بی شک تماشای اسطوره های فوتبال در دنیای بازنشستگی روی نیمکت باشگاه های بزرگ دیدنی است! هیچکس نمی تواند این لذت را رد کند، چرا که ما همواره به دنبال آن بوده ایم تا ستارگان نسل خود را در صندوقچه خاطراتمان نگه داریم و با آنها زندگی خود را به پیش ببریم.
برای مثال دیگو مارادونا افسانه ای که دنیای فوتبال را تحت تاثیر عجیب ترین و خاص ترین تکنیک خود قرار داده بود و توانست مفهومی دیگر به فوتبال بدهد؛ هرگز نتوانست به عنوان یک مربی موفق پس از بازنشستگی در دنیای فوتبال فعالیت نماید! چرا که او بخش اعظمی از آنچه که می بایست برای داشتن فاکتور های یک مربی بزرگ را در خود داشته باشد، هرگز نداشت!
چه بخواهیم بپذیریم و یا نپذیریم، دنیای مربی گری کاملا متفاوت با دنیای بازیگری است، می توان در دنیای بازیگری یک بازیکن بی اخلاق و کاملا منفی بود، نیازی نیست تا شخصیتی بزرگ را داشته باشید بلکه توانایی شما برای رسیدن به بزرگ ترین عناوین کافیست! اما در دنیای مربیگری سواری از علم روز، نیاز به مباحث و مسائل روحی و روانی و همچنین شخصیتی بزرگ برای نشستن بر روی نیمکت نیاز دارید! این تفاوت بزرگ را هر بازیکن بزرگی نمی تواند با دنیای گذشته خود تفکیک کند، مگر بزرگ ترین ها و کاریزماتیک ترین ها!
مثال های بسیاری را می توان برای ستارگان بزرگی که هرگز نتوانستند به عنوان یک مربی موفق ظاهر شوند آورد و با بررسی آنها تنها به یک نتیجه مشترک خواهیم رسید و آن نبود شاخصه رهبری در شخصیت آنهاست! مسئله ای که می تواند به جد بیشترین تاثیر را در هدایت و تاکتیک پذیری بازیکنان در آنها ایجاد نماید.
اما مثال های موفقی نیز در این حوزه وجود دارد که دقیقا نقطه مقابل گروه ناموفق های بزرگ قرار دارد! همانند زین الدین زیدان، گنارو گتوزو و لوئیس انریکه که هر 3 توانستند در بدو ورود به عنوان مربی به باشگاه های گذشته خود، با شخصیت ویژه شان شرایط نه چندان مثبت تیمشان را تغییر دهند!
زیدان ستاره فرانسوی کهکشانی زمانی جایگزین رافائل بنیتز شد که مادریدی ها عملا رقابت های لالیگا را از دست داده بودند و با اشتباه فاحش بنیتز در بازی دادن دنیس چریشف در صورتی که محروم بود در رقابت های کوپا دل ری نیز حذف شده بودند؛ او ناجی رئال مادرید درمانده فصل 2015/16 لقب گرفت تا دست آخر بتواند تیمش را به قهرمانی در رقابت های لیگ قهرمانان اروپا برساند؛ او با ورود خود فضایی تازه را در باشگاه حاکم کرده بود، چرا که ستارگان بزرگ رئال مادرید از شخصیت بزرگ این مربی تازه کار پیروی می کردند و کار با او بدل به بهترین لحظات حضورشان در درون باشگاه شده بود.
لوئیس انریکه کاپیتان سابق بلوگرانا که از آن دست ستاره های بازی کرده در جمع آبی اناری ها و کهکشانی ها بود، پس از آنکه جراردو مارتینو نتوانست در فصل 2013/14 بلوگراناها را به قهرمانی برساند و اتلتیکو مادرید این عنوان را از آن خود کرد از سمتش استعفا داد تا لوئیس انریکه که در سلتاویگو توانسته بود تیمی منسجم را بسازد، به خانه بازگردد و نمایشی فوق العاده را با خط حمله ویرانگرش ارائه دهد، او نیز تاثیرات غیر قابل انکاری در تاریخ باشگاه بارسلونا دارد، چرا که در اولین فصل حضورش توانست برای آبی اناری ها سه گانه کسب نماید.
و امروز دنبال رو راه مربیان موفق و بزرگ همانند انریکه و زیدان؛ گنارو گتوزو است که با نمایش های بسیار خوبش از زمان برعهده گرفتن هدایت روسونری ها، تیمی که او با عشق و تعصب مثال زدنی اش بدل به کاریزماتیک ترین بازیکنان تاریخ آث میلان شده بود، در مسیری بسیار جالب قرار دارد تا کانون توجهات هم اکنون به سوی او روانه شده باشد.
گتوزو تا پیش از هدایت میلان به عنوان مربی موفقی در دنیای فوتبال شناخته نمی شد، اما پس از آنکه جایگزین مونتلا ناموفق شد شخصیت خاص دوران بازیگری اش در سن سیرو بار دیگر در او زنده شد تا در اولین کنفرانس خبری اش نشانه هایی از شوک مثبتش را به نمایش بگذارد!
میلان امروز از آن شرایط اسف بار نجات یافته است، اما به طور قطع در رقابت های سری آ به دلیل امتیازاتی که تا نیم فصل از دست دادند نخواهند توانست به مقامی دست پیدا کنند، اما گتوزو امیدوار است تا در کوپا دل ری اولین جام خود را کسب نماید و پیش درآمدی برای فصلی بزرگ را در آینده بسازد.
امروز بازیکنان میلان با او تجربه ای متفاون را تجربه می کنند؛ چرا که آنها در این سالها با هیچ مربی به اندازه او نتوانسته اند ارتباط برقرار نمایند و شرایطی تازه را لمس کنند تا امید به معنای حقیقی در اردوی روسونری ها زنده شود