شمار می رفت. قبل از جلسه کنگره در سیدنی هم وارنر تحت عنوان مشاور بن همام به عنوان مسئول پروژه ای که تلاش می کرد استانداردهای فوتبال در آسیا را ارتقا دهد، با جت خصوصی بن همام به چین سفر کرده بود. آنها مشغول بازدید از پکن بودند که زلزله ای بزرگ منطقه شیهان در صدها کیلومتر آن طرف تر را لرزاند. وارنر بعدا ادعا کرد مبلغ واریزی بن همام در جبران خسارتی بوده که زمین لرزه به او وارد کرده، ولی هیچ وقت نگفت در چمدانش چه چیزی حمل می کرده که ارزشش آن قدر هنگفت بوده است البته مگر اینکه تمام چمدان از پول نقد پر بوده است!
درآخر، ولی نه بی اهمیت تر از بقیه، آفریقا بود که منطقه مورد علاقه بن همام به شمار می رفت. آنها در جریان انتخابات سپ بلاتر، خیلی به بن همام یاری رسانده بودند و الان باید دوباره با عیسی حیاتو مصالحه می کرد؛ مردی که 6 سال قبل برای شکست مفتضاحه اش، کمک بزرگی به بلاتر کرده بود. حیاتو در آن زمان برای بیش از 20 سال ریاست CAF (کنفدراسیون فوتبال آفریقا) را به عهده داشت و خیلی قبل تر از بن همام وارد کمیته اجرایی شده بود. کسب رای او شروط لازمه خودش را داشت. حیاتو می خواست بداند میزبانی قطر چه امتیازاتی برای آفریقا و در ادامه برای زادگاهش، کامرون خواهد داشت. با این حال، حیاتو شکست ناپذیر نبود. بن همام و بلاتر در کنار هم در سال 2002، آرای او در راه رسیدن به ریاست فیفا را نصف کرده بودند و دوباره می توانستند آن را انجام دهند. او اگر می خواست در مسند ریاست CAF به کارش ادامه دهد، شاید این دفعه باید در جهت جریان آب شنا می کرد؛ این مخصوصا در شرایطی بود که قاره و کشورش سودمند می شدند.
برخلاف حیاتو، دو نفر از سه عضو دیگر آفریقا تنها یک سال قبل وارد کمیته اجرایی شده بودند. ژاک آنومای 56 ساله حسابدار سابق هواپیمایی فرانسه بود که به استخدام حاکم دیکتاتور ساحل عاج، لورن گبابو، درآمده بود. این دو نفر طی سال ها آن قدر نزدیک شده بودند که آنوما مسئول امور مالی کشور و همچنین فدراسیون فوتبال کشورش شده بود.
آن یکی عضو جدید کمیته اجرایی آموس آدامو، رئیس اتحادیه غرب آفریقا و اهل نیجریه بود. او از قبل مدیریت در فوتبال به ثروت رسیده بود و براساس شنیده ها، صاحب 3 خانه که یکی از آنها در لندن قرار داشت، بود. منتقدانش او را به خاطر ناپدیدشدن میلیون ها دلار به هنگام برگزاری جام جهانی جوانان در سال 1999 و بازی های آفریقایی در سال 2003، مقصر می دانستند، ولی این صحبت ها تنها در حد اتهام باقی ماند. بن همام تصمیم گرفت هر سه نفر را به دوحه دعوت کند تا امکانات زادگاهش را به آنها نشان دهد. عضو دیگر کمیته اجرایی از آفریقا، اسلیم چیبوب از تونس بود که پیش بینی می شد در انتخابات بعدی در 2009، توسط هانی ابوریدا، فوتبالیست سابق مصری، جایگزین شود و برای همین بن همام نمی خواست تا قبل از مطمئن شدن در خصوص ماندن یا رفتن چیبوب، وقت زیادی را صرف او کند.
کسب 4 رای آفریقا در کمیته اجرایی بسیار اهمیت داشت، چون بن همام می دانست آنها به صورت گروهی به یک نامزد رای می دهند. این آرا یک سوم آرایی که بن همام در کنار رای خودش برای پیروزی نیاز داشت، برایش فراهم می کرد. حیاتو به تمام اعضای CAF تسلط کامل داشت و آنها هم می دانستند چطور کارشان را پیش ببرند. بن همام می دانست اگر بخواهد تمام آرای آفریقا را بدست آورد، باید تمام اعضای CAF را راضی کند تا نظراتشان را به گوش نمایندگانشان در کمیته اجرایی در حمایت از قطر برسانند. او دو ماموریت در قطر داشت: اول اینکه نظر مستقیم اعضای کمیته اجرایی از این قاره را جلب کند و دوم اینکه حمایت اعضای کنفدراسیون را به دست آورد تا عدم حمایت اعضای کمیته اجرایی از قطر در جریان رای گیری را غیرممکن کند. او قبلا این کار را در آفریقا انجام داده بود و دوباره می توانست به آن دست پیدا کند. این اولین مرحله از پروژه او بود و می خواست سریعا آن را آغاز کند.

بن همام به دنبال کسب تمام آرای عیسی حیاتو و دیگر اعضای آفریقایی وقت کمیته اجرایی فیفا بود



