هر کسی نام کسی گفت سرش بالا رفت ما که از لطف تو داریم سری در سر ها ازدحام است سر کوی شما اذن بده لااقل ما بنشینیم همین آخرها . . آموختم اسباب ضروری سفر “عطر حرم” است و “تربت” و “انگشتر” الا سفر کرب و بلایت آقا چون “زیره به کرمان” نبرد این نوکر… “م.کاظمی نیا”