نمیدونم چی شد وچرا هوادارت شدم ولی خوشحالم از این موضوع که سهم بزرگی از قلب من برای تو هست.
عشق اگه دلیل داشته باشه بالاخره اون عامل حذف میشه ولی اگه دلیل نداشته باشه، هیچ وقت حذف نمیشه
اولین خاطره ای که از بایرن تو ذهنم دارم:
سال99میشه به عبارتی ۷ سالم
یادمه روز بازی با منچستر بود منم ازبعدظهرش مریض شدم
چشمام عفونت کرده بود شدید
چرک میکرد درحدی که مژهام بهم میچسبید با دست پاک میکردم به ۵ دقیقه نمیرسید دوباره همون داستان ...
بابام گفت آمادش کنید ببرم دکتر منم داد وفریاد من چیزیم نیست دکتر نمیام میخوام بازی بایرن رو نگاه کنم...
خلاصه منو برد دکتر منم تو راه فقط گریه میکردم وداد میزدم وفحش میدادم..
رفتیم تو اورژانس اونجا رو هم رو سرم گرفته بودم به همه میپریدم...
خلاصه رفتیم پیش دکتر گفت این رو باید اعزام کنید خود استان اینجا ما نمیتونیم کاری بکنیم (امکانات در حد صفر ...)
ماشین اورژانس اومد منم بردن داخلش اونجا اون پرستار رو به فحش بستم???من نمیشناختم ولی مثل اینکه آشنا بود بابام میشناختش با هم خوش بش میکردن وبابام این فامیل هست حرف زشت نزن ومن گوش بدهکار نبود ولم کنین برم خونه باید بازی رو نگاه کنم...
اونم به بابام میگفت عمو کاریش نداشته ....
خلاصه رسیدم خود استان بردنم تو بیمارستان اینجا رو درست نمیدونم واقعی هست یا تخیل وساخته ذهن خودم ولی اون چیزی که تو ذهنم میاد یه اتاق بود با ۴تا تخت با روکش وملافه سفید من تنها توش بودم یه اقای دکتر اومد قد بلند تاس وعینکی یه دونه قطره دستش بود ریخت تو چشمم وگفت این چیزیش نیست میتونی ببریش خونه....
برگشتیم تو خونه اولین سوال که کردم گفتم فوتبال چی شد داداشم گفت ۲ به ۱ باختین توضیح داد تا ۹۰ جلو بودین و...
گفتم برو بابا خودت رو مسخره کن باور نکردم اون شب تا بعد که فهمیدم راست میگفت...
ولی یه چیز داشت اینکه بابام هنوز بازی بایرن رو نگاه میکنم یاد اون شب میفته وبعد میگه بایرنم شد تیم تو طرفدارشی همش میبازه????
تولدت مبارک عشق باواریایی ها❤️?