‍ ?علی دایی بی دلیل علی دایی نشده است. او در هر پدیده ای سعی می کند منطقی ترین واکنش را نشان بدهد؛ واکنش هایی که منطقی است و او سال به سال که از دوران مربیگری و زندگی اجتماعی اش می گذرد پخته تر می شود. این در یک زندگی شاید یک روند طبیعی باشد اما دایی حتی نمی پذیرد که امروز او را با القابی مانند تختی زمانه صدا کنند. ?حضور به موقع علی دایی در کوران زلزله کرمانشاه که او را مرد میدان های سخت جلوه داد باعث شد تا مردم،کمک های خود را به حساب علی دایی واریز کنند. دایی دیروز از مردم خواست تا این حضور را به منزله تختی زمانه ندانند. دایی می گوید باید با واقعیت های زندگی مواجه شویم و با هر اتفاق ساده ای،یک ورزشکار را به عنوان چهره ملی- میهنی تلقی نکنیم. ?دایی نشان داده با همه این حرف ها یک چهره ملی مستحکم است؛ دفاع همیشگی او از تیم ملی ایران ثابت می کند دایی هنوز سال های حضور پر افتخار در تیم ملی را از یاد نبرده است. این طور حمایت کردن از تیم ملی دل ملی پوشان جوان را هم قرص می کند. آنها می بینند علی دایی که آقای گل فوتبال جهان است و همه دنیا از او با افتخار یاد می کنند این چنین در حمایت از تیم ملی کشور سنگ تمام می گذارد. ?چه چیز از این بهتر که دایی می گوید من حامی سرمربی تیم ملی ایران هستم؟ چه کسی بیشتر و بهتر از او درک می کند وقتی تیم ملی در محاق می رود یا تحت فشار قرار می گیرد محصول این اتفاق تلخ چه فاجعه ای خواهد بود؟ یکی از خاطرات تلخ علی دایی و ملی پوشان ما در سال 2006 در جام جهانی آلمان رقم خورده است. این حوادث را دایی با گوشت و پوست و خونش حس کرده و امروز حاضر نیست بر سر منافع و مصالح ملی با کسی معامله کند. ?دایی همیشه این گونه ملی فکر کرده و همین تفکرات خاص او وجه تمایز دایی با دیگران است. حالا هم او از همه ما می خواهد دایی را تختی زمانه ندانیم و با این القاب برای خود یک خیال وارونه نسازیم. ?علی دایی،دایی است؛ همان دایی همیشه دوست داشتنی که قرار است فقط علی دایی باشد