جان اسنو : دقیقا همونقدری که من میخوام بدونم چطوری یه لنیستر تبدیل به مشاور اعظم ملکه دنریس تارگرین شده؟ تیریون : قصه سر دراز داره ، بخوام رو راست باشم بیشتر مواقع مست بودم جان : پرچمدارای من فکر میکنن من یه احمقم که اومدم اینجا (دراگون استون ) تیریون : درسته اونا اینطور فکر میکنن،اگه منم مشاورت بودم همین نظرو داشتم......ولی استارکا در سفر به جنوب خوب نیستن مگه نه؟ جان : درسته .....اما من استارک نیستم (صحنه ایی که بعدش دراگون از بالا سر جان و بقیه رد شد)?