من دیروز واسه یه قضیه ای مجبور شدم صبح برم حوالی همدان و دیشب برگشتم تهران از دیروز مدام به فکر یه اتفاقی که تو این سفر واسم افتاد میکردم که پست کنم و بیخیالش شدم و پست نکردم تا این که این پست الان دیدم کاربر pers polis این عکس گذاشت دیروز یکی از وحشتناک ترین بارون های عمرم تو این شهر دیدم و بارونش مثل باران های تهران این نود که بیاد و خیلی عادی با یه چتر بچرخی بارون زمین تبدیل به سیل کرد خیابونا مثل رودخونه ی چالوس شده بود سوار تاکسی بودم یه پیرمردی سوار ماشین بود و جلو نشسته بود با راننده تاکسی که اون هم سنش بالا بود صحبت میکردن و این پیرمرد گفت همین الان از کرمانشاه میاد و زد زیر گریه و تو صحبتاش میگفت بارون اومده داخل چادرا و اشاره میکرد که فرشی که زیرشون انداختن رفته زیر آب بارون صحنه رو تصور کنید جایی که واسه خوابیدن و نشستن و غذا خوردن هست رفته زیر آب این دقیقا یکی از روش هایی هست که در گذشته برای شکنجه ی زندانیان استفاده میشده میومون سلول در راه آب درست میکردن و اون ها مجبور بودن همیشه سرپا وایسن و نمیتونستن بخوابن باز هم همین صحنه رو تصور کنید مگه اصلا جایی که زیر مات آبه میتونی بخوابی