اول-تیکی تاکا؟!شوخی میکنی رفیق!
"تیکی تاکا به بن بست رسیده.تیکی تاکا دیگه جواب نمیده.تیکی تاکا قابل مهار شده.و..."
در نگاه اول وجه اشتراک این جملات رو نکوهش تیکی تاکای بارسا می بینیم...ولی در حقیقت وجه تشابه تمام این جملات نقد سبکی هست که اصلا وجود خارجی نداره!!
بله این روزها اصلا تیکی تاکایی وجود نداره و در بارسا بازی نمیشه.تیکی تاکا رو اگر استفاده از کوچکترین فضاهای ممکن تعریف کنیم،یا سرعت دادن به بازی با پاس های پیاپی،یا اسشمو به کار گیری خلایت های فردی در قالب کار تیمی بذاریم یا هر چیز دیگه ای که دوست دارین، اصلا چیزی به این اسم در تیم فعلی وجود نداره.فقط یک چیز مونده و اون هم پاس های متوالی و بی هدف و کند هست که بیشتر شباهت به "تیله تاکا" داره نه تیکی تاکا
دوم-پسر تو را چه می شود؟!
آیا بی انگیزگی و اشباع شدگی یا ترس از دست دادن جام جهانی تا این حد تاثیر گذاره؟؟!آیا برای درخشش در جام جهانی نیازی به یک پیش نمایش با شکوه و هشدار دادن به رقبا نیست؟؟!آیا این نا آمادگی فاجعه بار فعلی رو میشه در استانه جام جهانی به اوج آمادگی تبدیل کرد؟؟!و ده ها سوال دیگر که در مغز من و امثال من رو پرسه میزند...
جواب این ها هرچه باشد پیش خودت هست لئو.ولی حق بده که نگران باشیم.نگران روز های آینده و بازی ها ضعیف تر از تو،یادت باشد تو همیشه یک آرژانتینی هستی و خواهی بود،ولی یک بارسایی ...!مراقب باش دوز آبی و اناری خونت پایین تر نرود
(مخاطب این پاراگراف فقط مسی نیست و بقیه رو هم شامل میشه)
سوم-جیب خالی و پز عالی!
بر اساس نظریه های انیشتین جهان بر پایه مولفه ای بنام فضا-زمان بنا شده.اما فوتبال رو ورزش فراتز از این دنیا می دانیم.چرا؟؟جولب مشخص است.فوتبال حتی زمان رو هم در نوردیده و برای خود ملاک و مولفه ای جدید برگزیده:"فضا-سرعت"
بله در فوتبال سرعت بر زمان اولویت و ارجحیت دارد.در فوتبال سرعت حتی میتواند ضامن و تامین کننده زمان نیز باشد که اگر نبود خبری هم از هزاران گل دقیقه نودی که بعضی تیم ها رو به اوج افتخار و بعضی دیگر را از عرش به فرش کشانده نبود.حال در بارسا...سرعت که نداریم.مدت هاست تمام شده.فضا رو هم رقبا به خوبی ازمون می گیرن.با این حساب چه انتظاری میشه از تیم داشت؟؟!!حکایت امروز ما همون حکایت جیب خالی و پز عالی هست.شیر بدون چنگال و دندان،تیکی تاکا بدون سرعت و فضا!
چهارم-بارسایی تا همیشه
رویای ما رو آرام آرام به مرگ واداشتن.تدریجا به خفقان کشیدن.جای چنگ عده ای "به ظاهر خودی" بر گردن نحیف رویای ما هنوز باقی مونده و سال ها هم می مونه.ولی شاهنامه آخرش خوشه.همه بر می گردن.خیلی زود.عروسی به "سیووتات اسپورتیوا خوان گمپر" باز خواهد گشت
این نیز بگذرد...!